عناد و لجاجت رجوی، تا به کجا؟
تلاش رجویها و سران سرسپرده اش برای ادامه حضور درعراق تنها و تنها بخاطر حفظ آبروی نداشته رجویهای خائن است.آنهم به قیمت جان اعضای باقیمانده و به زور نگه داشته شده!! کما اینکه در روز دهم شهریور 92 و وقایع اشرف دیدیم که چگونه با به مسلخ فرستادن سرسپرده ترین و قدیمی ترین اعضا و کادرهایشان برای ترک اشرف برنامه ریزی کرده بودند که با خونریزی هرچه بیشتر همراه باشد، تا مثلا ارزش آنرا داشته باشد!! کما اینکه در اظهارات اخیر مریم قجر به این امر صریحا اشاره شده بود.
اشرف به عنوان تبعیدگاه مرگ
اشرف این شهر رذالت رجوی برای همیشه از اذهان پاک خواهد شد و آثاری از نحوست رجوی باقی نخواهد ماند و تمام چیزهائی که رجوی به عنوان نماد درست کرده بود ویران شد. آری رجوی با فشار روحی و کار روزانه و هزینه های سرسام آور و سرگرمی برای افراد، برج و بارو راه انداخت، نمی دانست اینها ذره ای ارزش ندارد و مردم عراق منزجر و متنفر از هر چه آثاری که مربوط به او و سازمانش هست می باشند و تمام این موارد جز یک آه سرد از جانب رجوی بیشتر نخواهد بود.
پرونده رجوی پر از ترور و خشونت
از شروع مبارزه مسلحانه تا حالا رجوی همیشه تلاش کرد ورد زبانها باشد و گویا خودش را فردی مهم در تاریخ ملت ایران نشان دهد اما این آدم به محض این که شرایط را سخت می دید بر خلاف آنچه که نشان میداد ترسو و بزدل بود و تقریبا تمام کسانی که خشونت طلب و از تروریسم حمایت می کنند از لحاظ شخصیتی و در شرایط خاص ترسو و بی جربزه هستند.
مجلس ترحیم شورای ملی مقاومت
در خصوص این افاضات مریم خانم باید گفت راستی از خودتان سوال کردید که این فاجعه اخیر در اشرف برای چه بود،عامل یا عاملین آن کی بودند. چرا 42 نفر باقیمانده را که شاهدان صحنه بودند قرنطینه کردید و در مقابل این صحنه سازی چه بدست آوردید و چرا به قوانین بین المللی تن در نمیدهید؟؟؟و راستی هیچ قصد تسویه حساب درونی در کار نبوده؟؟؟ اشرف شهر شرف چه شد؟
مریم قجر و حسرت بدلی وی برای ریاست جمهوری
امسال اشرف را از دست دادیم و اکنون ما ماندیم این جشن که چگونه برگزار کنیم قبلا استخری بوده و بازیهای الکی و کشکی که در اشرف برگزار می کردیم و سرمان گرم بود و چند فیلم باد کرده و سانسور شده می دیدیم ولی امسال چکار کنیم این بار خودمان هنرپیشه شده و ادای آدمهای اعتصابی را در می آوریم و این گونه از زیر کار در می رویم که این هم در راستای بردن مریم خانم می باشد اگر چه به کجا خودمان هم ماندیم که وی کجا می خواهد برود.
اعتصاب غذای لیبرتی، فرایندی کورکورانه
این رسم و رسوم رجوی است. سالیان است که انسانها را از خود بیخود کرده، تحت شدیدترین شیوه های مغزشویی تشکیلاتی قرار داده، و آنان را به ماشین هایی کوکی تبدیل کرده است. که فکر نمی کنند و فقط عمل می کنند. البته در اعماق درون ذهنشان می فهمند، هجو و تهی گشته اند، ولی قدرت ابراز وجود را ندارند. رجوی قدرت ابراز وجود را در آنها کشته است.
سقوط اشرف، پایانی بر یک استراتژی یا شروعی دیگر!!
تا آنجا که به رجوی برمیگردد هیچ تغییر و انعطافی نسبت به خطوط گذشته از خود نشان نداده و بلکه بر شدت آن افزوده است. ولی این که برای پیشبرد این خط نیروها باید چه بهایی بدهند و این که این خط چگونه و به چه صورت پیاده میشود باید صبر کرد و دید که چه میشود. الان تا قفل 7زندانی، قفل لیبرتی و عراق باز نشده است، فضا بسیار غبارآلود است و نمیتوان پیشبینی روشنی نمود.
تاکتیک های فریب فرقه ای مجاهدین
در سرفصل مرصاد و عملیات شکست خورده و بچگانه دروغ جاویدان رجوی بحث تجاوز به یک زن را در گردنه مرصاد علم کرد تا اولأ فشار طلب کاری نیروها را در خصوص تصمیم و استراتژی نابخردانه رهبری فرقه را کنترل نماید. دومأ با مرزبندی و خط قرمز سازی در ذهن و ضمیر مریدان چشم و گوش بسته خود آنها را برای تاکتیک های فریب کارانه بعدی اش به روز نماید.
گفتگوی خانم معینی با انجمن زنان – قسمت ششم
در این قسمت که آهنگ می گفت نگاه کن که آسمان من غرق ستاره می شود بعد مسعود رو به ما دستهایش را باز می کرد و یکی یکی آدمها از خود بیخود می شدند و من در حالیکه شوک شده بودم همان کار را کردم یعنی برگه سفید را نمی دانم چی نوشتم و برگه تایپ شده را امضاء کردم و حلقه را نیز در پاکت گذاشتم و اسم نوشتم و تحویل دادم، حلقه ای که چقدر دوستش داشتم در همین نشست در حالیکه به همسرم فکر می کردم
پیام ۲۷ شهریور رجوی؛ هیچ عضوی از مجاهدین به خارج از عراق نخواهد رسید!
در واقع محتوای پیامی که منتشر شده،نقشه راهی است که کمپ لیبرتی را به”اشرف ثانی” تبدیل می نماید. برای رسیدن به این نقطه”لشگرهای فدایی ۱۰۲″ را در کمپ لیبرتی گسترش می دهند. و تا لحظه ای که به”کهکشان” موهوم رجوی برسند، کار تمام شده و به”پیروزی” دست یافته اند. نام مستعاری برای مرگ دسته جمعی!
دکترسازیهای پی در پی مجاهدین!؟
از دیدگاه مسعود رجوی هیچ هویت مستقلی نمی تواند وجود خارجی داشته باشد و می بایست در وجود رهبر عقیدتی خلاصه شود تا هویت یابد. بر مزار هیچ مجاهدی هرگز نوشته نشد که او هنرمند بوده و یا دکتر و مهندس، حال چه اتفاقی افتاده که سران مجاهدین نیازمند چنین عناوینی شده اند؟
اشرف، چه پایان بد فرجامی!
پادگان اشرف با همه القاب و اسماء، پیشوند و پسوند بالاخره در تاریخ 10 شهریور 92 با بدترین سرانجام پایان یافت. در خصوص حادثه کشتار در آن و قتل 52 نفر، بسیاری گفتند و نوشتند. هرکسی از زاویه دید خویش به این صحنه نگاهی انداخت. عده ای آن را فاجعه خواندند و عده ای جنایات مالکی و نظام ایران و عده ای نیز شخص رجوی را عامل قتل و کشتار معرفی نمودند