پنجشنبه, ۳۰ بهمن , ۱۴۰۴
  • نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی 29 بهمن 1404

    مادرت سالها در حسرت دیدن توست
    نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی

    فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟ مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه […]

تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار 26 بهمن 1404

مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام 19 بهمن 1404

به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام

خانواده ات نمی تواند بی خیال تو شود 20 تیر 1398

خانواده ات نمی تواند بی خیال تو شود

نامه آقای علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی سلام! برادر جان محمد جعفر امیدوارم حال شما خوب باشد. این چندمین نامه ایست که برای شما می نویسم و متاسفانه تا به حال جواب هیچ یک از نامه های مرا ندادی. من، پدر و مادر و خواهرانت دلمان برای شما تنگ شده. خودت خبر داری […]

چگونه داوود را به عراق کشاندند 19 تیر 1398

چگونه داوود را به عراق کشاندند

انجمن نجات گیلان میزبان پدری دردمند و چشم انتظار و مصیبت دیده آقای هوشنگ زاداسماعیلی اهل اسالم شهرستان تالش از گیلان هستند که دلبندش داود را دراسارت رجویها دارد. ایشان بواقع ازکارنامه درخشانی از جنگ و کارزار انسانی درمصاف با رجوی بمنظور دستیابی به ملاقات و رهایی فرزندش ازاسارت رجوی دراسارتگاه اشرف مضمحل شده دارند […]

این چه سازمانی است که اجازه یک تماس تلفنی را به تو نمی دهد ؟ 17 تیر 1398

این چه سازمانی است که اجازه یک تماس تلفنی را به تو نمی دهد ؟

با سلامی دوباره به برادر خوبم محمد مهدی ثابت رستمی که امیدوارم حالت خوب باشد ما که از دوری تو حالی نداریم و همیشه پدر و مادرم سراغ تو را می گیرند. این چه سازمانی است که حتی اجازه یک تماس تلفنی را به تو نمی دهد ؟ در حالی این مطلب را برای برادر […]

دیدار انجمن نجات با شماری از خانواده های چشم انتظار گیلک 16 تیر 1398

دیدار انجمن نجات با شماری از خانواده های چشم انتظار گیلک

روز چهارشنبه مورخه 12 تیرماه 1398 دفتر انجمن نجات گیلان میزبان خانواده های دردمند و چشم انتظار خانم زهرا فرحناک و آقایان داود زاد اسماعیلی و ولیرضا اکبری کهنه سری از اعضای اسیر رجوی درآلبانی بود که مورد استقبال مدیرانجمن قرار گرفتند وطی یک جلسه سه ساعته درخصوص مناسبات شکننده واسارتبارتشکیلات سیاه رجوی وهمچنین حال […]

محمد جان بابا خیلی چشم براهته 15 تیر 1398

محمد جان بابا خیلی چشم براهته

پیام کوتاه مهربانانه خواهری دردمند و چشم انتظار به برادر اسیرش محمد تقی یوسفی سلام به روی ماه داداش مهربانم، من خواهر کوچکتر شما آمنه هستم قربونت برم. ما هر لحظه منتظر آمدن تو هستیم و برای درآغوش کشیدنت لحظه شماری میکنیم.داداش جان قربونت برم، فدات شم این همه دروغ از رجویهای شیاد شنیدی بس […]

خانواده ها از صلیب سرخ چه درخواستی دارند؟ 11 تیر 1398

خانواده ها از صلیب سرخ چه درخواستی دارند؟

نامه خانواده های اسیران جنگی گرفتار در فرقه رجوی به صلیب سرخ جهانیریاست محترم سازمان صلیب سرخ جهانی احتراما، باستحضار میرساند خانواده هایی که اسامی آن ها پیوست این نامه می باشد، وابستگانی همچون پدر، برادر و فرزندانی را در کشور آلبانی دارند که اینک قریب به سه دهه از انتقال غیر قانونی آنها، توسط […]

تلاشهای ما تا آزادی برادرم ادامه خواهد داشت 06 تیر 1398

تلاشهای ما تا آزادی برادرم ادامه خواهد داشت

ملاقات دوستانه با اکبر محمدی کامیاب آقای اکبر محمدی کامیاب برادر اصغر؛ عضو گرفتار در فرقه رجوی که سالهاست صادقانه برای رهایی برادرش به اتفاق سایر اعضای خانواده بصورت خستگی ناپذیر تلاش و فعالیت می کند. در یک دیدار کاری با مسئولین دفترانجمن استان زنجان ، با انرژی مثبت و مثال زدنی بیان کرد ، […]

صلیب سرخ مسئول آزادی برادرم می باشد 05 تیر 1398

صلیب سرخ مسئول آزادی برادرم می باشد

دیدار صمیمی با خانواده محمد تقی یوسفی عضو اسیر رجوی در آلبانی خانم آمنه یوسفی از خواهران دردمند وچشم انتظارگیلک که تکه ای از وجودش را دراسارت رجوی دارد با چشمانی اشکبار می گوید:” مگرمیشود؟! مگرشدنی است که درعصرتکنولوژی وارتباطات برتر و درعصری که داعیه حقوق بشر مدافعان کذایی گوش فلک را کرکرده است، برادر […]

علی اصغر، پدر و مادرمان از دوریت دق مرگ شدند 03 تیر 1398

علی اصغر، پدر و مادرمان از دوریت دق مرگ شدند

اعضای انجمن نجات کرمانشاه در راستای رهایی سایر اعضای گرفتار در فرقه رجوی طبق روال به دیدار خانواده های اسیران در چنگ رجوی می روند و برای هم فکری وهماهنگی در جهت تلاش برای رهایی عزیزانشان این دیدارها مستمر و بروز می باشد. درهمین راستا این بار به دیدار خانواده علی اصغر درویش تبار در […]

دخترم غم دوریت مرا بیمار کرده 02 تیر 1398

دخترم غم دوریت مرا بیمار کرده

خبردار شدیم خانم حبیبی؛ مادر پروانه ربیعی عباسی مریض است. تصمیم گرفتیم سری به خانم حبیبی بزنیم و احوالی از او بگیریم. یک ساعتی در منزل خانم حبیبی بودیم و درد دلش را برای ما بازگو کرد. خانم حبیبی می گفت خدا از رهبران فرقه نگذرد. می بینید چه بلایی بر سر من و امثال […]

برادرم سی و یک سال است که اسیر دست مجاهدین است 02 تیر 1398

برادرم سی و یک سال است که اسیر دست مجاهدین است

اواخر خرداد سال 67 برادرم حسن شعبانپور که آن موقع در جبهه مهران سرباز بوده و برای میهنش می جنگید توسط نیروهای تروریستی رجوی در شهر مهران دستگیر شده و به قرارگاه اشرف برده شد. باید گفت که عملیات چلچراغ با هماهنگی ارتش عراق انجام گرفت تا نیروهای سازمان بتوانند بر شهر مهران تسلط پیدا […]

سنگ پرتابی شما را روی چشمم گذاشتم 29 خرداد 1398

سنگ پرتابی شما را روی چشمم گذاشتم

دیدار صمیمی انجمن نجات استان کرمانشاه با خانواده بیژن پولادرگ بیژن پولاد رگ اسیر در چنگ فرقه اختاپوسی رجوی بیش از دو دهه است که گرفتار تار عنکبوتی رجوی شده است. بیژن درحالیکه نوجوانی بیش نبود فریب پیک های ارسالی یا همان دلالان قاچاق انسان در مرزها را خورد و او را از مرز بین […]

blank
blank
blank