پیام برادر ابوالفضل سعدالله اسیر در فرقه رجوی
ابوالقاسم سعدالله برادر ابوالفضل اسیر در فرقه رجوی با مراجعه به دفتر انجمن نجات با مسئول انجمن نجات سمنان دیداری تازه کرد و پیرامون اوضاع و احوال مجاهدین و برادرش به بحث و گفتگو نشستند . آقای سعد الله با ابراز نگرانی از اوضاع و احوال فعلی مجاهدین و بلاتکلیفی برادرش ابراز نگرانی کرد و […]
مادر سعادت نگران وضعیت فرزندانش در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
سه فرزند خانم حمائل غنی زاده (مادر سعادت)، سالهاست که در تشکیلات مجاهدین خلق گرفتار هستند. محمود، مهری و ناهید سعادت اکنون در کمپ آلبانی مجاهدین خلق به سر می برند و مادر رنجدیده و چشم به راهشان، بی خبر و دلواپس از وضعیت جگرگوشه هایش به هر دری می زند تا خبری از آنها […]
دلتنگی مادر و اسارت فرزند در فرقه مجاهدین خلق
خانم تاج الدوله حیدریان مادر مهدی حمیدفر گروگان در فرقه مجاهدین خلق طی تماس های مکرر و حضور متعدد در دفتر انجمن نجات کرمانشاه پیگیر وضعیت فرزندش است و این نشان از این است که بسیار دلتنگ فرزند اسیرش مهدی می باشد . این مادر سالهای زیادی در تلاش بی وقفه برای رهایی پسرش از […]
اولین دیدار و اولین تماس حمید محمد آق آتابای با خانواده
حمید محمد آق آتابای که بیش از 35 سال در اسارتگاه ذهنی سازمان منحوس مجاهدین خلق گرفتار شده بود، توانست خود را از چنگال شیطانی سران مفلوک فرقه رجوی نجات داده و به دوستان خود در انجمن آسیلا بپیوندد و در اولین لحظات نیز با برقراری تماس تصویری با خانواده خود شور و شعف فراوانی […]
روزی که به وطن و آغوش خانواده بازگشتم
اواسط مرداد 1384 بود و تقریبا یک سال از زمان جدایی ام از فرقه رجوی و پناه بردن به نیروهای آمریکایی و استقرار در کمپ تیف که آمریکایی ها برای جداشدگان از فرقه ایجاد کرده بودند می گذشت. از آنجا که تا قبل از جداشدن و آمدن به کمپ تیف، نزدیک به دو دهه به […]
روایت تلخ یک ازدواج و طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق – قسمت پایانی
در قسمت قبل گفته شد که رفته رفته صف بندی اعضا در پایگاه جلال زاده به دو طیف انقلاب کرده و انقلاب نکرده تغییر کرد و تلاش میشد نفرات انقلاب نکرده در انزوای هر چه بیشتر تشکیلاتی قرار بگیرند تا تکانی بخورند. وضعیت محمود از همه بدتر بود. دو هفته ای بود که همسرش دیگر […]
سالگرد وفات مرحوم موسی علیزاده پدر بخشعلی علیزاده
حاج موسی علیزاده نامی آشنا برای خانواده بزرگ انجمن نجات است. کسانی که در سالهای تحصن در مقابل پادگان اشرف در عراق حضور داشتند او را بخوبی می شناسند و با اخلاق حسنه او آشنا هستند. 21 مرداد سالروز وفات این مرد بزرگ بود. کسی که برای نجات فرزندش آقای بخشعلی علیزاده از چنگال فرقه […]
روایت تلخ یک ازدواج و طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق – قسمت چهارم
در قسمت قبل گفته شد، هر هفته تعدادی ازدواج در دستور کار قرار می گرفت و زوج ها بر سر زندگی مشترک خود می رفتند. محمود از ستاد روابط خارجی یکی از این موارد بود. بعد از مراسم عقد بشدت به همسرش دلبسته و وابسته شد. بطوریکه مسئولینش را بشدت عصبانی و نگران ساخته بود. […]
نگذار زندگی از مقابل چشمانت بگذرد و تو فقط نظاره گر باشی…
آقای محمد رضا گلی اسکاردی نوشته است: امسال جمعی از دوستان جدا شده را به روستای اسکارد دعوت کردم تا ایام تعطیلات را همراه با خانواده در کنار هم باشیم، برای آنهایی که نمی شناسند قبل از بیان خاطره، روستای اسکارد را معرفی می کنم. اسکارد نام یکی از روستاهای شهرستان ساری است که در […]
درد دل زهرا قلیزاده برای برادر اسیرش علی قلیزاده
سلام داداشی جونم. حالت خوبه؟! خداروشکر که سلامت هستی. به لطف خدای مهربان اعضای خانواده از جمله پدر حالشان خوب است و برایت سلام گرم می رسانند. علی جان میدانم در نوشتن نامه برای برادر عزیزتر از جانم تاخیر داشتم. تقریبا حدود چهل از زمانی که آخرین نامه در خصوص تماس تصویری با برادرمان محمود […]
روایت تلخ یک ازدواج و طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق – قسمت سوم
در قسمت قبل گفته شد که بعد از عملیات فروغ جاویدان رجوی تصمیم گرفته بود برای شکستن وغلبه بر فضای مرگ آلود حاکم بر تشکیلات و تغییر فضای روحی و روانی اعضا موضوع از سرگیری برخی ازدواج ها را استارت بزند. از آنجاییکه ازدواج ها تشکیلاتی بود، رجوی بعنوان مبتکر اصلی این طرح کلیه مسئولین […]
دلنوشته ای از برادر چشم انتظار معصومه اولادی
معصومه جان بگذار از دلتنگی ها بنویسم. از سالهایی که در انتظار گذشته و شب و روز ما در حسرت دیدار تو سپری شده است. خواهر جان خیلی وقت است بهار از خانه ما پر کشیده و سیاهی زمستان خود را بر ما تحمیل کرده است. بی تو خانه ما سرد و تاریک است. ما […]