خاطرهای از یک جدا شده فراخوان مجاهدین برای حضور سیاهی لشگر غیر ایرانی
فریب در لباس دیپلماسی چگونه مجاهدین خلق چهرههای سیاسی را به عنوان حامی خود ثبت میکنند
شکست پروپاگاندای رجوی آمریکایی صهیونیست: مجاهدین خلق، اپوزیسیون قلابی ایرانی است
فرقه رجوی از کدامین فاجعه انسانی سخن می گوید
ازبیستم فوریه 2009 که کلیه مسئولیت های امنیتی و حفاظتی پادگان تروریستی اشرف بعهده دولت وارتش عراق واگذار گردیده فرقه تروریستی رجوی به دنبال ایجاد بحران های تصنعی است تا شاید بتواند درسایه این شگردهای تبلیغی زمینه فرارشکنجه گران و بازجویان وعوامل سرکوب بجامانده درعراق را از صحنه جرم مهیا سازد و درهمین راستا با تبلیغات گسترده ازاسیران اشرف بعنوان گروگان استفاده نموده وپیرامون آن به مانورهای تبلیغی مشغول است.
سران فرقه رجوی غم خودشان را میخورند
غم آنها این نیست که در این سالیان گذشته چه بلاهایی سر خانواده ها آمده و چه خانواده هایی از هم پاشیده شده است. غم سران فرقه و علت نوشتن نامه توسط مادر خوانده فرقه را ما جداشده ها خوب میدانیم. چون در همین چند هفته گذشته بحث ملاقات خانواه ها بطور وارونه توسط فرقه اعلام شد و این بار هم محاصره اشرف در صورتیکه سران فرقه به عمد میخواهند هر اتفاقی رابه سوی تنش و برخورد خشونت بار سوق دهند.
تبلیغات دروغین مجاهدین
هیچکدام از این مطالب تولیدی نویسندگان این مجله نیست که لازم باشد نظر منتقدان را هم درج کنیم، همه این مطالب را خود مجاهدین ترجمه، و صفحه بندی و انتخاب کرده اند و ما هم طبق قرارداد با دریافت قیمت آگهی چاپ کرده ایم و فقط ما گفته ایم که همه مجله را نمیتوانیم در اختیار آنها بگذاریم و ستون های ثابت و حداقل نیمی از نشریه را واگذار نمیکنیم
نزدیک به صد روز بی اعتنایی نسبت به مجاهدین
گویا ایرانیان آزاده و اپوزسیون و تمام نهادهای حقوق بشری دنیا هم اهداف شوم این شعبده بازی و نمایش مضحک مجاهدین برایشان روشن است چون در تمام این قریب یکصد روز،همه این نمایشات با تحریم آنها روبرو شده و شما درهیچ رسانه ای جز سایتهای مجاهدین خبری از آن نمی بینید ؛ سکوت و بی اعتنایی پاسخ رسانه ها، ایرانیان و تمامی نهادهای حقوق بشری جهان به این خونخواری مجاهدین است، آنهم در حالی که فضای عمومی مردم جهان و ایرانیان خارج و داخل کشور طوری است که برای نجات جان حتی یک نفر کمپین های بزرگ تشکیل میشود و طومارها امضا میشود.
تبلیغات پوچ مجاهدین
مجاهدین با نام سازمان های پوششی حقوق بشری به این نمایندگان رجوع میکنند و نه به نام مجاهدین و در این بیانیه ها ابدا اسم مجاهدین آوره نمیشود و بعد نیز سه یا چهار نفر نماینده سابق و غیره پیدا میکنند که عموما هم از نیروهای لابی اسرائیل هستند و بعد هم این بیانیه ها را که به نام یک سازمان حقوق بشری گرفته اند را به نام آنها ثبت میدهند ولی هرگز تاکنون اسامی این افراد پارلمانتاریست را اعلام نکرده اند چون بارها اتفاق افتاده است زمانی که نماینده گان فهمیده اند که آنها از مجاهدین بوده اند ونه از یک سازمان حقوق بشری امضا ی خود را پس گرفته اند.
نسخه رجوی که بنا بود شفا بدهد، اما کور کرد
رجوی میپنداشت که غرب در مصاف با ایران معطل یک آلترناتیو است، و وقتی با معرفی مریم جار و جنجال بهراه انداخت، گمان میبرد که نگاهها متوجه مجاهدین خواهد شد و بالطبع رایزنی از سوی دولتهای غربی برای بهرسمیت شناخته شدن این آلترناتیو آغاز خواهد شد. اما از بعد آن تاکنون، همواره این پروژه در سایر ِ مواضع و عملکرد مجاهدین یک موضوع مهم برای انتقاد به این گروه بوده است و بهعنوان نمادی از غیردموکراتیک بودن، قیممآبی و دیکتاتوری رجوی شناخته شده است.
چه کسی از گزینه سوم مجاهدین حمایت می کند
مریم رجوی راه حل سوم را در حمایت مردم ایران می بیند. مردمی که به سختی به یاد می آورند که مجاهدین کیستند و اگر هم سالمندان جامعه ایرانی مجاهدین را به خاطر بیاورند، مطمئناً بمب گذاری و ترورهایی که آن ها علیه هموطنان خود چه شهروند و چه مسئول مرتکب شدند را به خاطر می آورند. آن ها هرگز فراموش نمی کنند که مجاهدین در طول جنگ ایران و عراق به عنوان ستون پنجم به صدام حسین خدمت کردند.
مجاهدین خلق، در پس پرده دروغگویی ها
بقای کمپ اشرف برای مسعود رجوی از این جهت اهمیتی حیاتی دارد که این تنها نقطه ای در جهان است که وی می تواند ایزولاسیون مطلق افراد از جامعه را که لازمه تاثیر روش های روانشناسانه و شستشوی مغزی در فرقه ها هست را داشته باشد.
هیاهوی سازمان یافته مجاهدین
سازمان مجاهدین خلق قطعا ایرانی نیست، چون رهبری آن ایران و مردم آنرا به بیگانگان فروخت. این سازمان تنها تا زمانی که صدام بر اریکه قدرت بود عراقی و حتی بخشی از ارتش صدام حسین محسوب می شد، و حالا باید به فکر جایی برای گذران دوران بازنشستگی و نهایتا مرگ خویش باشد.
مجاهدین و تفسیر مغالطه آمیز از واقعیات
یک بار دیگرسران مجاهدین حماقت خودشان را درفریب افکار نیروهای دربند اشرف برای مظلوم نمایی فرقه ای نشان دادند و با تفسیر مغالطه آمیز از واقعیاتی که توسط دبیرکل کانون هابیلیان بیان شده بود تلاش کردند خود را از شدت فرو رفتن در باتلاق اندیشه های رجوی نجات دهند.
دستگاه تبلیغاتی مجاهدین حقیقت را تخریب می کند
بنابراین هر بار که سازمان انرژی اتمی سراغ موضوع هسته ای ایران می رود، دستگاه تبلیغاتی مجاهدین شروع به تکرار حرف های قدیمی خود می کند. به اصطلاح”برنامه ی هسته ای مخفیانه ایران را افشا کند.” مجاهدین اطلاعات بسیار کمی از برنامه ی هسته ای ایران دارند و همین مقدار کم هم بر همه ی دنیا روشن است. تنها کاری که مجاهدین می کنند، تکرار و مبالغه است.
هوادارن فرضی فرقه رجوی
این ها هنوز در توهم داشتن پایگاه در ایران بسر می برند و از بس به دنباله های خود در این یا آن کشور اروپایی و یا اشخاص بی مقام و موقعیت اخبار داشتن پایگاه اجتماعی و فعالیت نیروهای داخلی به نفع فرقه سر داده اند که خودشان هم باور شان شده به همین خاطر دست به نوشتن دستور و ابلاغیه زده اند فقط می ترسم نکند یک دفعه تلاش های شبانه روزی این نیروی فرضی مثل دشمن فرضی در برخی از مانور های پیشین عمل کند و مشتی تلفات در جانب فرقه تروریستی رجوی به بار بیاورد.

