گفتگو با ابراهیم خدابنده منطق مجاهدین خلق: نصف مردم ایران را هم بکشیم، ارزش دارد
خیانت، جنایت و وحشی گری کشته سازی هدفمند گروه تروریستی مجاهدین
الگوی خشونت همان الگوی مجاهدین عملیات مهندسی از دهه شصت تا ۱۴۰۴
نگاهی بر حادثه ۱۹ بهمن
آری عاشورای مجاهدین که رجوی برآن نام نهاد فقط جنبه سوء استفاده شخص رجوی از این ماجرا بود و طبق معمول دیگران بهای آنرا می پردازند و رجوی با خونخواری و سنگ دلی سوار بر این موج شد و نفع آنرا برد و با همین حادثه تعداد زیادی را جذب خود نمود و فدا کار اصلی باز وی شد که همسرش و یارانش را در ایران گذاشت.
شکنجه اسرای ایرانی توسط شکنجه گران مجاهدین خلق در شکنجه گاههای صدام حسین
گزارشها بیشتر مربوط به سال ۱۳۶۳ به بعد بود که از طرف فردی به اسم مسعود متاسفانه اسم فامیلش را فراموش کردم گزارش شده بود برای هادی. او کاک صالح ملعون بود و چند تا گزارش دیگر برای حبیب رضائی همان محسن رضائی زندانبان معروف برادر رضائی ها بود اما عمدتا برای هادی.او کاک صالح بود گزارش ها تماما بازجوئی ها ی بود که از آقای تند گویان بود و سناریو های که برای اعمال شکنجه و بازجوئی ها بود و اینکه سناریو های آینده برای گرفتن اطلاعات از آقای تند گویان بود و جالب اینکه در تمام گزارش ها از مقاومت ایشان گویا بود و رد تمام باغ سبزهای که به ایشان نشان داده شده بود
حرف اصلی رجوی با خانواده ها و خلق قهرمان
لابد منظور رجوی همان سرفصلی است که مستمرأ از صدام درخواست می کرد که شهرهای ایران را بمباران و موشک باران کند و سپس با درخواست رجوی آنرا قطع کند و آنقدر این بازی موش وگربه را بکند که ملت خسته شده و قیام کنند همان سال هایی که هزارهزار ملت و شهروندان بی دفاع را با موشک های صدام لت و پار می کرد.
شما درانتخاب راه جهنمی باند رجوی، مختارید!
دشمن اصلی شما سیستم های سلطه گر آمریکائی – انگلیسی است که با آن حمله وخرابکاری جنایتکارانه، شما را به خاک سیاه نشاندند واگر چیزی میخواهید ازاین لیبرتی نشینان بی اراده وجذب شده در رجوی یاد بگیرید، باید به منشا آنها – خود رجوی- مراجعه کنید که چیزی جزنوکری ازجناح افراطی این قدرت ها را نخواهید آموخت!
ترور و خشونت یا پرهیز از خشونت
سازمان مجاهدین برای تثبیت استراتژی خشونت و ترور حتی از چهره دکتر شریعتی به دلیل اینکه خود دست به اقدام خشونت آمیز و مسلحانه نزده بود و یا اینکه به صراحت و روشنی از مبارزات خشونت آمیز و مسلحانه سازمان مجاهدین حمایت نکرده بود با نگاه تحقیر و سازش و عدم کشش مبارزاتی به دکتر علی شریعتی نگاه میکرد، و به همین دلـــــــــــــیل خط”شریعتی زدایی” را در سازمان مجاهدین در سال ۱۳۶۵ به اجرا درآورد. که در فرصت مناسب بطور مشروح به آن خواهم پرداخت.
مراسم اوور و وحشت رجوی ها از عواقب اقدامات تروریستی شان
واقعیت این است که اقدامات فریبکارانه این روزهای فرقه رجوی فقط بدلیل وحشت آنها از این است که فضای جدید اروپا، بدلیل جنایات وسیع و اقدامات تروریستی که رجوی ها در کارنامه خود دارند و کشورهای غربی نیز به خوبی از آنها آگاه می باشند گریبانگیر شان بشود. بالا گرفتن تهدید امنیتی در اروپا ممکن است کشورهای غربی را به این واقعیت نزدیک کند که جدا کردن تروریست ها به دو گروه «خوب» و «بد» طبعاتی دارد که دیگر فقط گریبان مردم خاورمیانه را نخواهد گرفت بلکه خود آنها نیز هدف ترویست ها هستند.
باز هم سران فرقه رجوی دست به جنایات علیه اعضای خود شدند
سران گروه تروریستی مجاهدین با وجود آمادگی برخی از کشورهای جهان برای پذیرش اعضا گروه، همچنان اصرار بر ماندن در خاک عراق را دارند.زیرا ادامه حیات خود را ماندن در عراق می دانند. رجوی با هزاران ترفند وحیله در صدد است تا از انتقال افراد به البانی جلوگیری کند ویا دست به دامان ایادی خود شده تا به نحوی اعضا یک جا به کشور ثالث منتقل شوند تا از فرو پاشیدگی اعضا ودر واقع نابودی فرقه ممانعت به عمل آورد.
جوابی به یاوه های دبیر خانه شورای ملی مقاومت فرقه رجوی به مناسبت روز جهانی لغو مجازات اعدام
یازده اکتبر فرا رسید و آه وفغان فرقه رجوی از تداوم اعدام در آستانه روز جهانی علیه اعدام گوش فلک را پاره کرد…در یازده آبان هزارو سیصدو نودو سه مسعود رجوی در پیام صوتی که همراه با تصویر بود (عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش) فرمان قتل جدا شدگان و منتقدان و ناراضیان (فرقه رجوی) را صادر کرد او بخاطر اینکه سایه ترس و رعب را حاکم کند با ندای بلند گفت ثار ثار ثار و از تمامی فدائیان خود در اروپا خواست تا هر کجا و به هر شکلی که توانستند منتقدین و اعضای جدا شده را مجازات و اعدام کنند…
بازخوانی ارتش اسارت بخش فرقه رجوی به مناسبت هفته دفاع مقدس – قسمت اول
به دنبال عزیمت مسعود رجوی از پاریس به بغداد، در همه امور فرقه تغییراتی ایجاد شد. این تغییرات در شیوه سازماندهی نیروها و جنگ برای باصطلاح سرنگون کردن حکومت ایران در نظر گرفته شده بود. برای موجه جلوه دادن سفر مسعود رجوی به خاک دشمن ایران یعنی عراق نیز به نیروها گفته شد که: «باید با حداکثر تلاش و مبارزه، در مدت دو سال، همه موانع برای سرنگونی حکومت اسلامی از سر راه برداشته شود، چون رهبری بیشتر از دو سال نمیتواند در کشور عراق بماند. رهبری به جوار خاک میهن آمده است تا با سازماندهی و کیفیت جنگی جدید، نیروهای داخل ایران و عراق را انگیزه و سامان دهد. اگر مدت اقامت ما بیشتر از دو سال در خاک عراق طول بکشد، رهبری خواهد سوخت.»
معنی اسلام بردبار در فرقه رجوی
در حالی که در اسلام مبارزه با زور گویان و دیکتاتور ها و امپریالیسم جهانی امری واجب است ؛ ولی در اسلام بردبار رجوی نه تنها مبارزه ای با زور گویان وجود ندارد بلکه تحت عنوان سیاست حرکت موازی با جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا و کشورهای عربی نظیر عربستان سعودی و اسراییل همسویی کامل بر علیه منافع ملی مردم ایران میکنند و در همین رابطه مخالف توافق نامه هستهای بین ایران و کشور های پنج بعلاوه یک هستند و خواستار تحریم های اقتصادی شدید تر و دنبال راه حلهای نظامی و جنگ طلبانه که خونریزی و ویرانی به همراه دارد و موجب کشته شدن افراد بی گناه می شود ؛ هستند.
سران سازمان مجاهدین بدنبال تکرار تراژدی ۱۰ شهریور
تراژدی و خیمه شب بازی که توسط عناصر فرقه رجوی هم اکنون در لیبرتی حادث شده دقیقا همانند پادگان اشرف می باشد که در آنجا نیز 100 نفر از کسانیکه بیشتر آنها ساز مخالف با نیات شوم رجوی سر می دادند باقی ماندند و اکنون نیز در لیبرتی شاهد هستیم که سران خائن رجوی تاکنون هیچ کدام از اسیرانی را که در زمان جنگ گرفتار آنها شده اند را به تیرانا منتقل نکرده و فقط سران و خائنین به خود را که تمام قد برای آن خونخوار آدمکشی می کنند را جابجا نموده و بقیه را همانند گوشت قربانی در عراق رها نموده
چگونه نورچشمی سابق رجوی درمافیایش مثله شد!؟
دهم شهریورماه یادآوریکی دیگراز جنایات وخباثت رجوی است. جنایت وحشتناک علیه مسعود دلیلی نورچشمی سابق وعضوحفاظت نزدیک رجوی با سابقه حضور30 ساله در این فرقه بدنام.درآن مقطع رجوی ازبرای حفظ اموال بی مقداراشرف 100 نفرازاعضای ناراضی وبقول خودش حلقه های ضعیف را درلبه قربانگاه قرارداده بود وبا ترفندهای بسیارمحرک حمله وهجوم نیروهای مدافع اشرف شد و52 تن ازآن نگون بختها را ناجوانمردانه به قربانگاه فرستاد. درمیان اجساد وانتشارنام شان یک جسد مجهول الهویه باقی ماند که تقریبا مثله شده بود وشناسایی اش اندک مشکل می نمود.

