چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت سوم 20 خرداد 1405

    سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت سوم

    محمود آسمان پناه در قسمت قبل خاطراتش از جوانی کرمانی که ساکن آلمان بوده سخن می گوید که به اشرف آورده شده، اما پس از مدتی متوجه می شود در چه منجلابی گرفتار شده و راه بازگشتی هم وجود ندارد. آقای محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: تا این که بعد […]

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هفتم 17 مهر 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هفتم

از اینکه سازمان مرا در مسیری قرار داده بود که هر لحظه احساس می کردم از فرزند و شوهرم جدا می افتم و فاصله ها زیادتر می شد خیلی دلخور بودم تا اینکه در همین شرایط بهانه هایم را شروع کردم و گفتم با لادن عملیات نمی روم زیرا معمولا درگیری مفصلی با لادن داشتم و درگیری من و لادن همه روزه اتفاق می افتاد

اسیر بیدادگر – قسمت آخر 12 مهر 1386

اسیر بیدادگر – قسمت آخر

از آنجا که اعمال شکنجه های روحی و جسمی جهت کنترل نیروهای فرقه از نظر مسئولین این جریان امری عادی و طبیعی است و متأسفانه با اخباری که از گوشه و کنار به گوش میرسد همچنان اعمال شکنجه ها در فرقه ادامه دارد بنابراین بر هر انسان شریف و آزاده و طرفدار حقوق انسانها واجب است که به هر طریقی که میتواند به یاری اسیران فرقه رجوی بشتابد.

تبریک سایت ایران قلم به مناسبت افتتاح سایت آقای سعید شاهسوندی 10 مهر 1386

تبریک سایت ایران قلم به مناسبت افتتاح سایت آقای سعید شاهسوندی

اتهام او اختفا و افشاگری علیه جریان انشعاب و همچنین اقدام به تشکیل هسته های مستقل و جذب نیروهای پراکنده به اتفاق مجید شریف واقفی و صمدیه است. وی بعد از این مرحله نیز سال ها در زندان شاه در حبس بود و در خارج و داخل زندان همچنان یکی از اعضای ارشد این سازمان محسوب می شد. وی در 17 دی ماه 1357 به همراه دیگر زندانیان سیاسی رژیم شاه از زندان آزاد شد

بازرگان خطاب به رجوی گفت: من زنم را دوست دارم 10 مهر 1386

بازرگان خطاب به رجوی گفت: من زنم را دوست دارم

اما در عمل این هئیت اجرایی هیچ کاره بود و اینگونه توجیه می شد که این هیئت چنانچه از اسمش بر می آید مسئول اجرایی است و فرمان اجرا از سوی رهبری صادر می شود. به همین استناد هم مجاهدین در مقابل کسانی که ادعا می کردند عضو هئیت اجرایی بوده اند، وانمود می کردند که اساسا چنین نهادی در مجاهدین وجود خارجی ندارد.

۱۱ سپتامبر، شادی تروریست ها در قرارگاه اشرف – قسمت هفتم 09 مهر 1386

۱۱ سپتامبر، شادی تروریست ها در قرارگاه اشرف – قسمت هفتم

حادثه یازده سپتامبر بر پایه اندیشه سیاسی متفکران دنیای مدرن چگونه داوری می شود؟ آیا تروریسم افسار گسیخته و گروههایی چون القاعده و دارودسته رجوی در برابر پرسش های پیش روی از منظر عقلانیت انتقادی جایی برای ادامه تحرکات تبهکارانه و یا امکان حضور دارند؟

اسیر بیدادگر – قسمت چهاردهم 07 مهر 1386

اسیر بیدادگر – قسمت چهاردهم

این نقطه از اردوگاه برای من یاد آور اوج شقاوت و بیدادگری رهبر و مسئولین فرقه بود. بنابراین هر موقع که صالح به سراغم می آمد میگفتم: شما که موافقت نکردید من از سازمان جدا شوم و قرار بر این شد که دوباره مرا به یگان خودم بر گردانید پس چی شد؟ چرا بر نمیگردیم؟

۱۱ سپتامبر، شادی تروریست ها در قرارگاه اشرف – قسمت ششم 05 مهر 1386

۱۱ سپتامبر، شادی تروریست ها در قرارگاه اشرف – قسمت ششم

کم کم نیت آقا مسعود رو می شد با قیافه ای ژست وار و دست به کمر رو به نیروها که بله عملکرد اسلام ارتجاعی را دیدید وای به روزی که اسلام انقلابی وارد میدان شود خانم رجوی نیز لحظه را غنیمت شمرده و از اهمیت رهبری عقیدتی می گفت و جالب اینکه مریم از ما می خواست برای مسعود یک چنین نیروهایی باشیم

چرا رجوی برای ایرانیان و پناهندگان مقیم خارج خط و نشان می کشد 05 مهر 1386

چرا رجوی برای ایرانیان و پناهندگان مقیم خارج خط و نشان می کشد

دوم اینکه در چنین شرایطی اگر کسی قصد خروج داشت مسلما زن و فرزند و بستگان خودش را تحت تاثیر می گذاشت و آنها هم به همراه او می رفتند در چنین فضای رجوی برای جلوگیری از ریزش احتمالی نیرو بحث طلاق را مطرح کرد و در وحله اول همه زن و مردها را سه طلاقه کرد حتی برای ماهائیکه زن و فرزندانمان در داخل کشور بودند چنین مطرح می کردندکه شما هم باید زن و فرزندان خود را از ذهن بدور کنید و در واقع آنان را سه طلاقه کنید.

خاطرات مسعود بهشتی – قسمت اول 03 مهر 1386

خاطرات مسعود بهشتی – قسمت اول

پس از چند ماه تصمیم گرفتیم که مراسم عقد را برگزار کنیم. از آن جا که رسم و رسوم ازدواج با توجه به فرهنگ مردم از تنوع و تفاوت برخوردار است، در شهر ما هم هر آن چه را که در بین مردم از رسومات ازدواج و عقد کنان بود به جا آوریم، پس از تهیه لوازم مورد نیاز جشن عقدکنان برپا شد و به خوبی و خوشی پایان یافت

۱۱ سپتامبر، شادی تروریست ها در قرارگاه اشرف – قسمت پنجم 31 شهریور 1386

۱۱ سپتامبر، شادی تروریست ها در قرارگاه اشرف – قسمت پنجم

اگر در این لحظات به چهره مسعود و مریم نگاه میکردید، میدیدید که خوشحالی عجیبی در چهره آنها پیداست. درحالیکه مردم دنیا بخاطر هزاران آدم بیگناهی که در آنجا کشته می شدند ناراحت بودند، ولی این دو نفر و طرفدارانشان غرق در شادی و پایکوبی بودند

شاهد دیگری بر کردکشی مجاهدین در عراق 29 شهریور 1386

شاهد دیگری بر کردکشی مجاهدین در عراق

بلافاصله مرا خلع سلاح کرده و توسط چهار نفر چشم بسته مرا به یکی از ساختمانهای پیش ساخته خود که معروف به عارفی یا زندان عارفی بود بردند. در آنجا متوجه شدم که نفرات زیادی مثل من سلاح را به زمین گذاشته و حاضر به جنگیدن با اکراد نشدند و مسئولین همه را بدون کمترین امکانات که حتی بعضا زخمی نیز که خواهان جدائی بودند بدون در مان در آنجا رها کردند.

صدای الهه اولین صدای زنان در رادیو ایران بعد از بیست و هفت سال 28 شهریور 1386

صدای الهه اولین صدای زنان در رادیو ایران بعد از بیست و هفت سال

الهه سالها قبل برای اولین بار تصنیف را در برنامه گلهای رادیو ایران معرفی کرد. این شکستن دگم ها همیشه شاخصی از شجاعت بی مانند زنی بود که هیچ گاه قدمی بر خلاف اصولش بر نداشت و عاقبت نیز با همه دشواری های راه در کنار مردم کشورش باقی ماند و با تاثیرات عمیق و گرمی که بر فرهنگ مردم ایران باقی گذاشت در خاطره ها جاودانه شد.

blank
blank
blank