چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت سوم 20 خرداد 1405

    سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت سوم

    محمود آسمان پناه در قسمت قبل خاطراتش از جوانی کرمانی که ساکن آلمان بوده سخن می گوید که به اشرف آورده شده، اما پس از مدتی متوجه می شود در چه منجلابی گرفتار شده و راه بازگشتی هم وجود ندارد. آقای محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: تا این که بعد […]

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت هشتم 12 تیر 1387

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت هشتم

امروز هوا خیلی سرده شده و همه جا را مه گرفته است. صبح هم گفته شد که سه نفر فرار کرده اند، دو نفر از بلوک یک و یک نفر هم از بلوک 6 که کریم فنج و عادل رئیس جمهور اسم آنها است. عادل جزو کسانی است که معتقد است آذربایجان باید کشور شودو بچه ها او را رئیس جمهور آذربایجان صدا میکنند (الان که این خاطرات را مرور میکنم خبر دار شدم که عادل به تمام ترکها و حتی آتاتورک هم فحش میدهد و دلیلش هم این است که چند ماه پیش قاچاقی رفته بود ترکیه و توسط پلیس دستگیر شده و به زندان افتاده و پس از کتک اساسی به عراق دیپورت شده).

مجاهدین با زور و اجبار اعضا را به کنترل خود درآورده است 11 تیر 1387

مجاهدین با زور و اجبار اعضا را به کنترل خود درآورده است

“ان سینگلتون” یک عضو انگلیسی سابق گروه تروریستی مجاهدین با بیان اینکه این گروه یک فرقه خطرناک است، گفت: سازمان مجاهدین خلق یک حزب سیاسی نیست بلکه یک فرقه مخرب است که با توسل به زور و اجبار، اعضاء خود را تحت کنترل درآورده است.

مصاحبه با هادی شبانی عضو قدیمی فرقه رجوی – قسمت چهارم 11 تیر 1387

مصاحبه با هادی شبانی عضو قدیمی فرقه رجوی – قسمت چهارم

جوی که سازمان قبل از آمدن رجوی به عراق در پایگاههای خود ایجاد کرد این بود که تلاش داشت تا وانمود کند که دیگر ماندن برادر (رجوی) در فرانسه به نفع سازمان و حتی شخص رجوی نیست و برای اینکه آمدن خودش را نزد بچه ها مشروع جلوه دهد، اعلام کرد که رژیم ایران در تبانی با دولت فرانسه در صدد تحویل دهی او به ایران است و همچنین برای بستن دهان گروهای چپ مخالف خود نیز انگ همکاری و جاسوسی آنان با سازمان امنیت فرانسه و ایران را می زد. و با تبلیغات زیاد خواست آمدن خودش را مشر.وع کند و اینکه جای دیگری نمی تواند برود و برای خیانت کار خودش را مشروع کرده و به صحنه دیگری از خیانت به ملت پا گذاشت.

کوردستانی: بنیاد سحر آرامش را از سازمان مجاهدین سلب نموده 04 تیر 1387

کوردستانی: بنیاد سحر آرامش را از سازمان مجاهدین سلب نموده

روزنامه کردی زبان کوردستانی در عراق مصاحبه ای با خانم بتول سلطانی از بنیاد خانواده سحر در عراق و آقای مسعود خدابنده از ایران اینترلینک در انگلستان که اخیرا هر دو به کردستان عراق (شهرهای اربیل، سلیمانیه و دهوک) سفر کرده بودند انجام داده که در شماره 125 این روزنامه به تاریخ سه شنبه 10 ژوئن 2008 درج گردیده است.

تفاوت ماهوی سخت تر شدن مبارزه با بریدگی از مبارزه 04 تیر 1387

تفاوت ماهوی سخت تر شدن مبارزه با بریدگی از مبارزه

در ساده ترین فرض در مواجهه با این صورت مسئله، آیا نمی توان این سوال را مطرح کرد که ماهیتا چه تفاوتی میان این دو نوع جداشده می توان متصور شد. این فرض که جداشده دیگر هم کم و بیش به دلایلی مشابه جداشده و از سازمان جداشده یا بریده آیا فرض معقول و قابل دفاعی نیست؟ با این حال چگونه است که بعضی بریده در معرض اتهام و برچسب زنی قرار می گیرند، اما بعضی دیگرشان از موضع جداشده در سایت سازمان بر علیه جداشدگان دیگر می نویسند.

عامل مجاهدین،نه جداشده 03 تیر 1387

عامل مجاهدین،نه جداشده

اما نکته حائز اهمیت این است که پیش از این” انجمن آریا” نسبت به اقدام نفوذی گری مجاهدین در بین جداشدگان هشدار داده و تاکید کرده بود که عوامل سازمان مجاهدین در کشورهای عراق،ترکیه و یونان با 5000 یورو پول و وعده حل و فصل مسائل پناهندگی درصدد خرید و تطمیع افراد جدا شده هستند.

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت سوم 02 تیر 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت سوم

آنان فضایی درست می کردند و تلاش داشتند تا فرد را حداقل با تاکتیکها و شیوه های جنگ شهری آشنا کنند. همانطوری که گفته شد آنان ابتدا هر فرد را با عبور از انقلاب رجوی تفتیش عقاید می کردند تا مشخص شود که او مسئله ای از سازمان نداشته و می تواند برای ترور به داخل اعزام شود. مرحله بعد دادن آموزشهای سیاسی بود که با بحث جمع بندی یکساله مبارزه مسلحانه (این جمع بندی توسط رجوی در پاریس انجام گرفت که بعدا کلیه نوارها و کتابهای در این رابطه در تشکیلات جمع آوری شد) سعی داشتند سئوالات و ابهامات فرد را بر طرف کنند.

ملاقات نماینده”انجمن صلح” با مسئول امور ایرانیان مقیم نروژ 01 تیر 1387

ملاقات نماینده”انجمن صلح” با مسئول امور ایرانیان مقیم نروژ

آقای قزی ضمن استقبال از پیشنهاد همکاری خانم”غزالہ نسیم” در مواردی از زمینه های اجتماعی و فرهنگی توضیحاتی در مورد فعالیتهای حقوق بشرانه انجمن صلح در نروژ و همچنین معضل 120 عضو جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در عراق به عنوان یک مشکل حقوقی در یاری رسانی به این افراد اشاره کرده مدارکی در این ارتباط به ایشان ارائه دادند.

مسئول مرگ جداشدگان از سازمان مجاهدین کیست 28 خرداد 1387

مسئول مرگ جداشدگان از سازمان مجاهدین کیست

شنیدن این خبر ناگوار همه ما جداشدگان سازمان را در غم و اندوه دردناکی فرو برد که در همان زمان سخنگوی سازمان مجاهدین در اخباری تکراری و سانسور شده خود ابتدا اعلام کرد که 4 نفر از پناهجویان ایرانی در آب های ترکیه غرق شدند و بلافاصله در چند روز بعد مجددا به صورت ناشیانه و با شتابزدگی کامل اعلام کردند که یکی از این افراد غرق شده حسن میرزایی نام دارد و از هواداران ما در بین افراد جداشده از سازمان که در تیف زندگی میکرده اند بوده است…

گزارش بنیاد خانواده سحر، اربیل – سلیمانیه – دهوک 23 خرداد 1387

گزارش بنیاد خانواده سحر، اربیل – سلیمانیه – دهوک

خانم بتول سلطانی، عضو جدا شده شورای رهبری سازمان رجوی و از نجات یافتگانی که حدود چهار ماه قبل از کمپ تیپف خارج شده و در حال حاضر نمایندگی بنیاد در کشورهای عراق و ترکیه را بر عهده دارد در روزهای اخیر با حضور در شهرهای دهوک، اربیل و سلیمانیه کردستان عراق و طی بازدیدهایی از اماکن اسقرار نجات یافتگان و همچنین ملاقات ها و گفتگوهایی با مقامات حکومت خودمختار کردستان عراق و نیروهای نظامی امریکایی در منطقه به ارزیابی وضعیت و فعالیت در جهت تسهیل در امور اقامتی و امنیتی افراد تا زمان خروج از عراق به سمت کشورهای اروپایی پرداخت.

مصاحبه با هادی شبانی عضو قدیمی فرقه رجوی – قسمت دوم 22 خرداد 1387

مصاحبه با هادی شبانی عضو قدیمی فرقه رجوی – قسمت دوم

در دوره ما که بعد از ازدواج مسعود با مریم بود مسئولین سعی داشتند ابتدا نفرات انقلاب کنند و بعد از آن بطور کامل سر سپرده شوند و مانند موم در دستان آنان باشند به همین خاطر باید انقلاب می کردیم همه نفرات میبایست با شرکت در نشست های انقلاب تمامی مسئله گذشته از گناهان تا مسائل شخصی در نشست را نزد همه افراد و مسئولین مطرح و خود را تخلیه می کردند تا مسئولین او را تحلیل طبقاتی کرده…

فرماندهان من سناریوی بدرقه مرا از قبل چیده بودند 21 خرداد 1387

فرماندهان من سناریوی بدرقه مرا از قبل چیده بودند

فرماندهان من چندین بار مرا صدا زده و با من صحبت کردند تا مرا متقاعد کنند که در آنجا بمانم برای آخرین بار نیز رقیه عباسی و اسفندیار که از فرماندهان لشگر 49 بودند مرا به دفتر خود بردند و پس از چند سئوال و جواب زمینه ای را آماده کردند که در همان دفتر مرا کتک بزنند.

blank
blank
blank