در اوج بیتوجهی رسانهها هشدار کارشناسان غربی در مورد تهدید مجاهدین برای آینده ایران
رذالت مجاهدین خلق از قتل با تیغ موکتبری سال ۶۰ تا جنایات فجیع دی ۱۴۰۴
هفتم تیرماه ۱۳۶۰، آغاز انزوای سیاسی، اجتماعی مجاهدین خلق
همانطور که 7 تیرماه 1360 و ادامه روند آن، ارمغانی جز فرقه گرایی، شستشوی مغزی اعضا، زندانسازی و زندانبانی، و کنترل نیرو در درون سازمان مجاهدین خلق، و انسداد سیاسی در جامعه و میان مردم نداشته است، در شرایط کنونی نیز روند سفیدسازی فرقه تروریستی مجاهدین خلق توسط دادگاه و دولت بریتانیا، شرایط مساعد و مناسبی برای رهایی نیروهای اسیر در فرقه و همچنین بهبود شرایط سیاسی، اجتماعی مردم ایران پیش نخواهد آورد
تروریسم ضد مردمی، نفی بنیادهای خرد
سران فرقه رجوی باید به این نکته مهم پی ببرند که در دنیای توسعه یافته هیچ عنصر و جریان سیاسی برای تئوریزه کردن و مقدس جلوه دادن ترور، خشونت و حذف فیزیکی مخالفین خویش جایی ندارد. البته توجیهی نیز برای مشروع قلمداد نمودن خشونت و ترور سازماندهی شده نداشته و نخواهد داشت.
اولین چالش سیاسی با رای دادگاه انگلیسی
در کمتر از یک ماه از گذشت حکم دادگاه انگلیسی سازمان مجاهدین نشان داد، نه تنها به این الزامات وقعی نمی گذارد که بر عکس به دلیل اطمینان خاطر از عدم درک تعارضات مورد اشاره از سوی صادرکنندگان رای و همچنین حامیان خروج مجاهدین از لیست تروریستی، نه تنها بر صحت و درستی و ستایش و تقدیس مشی تروریستی اش که در نهایت بر ادامه و ضرورت آن تاکید استراتژیک دارد.
برگ هفتم از برگی از تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳
آنچه که این روز را تاریخی می کند، نه بخاطر اهمیت سازمان مجاهدین خلق است و نه بخاطر اهمیت دستگیری مریم رجوی، بلکه از این جهت این روز تاریخی است که چشم و گوش مردم جهان با پدیده فرقه گرایی و تروریسم بیش از گذشته آشنا شد. برای مردم ایران و جهان، بویژه مردم فرانسه روشن شد که چگونه و با چه مکانیزمی رهبران فرقه ها می توانند از اعضای فرقه مشعل هایی بسازند تا خود را مدتی بیشتر گرم نگه دارد.
۱۷ ژوئن از نگاه آنتونی گسلر
پلیس فرانسه بیش از 160 عضو سازمان مجاهدین (جنبش اصلی مخالف ایران) را سه شنبه گذشته در نزدیکی پاریس مورد بازجویی قرار داد. پلیس ادعا می کند که گروه – که از نظر سیستم قضایی فرانسه مظنون به برنامه ریزی و حمایت مالی از عملیات های تروریستی است – را متلاشی نموده.
۱۷ ژوئن،مجاهدین و میانه فصلی بی بازگشت
طرح رجوی و مجاهدین این بود که حداقل در دورانی که لبه تیغ همکاری با صدام حسین در گلویشان فرو نرفته، خود را مجددا در فرانسه و سایر کشورهای اروپایی سازماندهی کرده و قدرت و پایگاه سال 1360 – 1362 را در اروپا و بالاخص فرانسه احیاء کنند.غافل از آنکه فرمول آینده در گذشته نه تنها در بطن سیاسی کشورهای اروپایی جایگاهی نداشت بلکه یک خود باوری لجوجانه – کودکانه ای بود که هیچ گونه برد برون فرقه ای را برنتافت.
سرگشاده به عالیجناب، قاضی بروگر درباره ۱۷ ژوئن و سازمان مجاهدین خلق
از زمان صدور حکم شما به عنوان مرجع قضایی دولت فرانسه در خصوص دستگیری مریم عضدانلو و شماری از اعضای سازمان مجاهدین خلق به اتهاماتی از قبیل پول شویی، توطئه بر علیه منتقدین و جداشدگان و اقدامات تروریستی و… تا این زمان قریب 5 سال می گذرد. از همان ابتدای دستگیری تا اکنون سازمان مجاهدین اقدامات و واکنش های ضدمدنی گسترده و متعددی در جهت لوث کردن حکم شما انجام داده است.
نامه سرگشاده به آقای ریموند تانتر
مسئولیت اقدام تروریستی اخیر در یکی از شهرهای ایران که منجر به مرگ شماری از شهرندان عادی گردید، از سوی یک گروه مخالف و به اصطلاح برانداز ایرانی با عنوان انجمن پادشاهی ایران به عهده گرفته شده است. این عملیات شباهت های فوق العاده ای با اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق دارد. از این دست اقدامات مجاهدین در سه دهه اخیر به کرات مرتکب شده و اتفاقا متن اطلاعیه ها و بیانیه های سازمان در این خصوص و در مقایسه با اطلاعیه ای که انجمن مورد نظر انتشار داده، رویه کمی و کیفی یکسانی را حکایت می کند.
مشروعیت ترور
این گروه تروریستی نه تنها شهروندان بی گناه ایران را می کشد بلکه برای دو دهه، وسیله ای بوده است در دستان صدام حسین،. طی تهاجمات جنگی صدام حسین علیه ایران، مجاهدین خلق دست در دست سازمان های جاسوسی عراق علیه مردم ایران کار می کردند. سه سال بعد، پس از این که ارتش عراق در کویت طی عملیات های” طوفان صحرا” درهم کوبیده شد، این سازمان به صدام یاری رساند تا شورش های مردمی در شمال و جنوب کشور را سرکوب کند. اشتباه نکنید این همکاری ها فقط شامل سرکوب قیام شیعیان نمی شد بلکه همکاری در کشتار حلبچه را نیز در پی داشت.
ترور امپریالیستی
نمونهی مجاهدین خلق نمایانگر نفوذ امپریالیستی همیشهحاضر غرب در تعریف”دگر بودن”، بهواسطهی مالکیت زبان، است. با توجه به اینکه ایالات متحده با کمک متحد خود بریتانیا”جنگ علیه ترور” را بهراه انداخت – جنگی که تا به امروز به کشته شدن بیش از یک میلیون نفر انجامیده است – نفاق کاملاً آشکار است. در همین حال”لرد کوربت” عضو مجلس اعیان حزب کارگر،”گوردون براون” بههمراه”باب فیلنر” – این دو حامی سازمان تروریستی مجاهدین خلق هستند – به یک ایدهی مشترک رسیدهاند. از نظر آنان، گفتوگو با ایران، بیش از هرچیز خطر ِ حمایت از”تروریسم بینالمللی” را بههمراه خواهد داشت.
شقوق مختلف خروج نام مجاهدین از لیست گروه های تروریستی
دادگاه انگلیسی که حکم اخراج نام مجاهدین از لیست گروههای تروریستی را صادر نموده است خوب می داند که مجاهدین هنوز بر مبارزه مسلحانه و تروریستی نه تنها پای می فشارند بلکه آن را امری مقدس و ایدئولوزیک می شمارند و در هیچ کجای منابع و اسناد مجاهدین عدول از مشی مسلحانه بچشم نمی خورد، اگر چه ممکن است بطور خصوصی و شفاهی نزد مقامات غربی به کنار گذاشتن مشی مسلحانه اذعان کرده باشند.
هیچ وجدان آگاهی تروریستها رابرسمیت نخواهد شناخت
عملیات تروریستی یازدهم سپتامبر2001 ونتایج حاصله ازآن درواقع زنگ خطری بود درگوش گروه های تروریستی ولذا توقف عملیات تروریستی توسط این فرقه ازسال 2002 نه یک انتخاب وعقبگرد بلکه یک تصمیم ازسراجباربوده است. ودوم اینکه کمی پس ازحمله نیروهای ائتلاف عراق درسال 2003 اردوگاه این سازمان تروریستی درعراق نیز توسط امریکایی ها محاصره گردیده واز آنها خواسته شد کلیه سلاحهای خود راتحویل دهند و بنابراین تسلیم و خلع سلاح این سازمان تروریستی نیز درنهایت درماندگی بعنوان تنها چاره درآن زمان اخذ گردیده است.

