یکشنبه, ۳ آبان , ۱۴۰۵
  • دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابراهیم حدادی 03 آبان 1405

    هرگز فریب نمی‌خوریم
    دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابراهیم حدادی

    روز چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵، اعضای انجمن نجات خوزستان به همراه اعضای کمیته بانوان مرتبط با این انجمن، با حضور در شهر آبادان، در منزل آقای رزاق حدادی، برادر ابراهیم حدادی از اعضای گرفتار در کمپ اشرف ۳، با خانواده وی دیدار کردند. پس از حضور اعضای انجمن در منزل آقای رزاق حدادی، وی به […]

خانواده ها وجداشدگان خصم آشتی ناپذیررجوی 07 مهر 1395

خانواده ها وجداشدگان خصم آشتی ناپذیررجوی

ماحصل تمامی آن تلاش ها و استمدادهای خانواده ها به تخلیه اجباری اشرف ختم شد و رجوی در مقابل فشار خانواده ها زانو زد. او با تمام قوا به خانواده ها سنگ و آهن زد و توهین کرد و تهمت زد. اما راه به جایی نبرد و در نهایت این خصم آشتی ناپذیر توانست رجوی را در عراق به ستوه آورد و او را رسوا کند.خواسته برحق خانواده است که عزیزش را طلب می کند. خانواده هیچ وقت نگفته که فرزند و عزیزش مبارز و آزادیخواه نباشد. اما رجوی

مادرم ازدنیا رفت ولی مسئولیت سنگینی بردوشم گذاشت که باید انجام دهم 06 مهر 1395

مادرم ازدنیا رفت ولی مسئولیت سنگینی بردوشم گذاشت که باید انجام دهم

مدت دوروزنزد او بودم. مسئولین مجاهدین درکمپ به شدت حرکات وحرف زدن ما را با هم زیرنظرداشتند ولی دریک لحظه ازغفلت مسئولین کمپ استفاده کرده وبه فریدون گفتم بیا با هم برگردیم ایران. او گریه کرد وگفت اینها نمی گذارند که من با تو بیایم پس تو برو واینجا نمان.درنهایت بعد ازدوروز با چشمانی گریان به ایران بازگشتم.

یاد این مادر ستمدیده درذهن من جاودانه خواهد ماند! 04 مهر 1395

یاد این مادر ستمدیده درذهن من جاودانه خواهد ماند!

این خانم یک ماه قبل ازمرگ جانکاه خود و درحالی که برتمام انرژی داشته اش متمرکز شده وبه لیبرتی رفته بود، مانند دیگر هموطنان همراه وهم درد خود، اجازه ی ملاقات پیدانکرد وبجای آن حرف های رکیک و پاره سنگ هایی دریافت نمود که توسط گماشتگان خاص رجوی به آنها داده وپرتاب می شد!!

blank 04 مهر 1395

دیداری نزدیک از روستا و منزل خانواده جبار صبایی ماسوله

صفرخانم صبایی مادرخانواده درحالیکه داشت با گوشه روسری اشکهایش را پاک میکرد بالهجه شیرین محلی گفتند” آقای پوراحمد شماهم مثل پسرم هستید. امروزبهترین روزهای زندگی ام هست یک جوری احساس میکنم جبارمن اینجا درکنارم نشسته است (گریه مادرواعضای خانواده). خیلی دلم گرفته. خیلی دلم هوای پسرم را کرده

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت نوزدهم 03 مهر 1395

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت نوزدهم

احمد و امین در ترکیه جویای کار و اشتغال بودند که طعمه آدم ربایان رجوی شدند با این وعده که”چرا در ترکیه، بلکه شما را به اروپا خواهیم فرستاد. هم وطن چه وقت به درد هم خواهد خورد، ما به شما کمک خواهیم کرد و عوضش را از خدا خواهیم گرفت!! به یک شرط که یک دوره آشنایی و آموزش حرف در عراق داشته باشید سپس برای تحقق رویاهایتان به اروپا و کشور مطلوب خود خواهید رفت”. با این ترفند فرزندان ما را از ترکیه دزدیدند و آن ها را به کمپ اشرف بردند. احمد 38 ساله مدت 15 سال و امین 31 ساله مدت 12 سال است که اسیر فرقه رجوی هستند. دلبندانمان از زندگیشان هیچ لذتی نبرده اند و در اسارت این فرقه خودخواه و منفور زندگی خود را به بطالت سپری می کنند.

blank 01 مهر 1395

مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت چهارم

این مادر دردمند متعاقب اسارت جگرگوشه اش بیش از7 سال نتوانست به حیات خود ادامه بدهد وآنچنان چشم انتظاری برایش سخت وجانکاه بود که وقتی دیگر فرزندش آقا مرتضی ازمسافرت به عراق واشرف با دست خالی برگشت ؛ بسیاراندوهگین شد ویکسال بعد درحالیکه فقط پیراهن فرزند اسیرش را بو میکشید ؛ چشم انتظار دارفانی را وداع گفت و به ابدیت پیوست ولیکن ازفرزندانش خاصه حاج مرتضی خواست که اسماعیل را فراموش نکنند ومدام پیگیر رهایی اش ازچنگال رجوی باشند.

blank 31 شهریور 1395

درگذشت جانسوز خانم عدیله عباسی مادر ابراهیم جدی

بدنبال هشدارهای مکرر این مرکز دایر بروخامت حال خانم عدیله عباسی (مادر گرامی ابراهیم جدی- دکتر حمید واسیر رجوی) که این وخامت حال بعد از مراجعه به کمپ لیبرتی برای اولین وآخرین ملاقاتش با این فرزند دور افتاده واسیر شده ی سه دهه ای وعدم توفیق درآن این ملاقات روز بروز بیشتر شد، سرانجام این خانم زحمتکش روز دوشنبه مورخ 29/06/1395 دار فانی را وداع نموده وحسرت تماس و دیدار با فرزندش را به دنیای دیگر برد.

چهلمین روز درگذشت مادر رنج دیده ی آقای رحیم مظلومی 28 شهریور 1395

چهلمین روز درگذشت مادر رنج دیده ی آقای رحیم مظلومی

بلی این مادر قربانی طی سه دهه دوری و بیخبری ازفرزند دلبندش دچار بیماری و پیری زودرس شد و درسرانجام کار نتوانست براین استرس ها و شداید دوری ازفرزندش غلبه کند و نهایتا ودرحالی که یک لحظه ازنجوای نام این فرزند اسیرش باز نماند، جان به جان آفرین تسلیم نمود. امروز چهلمین روز درگذشت این بانوی ستمدیده است وما این مصیبت دردناک را به این خانواده ی محترم تسلیت عرض کرده وخود را شریک غم آنها اعلام مینماییم.

پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده زارع 28 شهریور 1395

پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده زارع

انجمن نجات شعبه خوزستان درگذشت این مادر رنجدیده را به آقای نادر زارع که همواره دراین سالیان برای نجات برادرش تلاش کرده، به خانواده محترمش وهمچنین به فرزند اسیرش فریدون تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند بزرگ شادی روح این مادر رنجدیده و صبر جمیل را برای خانواده آقای زارع خواستاریم.

نامه خانم زهرا قلیزاده به نخست وزیر آلبانی و به برادر اسیرش 27 شهریور 1395

نامه خانم زهرا قلیزاده به نخست وزیر آلبانی و به برادر اسیرش

علی جان عزیز دل خواهر. افسوس و صد افسوس بار دیگر خبری از تو شنیدم و آن خبر انتقال تو از زندانی به زندان دیگر. خوشحال بودم که از اشرف به لیبرتی تغییر مکان داده بودی که چرا امکان فرار برایت فراهم است مثل دیگر دوستانت مثل شعبانی –رجب زاده وغیره…اما به من می گویند باید خوشحال باشی که چرا تو یکبار دیگر یک قدم به آزادی نزدیک شده ای خوشحالم که خبر سلامتی تورا شنیدم.وبرای نخست وزیر محترم البانی نامه نوشتم وازایشان درخواست کردم تاشرایط ازادی شمارافراهم سازد.

تلنگر روح فرزندانمان ما باشیم 27 شهریور 1395

تلنگر روح فرزندانمان ما باشیم

فرزندان ما چون این فیلها، با باور غلط قدرت فرقه رجوی سی و اندی سال عمر در حبس، هرچند حبسی به بزرگی یک شهر، یا یک کمپ یا یک آپارتمان، هرچند واقع در عراق یا آلبانی، عمر گذرانده اند، و آنان نیز نیاز به تلنگری دارند برای اینکه به فکر آزادی و رهیدن از زندان بیفتند… و این وظیفه ی ما خانواده هاست که با پیگیری مجدانه و تلاشهای مستمر، آن تلنگر بر روح آنان باشیم، تا شاید بتوانند خود را از این بند پوسیده برهانند.

حضورخانواده علی ابراهیمی ازاسیران دربند فرقه در دفتر انجمن خوزستان 25 شهریور 1395

حضورخانواده علی ابراهیمی ازاسیران دربند فرقه در دفتر انجمن خوزستان

به همین منظورخانم مهوش جهان بانی همسرعلی ابراهیمی که سالهاست دربند اسارت فرقه رجوی بسر می برد به همراه برادرش آقای فضل الله جهان بانی روزشنبه مورخه 20/6/95 با حضور دردفترانجمن خوزستان گفتند ما خبربسته شدن کمپ لیبرتی را شنیدم که بسیارهم خوشحال شدیم اما با توجه به اینکه اسمی ازعلی ابراهیمی دربین نفرات انتقال یافته قبلی نبوده دیروزتا حالا نگران ومضطرب هستیم که آیا اسم او دربین نفرات آخری که منتقل شدند هست یا نه؟

blank
blank
blank