سیانور، ترور، انفجار ... خوانش مفهومی عملکرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق در جامعه ایران دهه ۶۰
یادداشت هایی از درون مناسبات مجاهدین ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت دوم
افشاگری جدا شده ها تأثیرگذار بوده سازمان مسعود هر روز رسواتر از قبل
اگر مجاهدین بر سر کار می آمدند…
در رد صلاحیت سرکردگان این گروه برای حاکمیت همین بس که آن ها حتی نتوانستند سرنوشت کمتر از 5000نفر اعضای زیر سلطه شان را بدون دغدغه رقم بزنند و ضعف صلابت و البته جهل مسعود رجوی سالهای پر مخاطره و دردناکی برای این عده فریب خورده رقم زد که خاطرات و افشاگری جداشدگان از این گروه مصداق بارز بی کفایتی دیوانه ایست که ادعای حاکمیت دارد.
سازمان مجاهدین، سازمانی فراتر از فرقه گری
همانطور که می دانید فرقه توسط یک پیشوا و رهبری که خود را قدیس و عاری از هرگونه گناه میداند تاسیس و با جذب نیرو و کنترل ذهن و مانیپوله کردن مطلق افراد به حیات خود ادامه می دهد، رهبر فرقه یا فرقه ها اکثر بدون هدایت کسی عقاید و اهداف شخصی شوم و پلید خود را با ساختن چهرۀ مجذوب و کاریزماتیک از خود به نیروهای خود القاء می نماید و با شعارهای فریب دهندۀ مذهبی، سیاسی و اجتماعی به عضوگیری گسترده ای جهت اثبات عقاید و حفظ جایگاه خود می پردازند
با این حساب، تمامی زندگی باند رجوی شده نقطه ی عطف!
واقعیت این است که فشار خانواده ها مانند آوار سنگین برسر شما فرود آمد و ترسیدید که این فشارها منجر به انجام ملاقات ها شده و صحبت کردن خانواده ها با این اسرای ازهمه چیز بی خبر، آنها را به عدم تمکین ازرهبری شما وادارد وآنها با ترک سازمان ودست زدن به افشاگری، نشانی ازتاک وتاکستان (رجوی وباندش) نگذارند.
شکست مفتضحانه و خیمه شبازی مجاهدین
در سال 2003 تاریخ سرنوشت مجاهدین به گونه ای رقم خورد که شاید هیچ وقت سران وافراد اسیر در اسارتگاه مجاهدین به ذهنشان چنین روزی خطور نمی کرد. قبل از سرنگون شدن صدام مریم رجوی به همراه تعدای از افراد رده بالا به فرانسه فرار کرد و تماهی افراد اسیر در اشرف را زیر بمب باران عراق وآمریکا به امان خدا رها کرد.
حمایت از محصورین رجوی درآلبانی، عملی نیست!
روند امور و عملی نشدن آنچه که قرار بود درسوریه اتفاق افتد وبه ایران تسری یابد، غرب را هم بدان نتیجه رساند که نگهداشتن اعضای باند رجوی درعراق، پرهزینه، بیهوده وغیر ممکن است و فشار خانواده های مربوطه که صدها عریضه وشکایت به دولت ها و مجامع جهانی و حقوق بشری منطقه ای تسلیم کرده و خواستار انتقال فرزندشان به جاهایی که نتوانند درخدمت فوری مهاجمین فرضی قرار گرفته تا هموطنان خود را کشته ویا خود کشته شوند
جواب بیانیه ی ۸۰صفحه ای شورای رجوی، کوتاه و مستند است!
بلی این شورا با ترکیب بسیار ناهمگن خود وتحت زعامت مسعود رجوی که حتی سایه ی خودش را قبول نداشت، تشکیل شد که پیوستگان صادق ویا ساده ی این شورا که هرکدام خود را ده ها سروگردن ازرجوی بالاتر میدانستند، بطور سریعی ازاین جمع کنار کشیده و رجوی را با خود وفدائیان خاص اش تنها گذاشتند و نام شورای ملی ازاین تشکل هم بصورت طبیعی برداشته شد!
به بهانه سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین
اکنون بعد از گذشت بیش از 50 سال از تاسیس سازمان مجاهدین٬مشاهده میکنیم که آنها از کوچکترین محبوبیت و پایگاهی در کشور برخوردار نیستند و بجای اینکه بدنبال جایی در دل مردم ایران باشند٬بی وقفه بدنبال بدست آوردن دل قدرتهای جهانی و منطقه ای هستند! اکنون هم دست به اقدام خفت باری زده اند و با سعودی های منفور و کودک کش دوست شده اند.
نگاهی به وضعیت سازمان در آستانه پنجاه و یکمین سالروز تاسیسش
حال اگر بخواهیم نگاهی اجمالی بیندازیم به وضعیت اسف بار کنونی سازمان و دلایل چنین وضعیت وخیمی بعد از بیش از نیم قرن بعد از تاسیس ؛ متوجه می شویم که اصلی ترین دلیل و اشتباه سازمان مجاهدین این بوده است که رهبری سازمان بدست یک فرد نا صالح و نا صادقی مثل رجوی افتاده است که با خیانت به بنیانگزاران سازمان این سمت را ربوده است و بدنبال آن هم خیانت ها و جنایاتی را علیه مردم ایران مرتکب گشته است تا اینکه سازمان به اصطلاح مجاهدین را به این نقطه اسف بار کنونی رسانده است.
پرده نشین خود را نمایان می کند
این روزها خبر انتقال سران رده بالای ترور و خشونت فرقه رجوی از مهمترین خبرهای این گروه می باشد افرادی که در این چند سال هیچ ردی و نام و نشانی نداشتن و مثال رجوی مفلوک در انزوای کامل بسر می بردند و به ناگهان اسامی آنها جهت انتقال آورده شد. رجوی در حضیض ذلت دست به دامان آمریکا شد تا بتواند افرادی که در کشتار درونی و بیرونی و خشونت علیه نیروهای خود و ملت ایران و عراق دست داشتند را از عراق خارج کند.هراس و نا امیدی و کوتاه آمدن از شعارهای پوچ و بی محتوا هزار اشرف میسازیم، دود شد و الان بیشتر بفکر بیرون بردن خود می باشند.
معنی چرخش اساسی ازنظر باند رجوی!
جمع کردن مردم ایران با باند رجوی که” مقاومت” یکی ازاسامی والقاب پرشمار آنست، مانند اجتماع نقیضین است و محال می نماید. بارها دیده وشنیده اید که مردم غمی بنام باند رجوی ندارند واگر کسانی در این مورد ورود می کنند، اعضای تیره بخت خانواده هایی است که فرزندانشان دردام آختاپوسی شما گرفتار شده است!!
اضافاتی بر نوشته ی سعید درنقد زری اصفهانی رجوی نشان!
دراینجا این سئوال مطرح است که چگونه وقتی منافع این باند اقتضا میکند، به رسانه ای که علیرضا نوری زاده از ارکان آن است، اینگونه سفت وسخت تمسک جسته شود ولی زمانی که همین نوری زاده –همانطور که سعید یاد آوری کرده درخط وخطوط ما نیست – حرفی ناسازگار درمورد رجوی ها مطرح میکند، اینگونه آسمان ها را بزمین میریزند!
شما رجوی ها، فقط یک صدم این انتقادات را مطرح کرده ونتایج درخشانش را ببینید!
جلوگیری ازانتقادها، کار سازمان مجاهدین سابق را به این شکل زار و رسوا کننده ای کشید وحالا هم انتظار دارند که دلسوزان دولت هم این رویه ی رجوی ساخته را پیشه کرده و تشکیلات دولتی را بشکل تشکیلات رجوی درآورند!!

