در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
اشرف ننگ ابدی برای مسعود رجوی
مسعود با یک تیر دو نشانه رفت. اول اینکه موسی خیابانی رقیب خود را از میدان برداشت.دوم با کشته شدن اشرف دیگر مانعی برای ازدواج مجدد او نبود
پیام مسعود رجوی از دیار خاموشان به سرای سالمندان
در این پیام رجوی ارواح خبیث را به یاری طلبیده و به نیروهایش در آسایشگاه سالمندان در آلبانی امید داده که جلوی توافق سیاسی بین ایران و کشور آلبانی را خواهد گرفت.
۱۹ بهمن ۱۳۶۰ فدای بی کران یا که خیانت جاودان رجوی!
بیشک حادثه تلخ 19 بهمن 1360 وبه قربانگاه فرستادن شماری ازاغفال شدگان ازجمله موسی خیابانی واشرف ربیعی وتنی چند از فرشتگان کودک بیگناه همچون مصطفی رجوی درشمارخیانت جاودان رجوی درکارنامه سیاه تروریستی اش برجسته وقابل بخشش نیست
۱۹بهمن، سند خیانت از مسعود رجوی
خصیصۀ قدرت طلبی اش را به همه چیز ترجیح و با دریافت قول همکاری و مساعدت های مالی سیاسی و نجات فرزند از اربابان خود، محل زعفرانیه تهران که مخفیگاه موسی خیابانی بود را توسط عوامل خود لو داد
۱۹بهمن و ماهیت دوگانه رجوی
رجوی که با فداکاری وخون فشانی مردم از زندان آزاد شده بود بعد از آزادی تحت تاثیر فضای باز سیاسی دچار جوگرفتگی شد و به یکباره خود را رهبرانقلاب نامید و بدنبال سهم خواهی و قبضه کردن اهرم های قدرت برآمد.
۳۰ دی و سرنخی از سرنوشت رجوی
این مقاله با سوز وگداز از یار سفرکرده می گوید و عنوان کرده که یار سفر کرده یعنی همان مسعود رجوی به دلیل شرایط خطیر کنونی از چشم ها پنهان شده و بلافاصله گفته است که البته این پنهانی به معنای تنها گذاشتن مریدانش (قال گذاشتن) نیست بلکه برای این بوده که دست دشمن به وی نرسد و مقاومت بی سر نشود.
نشخوار هزارباره حرفهای عباس داوری در مورد رجوی تروریست و فریبکار
بهتر بود عباس داوری به جای اشاره به پدر رجوی قدری اشاره ای به حرفهای مادر رجوی یعنی راضیه جلالیان می کرد در زیر قسمتی از حرفهای مادر رجوی را درج می کنیم تا همگان دریابند که وی از طرف خانواده هم طرد شده بود.
روز ۳۰ دی ۱۳۵۷ و آزادی جرثومه فساد و خیانت (مسعود رجوی) از زندان
رجوی از ترس جان بی مقدارش به بنیان گذاران مجاهدین که به منظور براندازی حکومت پهلوی، سازمان را تأسیس کرده بودند خیانت کرد و همه را به چوبه دار سپرد و این چنین بهای آزادیش را پرداخت، بعدها که از کشور فرار کرد و به دشمن ملت ایران، صدام حسین پیوست، تکیه کلامش صدق و فدا یا فدیه و فدا بود
خلق، همان مسعود رجوی است؟!
چراباید آزادی یک فرد سیاسی درجه چندم که بزودی به یک شارلاتان که فقط بنفع شخصی- آنهم ازنوع کاملا نامشروعش عمل میکند- تبدیل شد، باید منشآ اینهمه خیر بوده و ارزشی معادل ارزش آزادی خلق داشته باشد؟! آیا مقایسه ی این چنینی به معنی تحقیر خلق نیست؟!
خیانت مسعود رجوی و آزادیش از زندان
اکنون که فرقه ضدبشری رجوی در اوج تباهی و افول قرار داشته و در نهایت بعد از گذشت چند صباحی به ریشه کنی خواهد رسید، بازهم عناصر خود را با همان نیرنگهای همیشگی که ما با قضایایی که در ایران اتفاق افتاده و پیروزی کذایی که نزدیک است به کشورمان با اهدافمان بازخواهیم گشت، سرگرم نموده
آفتاب که درخوراک موش قائم نمیشود عمو!
بازهم این مرید بی منطق رجوی نفهمیده که خورشید هم زمانی که دانستن تاریخ دقیق اش در سطح سواد ما نیست، متلاشی شده، کوچکتر گشته و کره های دیگری مانند زمین ازآن بوجود آمده وکمتر دانشمندی است که ادعا کند، خورشید یک روز نخواهد مرد!
۳۰ دی و رجوی
شاید هم همکاری با ساواک و در بردن جانش جزء هنرهای رهبری پوشالی او بود چون من که در آن سالها چیزی جز فرار در سربزنگاه ها از او ندیدم. در 30 خرداد، در بمباران اشرف و عراق و همه برهه های حساس فرار کرد و این هواداران بودند که زیر بمباران ماندند.

