مسعود رجوی، پرچمدار بی پرچم
و البته این اراجیف هم نشان از واپسین دم حیاتش دارد زیرا قبلا خودش گفته بود اگر شکست خوردیم حداقل کاری که بکنیم این است که جداشدگان را بقتل برسانیم و این همان احساس واقعی شکست است اما بنظرم در این مورد هم مقدار زیادی با تاخیر عمل کرده است زیرا دیگر توان آن کار را هم ندارد
پیام از داخل کمپ لیبرتی: به داد ما برسید!
همچنین در این پیام این دوستمان از یک توافق نا نوشته بین سران فرقه رجوی و ارگانهای بین المللی (یونامی) و کمیساریای عالی پناهندگی خبر داده و گفته یکی از مسئولین فرقه رجوی خیلی ابراز خوشحالی می کرد از اینکه خانواده ها دیگر نمی توانند مثل قبل در کناراردوگاه بد نام اشرف بودند به درب کمپ و اطراف لیبرتی بیایند!
مسعود رجوی را بیشتر بشناسیم – قسمت دوم
این عجز ودرماندگی و تهدید این تروریست البته از سر ضعف ودشمنی با مردم ایران بود که در انتخابات ها او وگروهک اورا تحویل نگرفته وعددی محسوب ننمودند _ مسعود رجوی دیوانه تشنه قدرتی بود که مصصم شده بود تابن واستخوان به ایران وایرانی خیانت کند وچنین شد که بعد از مدتی ازایران به فرانسه واز انجا به اغوش ارباب خود صدام (دشمن شماره یک ایران) پناه برد
مقر ۴۹ مکانی برای فرماندهی یا…!؟
در شرایطی که نیروهای فرقه رجوی از هر نظر تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی بودند و درشرایطی که بدستور مهوش سپهری با نام مستعار نسرین بدنه سازمان بایستی به معنی واقعی کلمه صبح تا شام بیگاری بدهند، مقر 49 که با محمل مقر فرماندهی سازمان ساخته شد به مکانی برای عیش و نوش رجوی تبدیل شده بود!
بندبازی رجوی با بند ف (انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق)
درز کردن اخبار از درون اردوگاه لیبرتی حاکی از آن است که اخیرآ در یکی از نشست هائی که رجوی برای تحریک کردن و مغزشوئی افراد برقرار کرده دوباره به بند ف انقلاب کذائی مریم بند کرده و در این میان عکسی را به نمایش گذاشته که دو نفر را در حال کشتی گرفتن نشان می دهد، و اعلام کرده آن نفری که در زیر است من هستم و به کمک شما نیازمندم
مسعود رجوی به منتقدانش اعلان جنگ داد!
پس از تهدید های علنی منتقدان توسط مریم رجوی در یک جلسه درون تشکیلاتی که عنوان پرطمطراق « کنوانسیون سراسری ایرانیان برای دموکراسی » را یدک می کشید، پیام اصلی مسعود رجوی تحریک به جنگ،کشتار بیشتر و بریدن زبان منتقدان،جداشدگان و قربانیان اش می باشد.
در فرهنگ رجوی افراد بعد از مرگ نام و نشان دار می شوند؟!
در واقع در تشکیلات همیشه یکسری مسائل حل نشده هست که گردن آدم های بد بخت می افتد و دستگاه رجوی همواره تمامی خرابی ها و نقص هایش را به گردن افراد بیچاره سازمان می اندازد که این شیوه برخورد منحصر به خود رجوی است؟! یادم هست در بحث های درونی سازمان به افراد می گفتند تا الان که مسعود اینجاست و نتوانسته به تهران برود به دلیل اعمال نکرده شماست؟! در این حال بود که افراد همواره مقصر شناخته می شدند.
انقلاب درونی مجاهدین در چند جمله – قسمت ششم
سازمان بشدت مشکل مالی داشت. بطوریکه بسیاری از حتی خودروهایی که در آنزمان بآنها نیاز مبرم نبود را به مردم عادی عراق فروختند! با درست کردن سند قلابی خودروها یا دیگر وسایلی که امکان به پول تبدیل کردنشان بود را فروختند! کار بجایی رسیده بود که بعضی از مسئولین سازمان به گردن بچه ها نگاه میکردند و اگر کسی گردن بند در گردنش بود را در شرایطی قرار میدادند که خودش بیاید و گردن بند را به سازمان اهداء کند! حتی غذا آن زمان در سازمان بسیار بی کیفیت و دم دستی شده بود.
رجوی تنها نفری که از اوضاع ناامن عراق خشنود می شود؟!
آقای رجوی دوست دارد در هر جایی رد پایی داشته باشد و نظری بدهد ولو آنکه کسی برای نظراتش تره هم خرد نکند. باید به او گفت آقای رجوی تو که حامی توده مردم هستی پس چرا اسمی از فلسطین و اشغالگری صهیونیست ها نمی زنی و چرا آنها را محکوم نمی کنی؟! چون می دانی حمایت از مردم فلسطین به نفع ات نیست و در آن صورت حمایت تروریست های اسراییل را از دست می دهی؟!
ادامه فریبکاری ها و دسیسه های رجوی
رجوی برای ظاهرا ارتقای روحیه و البته مشغول نگاه داشتن نفراتش در لیبرتی دستور داده است تا آنان به نوبت به صورت پراکنده در سنگر بخوابند که این امر موجب نارضایتی و اعتراض بسیاری شده است. او در نشست خود بیان داشته که میداند افراد با این کار سرما میخورند و سختی میکشند ولی تحمل این سختی ها به دنبالش پیروزی های الانبار و رمادی و فلوجه و سوریه و ترکیه را دارد و همه جنبش های جهان از وی و فرقه اش الگوبرداری کرده اند.
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
چندی پیش ازسیمای نفاق تصاویرهواداران سرخورده فرقه درکشورهای مختلف ازجمله کانادا وکشورهای اسکاندیناوی را نشان می داد که ازروز شنبه 28 دیماه برای آزادی هفت مفقودی فرقه وحفاظت کمپ لیبرتی دست به راهپیمایی به شیوه اسبهایی که برای رام کردنشان واداربه چرخیدن به دورخود می کنند،زده اند.رجوی در راستای سیاستهای دجالانه اش تلاش میکند،تا با تحریک و بازی با احساسات هواداران اندک خارجه نشینش ازبازتاب ضربه وشکست سیاسی مفتضحانه نمایش اعتصاب غذای کذایی،آنها راهر طورشده دور و برخود نگه دارد و زمینه کلاهبرداری های خود را، ازآنها را فراهم سازد.
خشت کج اول چون نهد معمار کج
اما کلید واژه و رمز اینهمه سردرگمی و خواب های پنبه دانه و ضربات مغزی و شک های پی در پی که کیش شخصیت و تفکر فرقه ای شخص مسعود مانع از درک و فهم آن میشود همان خشت اول است که مسعود (معمار) کج گذاشت و با شعار جنگ مسلحانه، ارتش به اصطلاح آزادیبخش آنهم در خاک عراق را در جنگ علیه مردم ایران و نیروهای مدافع مرزهای ایران بنا نهاد.