مجاهدین؛ سارقینی که مدعی مالکیتند

با لو رفتن و دستگیری سرشاخه های گروه مجاهدین توسط ساواک، دیگر برنامه ی خاصی در دستور کار اعضای این فرقه ی متکی بر اسلحه نبود چرا که هرچه سرشاخه باقی مانده بود هم مسعود رجوی در زندان افشا کرد و آن ها هم با همکاری های داوطلبانه رجوی با ساواک دستگیر و بعضاً اعدام شدند. از سویی سالها بود که هدف و لیدر اصلی جریانات انقلاب بسمت امام خمینی گرایش پیدا کرده بود و خط و مشی اصلی انقلاب را نزدیکان به امام تعیین می کردند و حتی همین فرقه مجاهدین هم بارها و بارها چه در عراق و فرانسه و چه پس از انقلاب در جماران برای پیدا کردن وجهه انقلابی در بین مردم به دیدار امام می رفتند و خود را در خط امام و انقلاب معرفی کرده بودند.
اما زمانی که تفکرات التقاطی و مارکسیستی بیان شده از زبان سرکردگان این گروه و به ویژه خود مسعود رجوی در زندان به گوش امام و مردم رسید طبیعی است مردم انقلابی که بدنبال برپایی نظام جمهوری اسلامی بودند، از احزابی با تفکرات مانند مجاهدین روی برگردانند.
مسعود رجوی که از بازماندگان پیکره از هم گسیخته فرقه مجاهدین بودند این روی گردانی عموم مردم را برنتابیدند و با ادعاهای کذب و مضحک خود را از عاملان و صاحبان اصلی انقلاب معرفی کردند تا هواداران ساده لوحشان را تحریک به اقدامات خشونت آمیزی کنند که در نتیجه آن بیش از 38 سال است پست ترین و خائنانه ترین اقدامات ضد میهنی از سوی این گروه و هوادارانش بر علیه مردم ایران شکل گرفته.
مسعود رجوی در حالی خود را مالک انقلاب می داند که اگر به همت مردم انقلابی، 30دی اتفاق نمی افتاد اصلاً سرنوشت او مشخص نبود.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.