یکشنبه, ۲۱ تیر , ۱۴۰۵
رهبران مجاهدین و تاملی بر درخواست مشروع آقای صالح صفا لیلان 05 آذر 1390

رهبران مجاهدین و تاملی بر درخواست مشروع آقای صالح صفا لیلان

نزدیک به یک سال پیش آقای صالح صفا لیلان نامه ای خطاب به پدرش نوشت اما پاسخی دریافت نکرد. دلیل آن مشخص است رهبران مجاهدین علاقه ای به ارتباط افراد حاضر در اشرف با خویشاوندان و اعضای خانواده هایشان در ایران و سایر نقاط دنیا ندارند. این امر مشخص و روشنی ست. آقای صفا لیلان و برادران و خواهرانش همچنین مادر محترم وی مدت پانزده سال است که در انتظار شنیدن صدای آقای جهانبخش صفا لیلان هستند. آنها کمترین اطلاعی از وضعیت ایشان ندارند.

گردهمائی در شهرک آزادی در مقابل پادگان اشرف 01 آذر 1390

گردهمائی در شهرک آزادی در مقابل پادگان اشرف

روز جمعه 18 نوامبر 2011، صدها تن از سران عشایر و مقامات و شخصیت های حقوقی و سیاسی عراقی، به حمایت از خانواده های متحصن در برابر پادگان فرقه ای اشرف که یکسال و نه ماه است چشم انتظار دیدار عزیزان خود هستند، به محل استقرار آنان آمدند. اعضای سابق رها شده از فرقه رجوی که از کشورهای مختلف به عراق آمده بودند از مقر استقرار خانواده ها در شهرک آزادی دیدار کردند و از خانواده ها به خاطر پایداری و استقامت 21 ماهه شان تشکر و قدردانی نمودند.

خانواده های استان مرکزی برای دیدار با عزیزانشان راهی عراق شدند 28 آبان 1390

خانواده های استان مرکزی برای دیدار با عزیزانشان راهی عراق شدند

در تاریخ 26/8/90 تعدادی از خانواده های درد کشیده و زحمتکش استان مرکزی که هر کدام عزیزی در اسارت فرقه رجوی دارند با امید و آرزوی ملاقات با عزیزانشان راهی عراق شدند. انجمن نجات استان مرکزی برای این عزیزان که چند ماه منتظر چنین لحظه ای بودند آرزوی موفقیت را دارد. باشد که با باز شدن درب قلعه الموت رجوی ملاقات خانواده ها با فرزندانشان محقق گردد.

آخرین تصاویر از خانواده های متحصن در درب اشرف 26 آبان 1390

آخرین تصاویر از خانواده های متحصن در درب اشرف

ده ها تن از اعضای خانواده های دردمند و رنج کشیده قربانیان گرفتار در پادگان فرقه ای اشرف بیش از یکسال و نیم است که در مقابل این پادگان دست به تحصن زده و تنها خواسته آنان دیدار آزاد و مستقل با عزیزانشان می باشد، خواسته ای که نه تنها از جانب رهبر فرقه یعنی مسعود رجوی نادیده گرفته شده بلکه سازمان های جهانی و حقوق بشری هم بنا بر مصالح سیاسی بین المللی توجهی به آن ندارند.

برنامه پرونده در سیمای فرقه رجوی لاپوشانی پرونده سیاه رجوی 26 آبان 1390

برنامه پرونده در سیمای فرقه رجوی لاپوشانی پرونده سیاه رجوی

در راستای حضور خانواده ها در جلوی درب قرارگاه اشرف و انعکاس صدای آنها در قرارگاه، جیغ و فغان سران فرقه درآمده و برای لاپوشانی حقایق برنامه ای به نام پرونده تدارک دیده که تعدادی از فریب خوردگان رده پایین و ساده لوح را پای برنامه آورده و با چهره ای زرد و افسرده که خام دستگاه مغزشویی رجوی قرار گرفته اند علیه خانواده ها موضع گیری مینمایند و حرف های تکراری و همیشگی سازمان را به زبان می آورند

آرزوی شکنجه گران فرقه رجوی برای تهران 23 آبان 1390

آرزوی شکنجه گران فرقه رجوی برای تهران

اگر می خواهید آینده تهران هم مثل اشرف باشد این شهر دیگر شما را نمی خواهد. چون فرزندان این شهر و شهرهای دیگر همین پایتخت آزادی شما را از نزدیک لمس کرده اند و خانواده ها 2 سال است تا بن استخوان آزادی شما را لمس می کنند و سالها شکنجه نفرات به خاطر عقایدشان که نمی خواستند ایدئولوژی شما را قبول کنند یا آنها را سربه نیست کردید ویا از روی فشار مجبور به خودسوزی و خودکشی کردید. آیا ایده شما برای آینده تهران همین هاست که در جلو چند نفر در ژنو صحبت کنید، این ایده دیگر مورد قبول نیست چون خیلی ها دیده اند که شما چطور مردم عادی را زیر پاهایتان له کردید.

سراب آزادی زنان در فرقۀ رجوی 19 آبان 1390

سراب آزادی زنان در فرقۀ رجوی

هرچه زنان بی دست و پا تر و کم سوادتر بودند (و بیشتر در مقابل تمامی خطاها و استبداد تشکیلات سکوت کرده و خط مورد نظر رجوی را پیش می بردند و به مانند ابزاری در دستان تشکیلات بودند) در رده های بالاتر قرار می گرفتند!، و این تنها قانون حاکم بر تشکیلات زنان بود… همچنانکه هر چه بیشتر فحش می دادند و می توانستد با مردان دعوا کنند جایگاه بهتری پیدا می کردند و هر کس اعتراضی می کرد یا متوجه موضوعاتی می شد بلافاصله از سازمانکار خود برکنار و به قسمت های دفتری و ستادی منتقل می شد

نامه خانواده های استان مرکزی به نماینده سازمان ملل در عراق 19 آبان 1390

نامه خانواده های استان مرکزی به نماینده سازمان ملل در عراق

نماینده محترم سازمان ملل در عراق، ما خانواده های استان مرکزی بیش از دو دهه است که فرزندانمان در پادگانی بنام پادگان اشرف به اسارت گرفته شده اند و از وضعیت آنها بی اطلاع هستیم ما با کلی مشکلات و سختی برای ملاقات با فرزندانمان به عراق سفر کرده ایم و کلی تلاش کردیم که با فرزندانمان بعد از چند سال ملاقات داشته باشیم متاسفانه مسئولین پادگان اشرف مانع این کار شدند

سوء استفاده رجوی ها از عنوان خانواده 17 آبان 1390

سوء استفاده رجوی ها از عنوان خانواده

اگر سران فرقه خانواده مجاهدین در اشرف را به رسمیت می شناسد چرا مسعود رجوی عنوان می کند که خانواده های مان یا در زندان هستند و یا در قبرستان خاوران دفن شده اند و یا در اشرف زندگی می کند ما دیگر خانواده ای در هیچ کجا نداریم؟ اگر مریم قجر معتقد به خانواده می باشد پس جمله مسعود که عنوان کرد خانواده کانون فساد می باشد چیست؟

ملاقات آقای فریبرز موزرمی با اعضای انجمن نجات خوزستان 12 آبان 1390

ملاقات آقای فریبرز موزرمی با اعضای انجمن نجات خوزستان

اعضای انجمن ضمن خوش آمد گویی به آقای موزرمی ایشان را همانند دیگر خانواده ها در جریان آخرین اخبار از وضعیت اسیران کمپ اشرف واستقامت و پایداری خانواده های محترم آنها در پشت درب این اسارتگاه جهل و تباهی قرار دادند و تاکید کردند که این استقامت و پایداری با همت و تلاش آنها بزودی به بار خواهد نشست و آزادی اسیران دربند را رقم خواهد زد وانجمن نجات هم تا تحقق آن در کنارخانواده های اسیران خواهد بود.

خاطره ای از محمود رستمی از رهاشدگان فرقه رجوی 11 آبان 1390

خاطره ای از محمود رستمی از رهاشدگان فرقه رجوی

در بین خانواده ها دختر جوانی بود که عکس میلاد و مرتضی را در دست داشت. بسیار بیقرار بود و التماس میکرد. میگفت شما را به خدا قسم میدهم به من هرچه میخواهید بگوئید، به من بگویید جنایتکار، خودفروخته، به من بگویید اطلاعاتی، مزدور، هر چه میخواهید بگویید، ولی فقط بگذارید 5 دقیقه برادرم میلاد را ببینم.دیدن این صحنه استخوانهای هر مرد با شرفی را خورد میکرد. طبعا برای من اولین واکنش درونی ام این بود که خواهران خودم تداعی میشد. من ساعتها به این خانم و این صحنه فکر می کردم. خیلی دنبال انسانیت و حریت مورد ادعای مسعود رجوی گشتم.

مصاحبه محمدرضا شمسی از متحصنین جلوی درب اشرف – قسمت دوم 11 آبان 1390

مصاحبه محمدرضا شمسی از متحصنین جلوی درب اشرف – قسمت دوم

صحبت های خانواده ها خیلی برای عزیزانشان تاثیر دارد. آنها با زبان عاطفی و موثر خودشان بیشتر از فلاخن های سنگ پران مجاهدین و بسرعت تاثیرات خوب و انسانی و الهی را در دل افراد بخت برگشته سازمان میگذارند و آنان را روحیه داده و امیدوارشان میسازند تا به زندگی امید داشته و برای زندگی با شرافت از نزد تشکیلات رجوی فرار کنند. آنان مظلومانه به فحش بعضی عناصر سازمان گوش داده و با زبان گریه برای رستگاری و نجات از کج اندیش آنان مدام دعا می کنند.

blank
blank
blank