عیش و نوش مریم رجوی، بیگاری و بردگی ساکنان لیبرتی
این رهبر خونریز و جنگ افروز که جز به سلامت خود نمی اندیشد، ذره ای ارزش برای نیروهای خودش هم قائل نیست و بدون در نظر گرفتن سن و سال افراد آنان را وادار می کند بلوکهای عظیم سیمانی و امثال آنرا از زمین بلند کرده و جابجا کنند تا به این طریق سرگرم شده و مسائل سیاسی و حقوقی خود را به فراموشی بسپارند و شبها هم بدون اینکه بتوانند کلمه ای با هم صحبت کنند، بیهوش در بستر دراز بکشند تا فردایی دوباره سر رسد و این بازیهای شیطانی تکرار گردد.
پناهگاه
آنها در زیر زمین بدور از همه چیز تنها کسانی را میبینند که بله قربان گوی دستورات انان باشند و تنها برای کسانی سخن میگویند که فقط برایشان کف بزنند. اینگونه افراد هرگز انتقادی نشنیده و همیشه خوب وخوبی هایشان را شنیده اند، آنان انحصارگر و قدرت طلب در همیشه زندگی، طلبی از خدا و تاریخ و مردم داشتهاند که چرا در قدرت نیستند و زمین و زمان را تا زمانی که زندهاند به آتش میکشند تا به همین خواسته برسند و چون نمیرسند دیگران و خدا و تاریخ و مردم را مقصر جلوه میدهند.
زهرا معینی: کسانی که باید به میز محاکمه کشیده شوند مسعود و مریم هستند
رجوی اگر پولی دارد از بابت خیانت به کشور ایران و فروختن اطلاعات ایران است، پول خون هموطنان من و ما است و برای اطلاع مردم باید بگویم که هیچ پولی را رجوی برای کسی خرج نکرده و نمی کند جز برای حفظ جان خودش و نور چشمی های مجیز گویش و میهمانی ها و عیاشی های خودش و مریم مهرتابانش در غیراینصورت فقط بدنبال مانع تراشی در مسیر زندگی و رفاه افراد است
رجوی هرگز دست از فریب و دسیسه بر نمی دارد
یک چیز مشخص است و آن اینکه فریبکاری های رجوی حتی در میان ساکنان لیبرتی که سخنان او و مسئولین فرقه اش تنها کانال ارتباطی آنانست هم خریداری ندارد و همه حرفهای او را به سخره گرفته اند. بسیاری در نشست ها شرکت نمیکنند و مسئولین مجبور هستند به آنها امتیاز بدهند. فضای مسئله داری علیرغم ممنوعیت شدید صحبت بین افراد تحت عنوان محفل زدن به شدت در میان اعضا سرایت کرده و همه گیر شده است.
آه و فغان مریم قجر از دست رها شدگان و خانواده های اعضاء اسیر در کمپ لیبرتی!
مریم قجر ریئس جمهور باسمه ای که بیش از ۱۸ سال حسرت به دل در انتظار نشستن بر تخت و تاج در دنیای خود سیر می کند بار دیگر در کنار رود اور سوراواز در ویلای خود جلسه شورای دست ساز رجوی را در تاریخ ۲۵ و ۲۶ دی ماه سال ۱۳۹۲ برگزار کرد در این نشست طبق معمول مریم قجر رژیم ایران را در حال سرنگونی و خودشان را بعنوان الترناتیو در یک قدمی تخت تاج در عالم هپروتیشان ارزیابی کردند!
مصاحبه با سیروس غضنفری عضو جدا شده از باند مستبد رجوی – قسمت سوم
باید توجه داشت که افراد نقش درجه چندمی درتصمیم مربوط به انتقال ازعراق رادارند و بطوریکه میدانیم، این افراد در حصار تنگ و تاریک تشکیلاتی گرفتار شده و نتیجه ی مغزشوئی ها وفریبکاریهای انجام شده بنفع این افراد نخواهد بود. مخصوصاً اینکه فرقه ی رجوی بعنوان کل، هرگز مبارزه مسلحانه را که نام آبرومند تروریزم است، رها نکرده و شواهدی که نشان از این تغییر موضع کوتاه یاحتی میان مدت باشد، به چشم نمیخورد. اهالی لیبرتی در تضاد عمیقی قرار دارند واین تضاد عبارت است ازتضاد بین افراد(جزء) وتشکیلات (کل).
انقلاب درونی مجاهدین در چند جمله – قسمت چهارم
بند (د) هم مانند بندهای دیگر که حقیقتا هیچ پایه علمی یا حتی تجربی نداشت چیزی کاملا من در آوردی بود که زائیده فکر متحجر و فسیل شده مسعود و مریم رجوی بود! مریم رجوی برای اینکه خودش را روشنفکر نشان دهد یا بهتر بگویم ژست روشنفکری بگیرد با خواندن کتابهایی از فلسفه یا کتابهای روشنفکری دیگر و حفظ کردن آنها و تکرار کردن همان مطالب از جانب خودش سعی میکرد در بین بچه ها برای خودش جایگاهی دست و پا کند
انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین در چند جمله – قسمت سوم
رجوی در نشستهای بند (ج) رو به زنانی که در حال عبور دادن خود از بحث ها بودند میگفت: اگر در ذهنتان هم به همسران سابقتان فکر کنید بمن خیانت کرده اید چرا که شما اکنون در حریم من هستید! در منتهای وقاحت رو به زنان میگفت که من تمامی عواطف و احساساتتان را میخواهم! بعد بخاطراین که صحبت خیلی ضایع نباشد اضافه میکرد البته برای سرنگونی ها!! رو به مردان هم میگفت: که شما بایستی از من متشکر باشید که باعث طلاق شدم! او میگفت: که خیلی از شماها خودتان بدلیل مسائل مختلف میخواستید طلاق بگیرید ولی رویتان نمیشد
کسانی که باید به میز محاکمه کشیده شوند مسعود و مریم رجوی هستند
دوما رجوی همواره موج سواری کرده است و اشتباهاتشان را به گردن دیگران انداخته در این پیام بسیار قابل توجه است که با ترفندی خواسته که حتی انتقامجوئی را نیز به گردن دیگران بیندازد و حواسشان نبوده شاید یادشان رفته زمانی که باد می کارند طوفان درو می کنند. از آن زمان که شما ازدواجهای کذائی را راه انداختند و در یک پروسه دیگر تمام متأهلین را مجبور به جدا شدن کردند و بعد بچه ها را از پدران و مادران جدا کردند و حتی به بچه شیرخواره شش ماهه هم رحم نکردند آنها برایشان مهم نبود آن بچه ها بدور از خانواده و پدرو مادر و مهر و محبت چه خواهند شد
انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین در چند جمله – قسمت دوم
زندان انفرادی بود بمدت دو سال برای از بین رفتن اطلاعاتش و بعد از آنهم تحویل مقامات امنیتی عراق شدن و رفتن به زندان ابوغریب بجرم ورود غیر قانونی به عراق و زندانی شدن بمدت هفت سال! یعنی تا انیجا شد 9 سال! حال هرکدام از خوانندگان عزیز در دنیای فرض و خیال اگر شما جای یکی از این نیروهای سازمان بودید بصورت شکلی و ظاهری هم که شده تن به شرکت در این خیمه شب بازی سازمان میدادید یا اینکه حاضر میشدید سر از زندانهای سازمان و عراق در آورید؟
عاقبت ۴۶سال نوشتن مشق غلط و غلوط
رجوی خشت کج را در روز اول ورودش به تشکیلات با تمرد و قدرت طلبی بنا کرده است و این اعتراف خودش است. او هرگونه خیانت و جنایت را محترمانه با انشای مشق غلط و غلوط توجیه می کند. دقت کنید رجوی پیوستن به صدام و شرکت در قتل عام ملت ایران در دوران جنگ هشت ساله را اینگونه توجیه می کند: وقتی ما با صاحب خانه (منظور او صدام است) و سید الرئیس طرح صلح امضا کردیم و به عراق آمدیم همه با دید و عینک جزام به صدام نگاه می کردند ولی چون مجاهدین مسئله شان آزادی ایران بود هرنوع تهمت و مارکی را پذیرا شدند.
استفاده چندجانبه رجوی از واقعه اشرف
اخیراً در برنامههایی تحت عنوان گزارش ارتش آزادی قسمت نهم، اشاره به یکی از نیروهای جدا شده سازمان به نام مسعود دلیلی میکند که هدایت و راهنمایی نیروهای مهاجم را به عهده داشته است.اما طرف مقابل نیز تحلیلهای خودش را از این واقعه چنین عنوان کرد که تهاجم شهریور در اساس یک تسویه حساب درون سازمانی بوده است. و این عده که قربانی شدهاند نتیجه همین درگیریهای درونی بوده و نیروهای عراقی هم صرفا برای پا در میانی وارد شدهاند.