در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
مخفیگاه مسعود رجوی، مخفیگاهی از جنس خون
مخفیگاه ضد اتمی مسعود رجوی که صد البته با خون قربانیان از هر دو طرف جنگ، ساخته شد، تصویر روشنی از شخصیت و ماهیت و اهداف شخصی و سیاسی او را ارائه خواهد داد که حتی ابله ترین آدمها و هواداران از این پس در توهم و گمراهی و نادانی باقی نمانند، بلکه قادر باشند تا چشمها و گوشها و دلهای خود را بازتر کنند که تا کنون دانسته و یا ندانسته چه خیانت بزرگی به خود و مردم ایران، روا داشته اند.
رجوی، فردی که فقط زبان زور می فهمد
رجوی چون در ذهن و ضمیر خود دنبال رویا پردازی و خیال بافی است برای همین هیچ گاه شکستی را نپذیرفته و در عین حال هر شکستی را برای خود و اعضای مفلوک سازمان پیروزی قلمداد می کند. وی همواره دنبال زور آزمائی بود و کسی نبود بهش بگوید آخر مردک مورچه چیه که کله و پاچه اش چی باشد و دقیقا با سیاست و پنبه سر خودت را خواهی داد و نتیجه آن می شود که امروز اینگونه بور و خار شدی.
آقای رجوی مقداری عاقلانه رفتار کنید
در خبرها آمده که همسر شما از اعتصاب غذا کنندگان لیبرتی خواسته که به اعتصابشان پایان دهند و آنها قبول نکرده و بر ادامه آن تاکید ورزیده اند.برای همگان روشن است که چنین اخبار و موضعگیریهایی از طرف شمایان چقدر مضحک و دروغ می باشد. همه میدانند که حتی نیازبه فرمان شما برای دست کشیدن از اعتصاب غذا نیست، فقط کافیست که”پایتان” را از این ماجرا کنار بکشید آنگاه دیگر اعتصابی در کار نخواهد بود.
رجوی: چه می خواستم چه شد!!
بعد با رفتن به عراق و پیمان بستن با دشمن مردم ایران که درگیر جنگ بوده بهترین فرصت می دانستم تا شاید در کنار این همسایه جنگ طلب پایم به تهران برسد ولی هر روز که می گذشت خیانتم به مردم ایران و خوش رقصی برای صدام معدوم بیشتر می شد ولی باز هم از سرنگونی خبری نبود.
رجوی برای سر پوش به روی شکستهایش در پی بوجود اوردن یک فاجعه جدید است!
بر اساس گزارش پزشکان مجاهدانی که وضعیتشان به وخامت گرائیده، از ناراحتیهایی مثل بیهوشی ناگهانی، تهوع واستفراغ، سرگیجه و عدم تعادل شدید، افت شدید فشار خون و ضعف مفرط رنج می برند. این مجاهدان خلق عبارتند از: اعظم فارسی، الهه شکوه زاده، زهرا خادمی، زهرا احمدی، امیره نوری، آذر منافی، امیر شکوه زاده، بهمن رحیمی، محمدحسن تدین، مقدس سی سخنی، ایمان قلی زاده و بهمن عابدی.
مسعود رجوی و”مبارزه در دوران جدید سرنگونی”؟!
مسعود رجوی در موضع گیری های درونی اخیر خود در یک فرار به جلوی کاملا مضحک که دیگر برای وی به عادت تبدیل شده با ژست طلبکارانه و با راه اندازی دستگاه فریب و نیرنگ”مبارزه در دوران جدید سرنگونی”؟! را اعلام نمود. البته رجوی برای این دوران هیچ زمانبندی ارائه نکرد و پاسخی هم به وعده های شش ماهه و شراب دو ساله و ریاست جمهوری بوش و غیره که در گذشته عنوان کرده بود نداد.
رجویها رجس مجسم دوران
کسی که حتی برای بالاترین افراد رده تشکیلاتی هم حق اظهارنظر و حتی خواندن یک نشریه قائل نیست رجسی است که عدم پذیرش انقلاب ایدئولوژیک که در بطن منحوسش طلاق اجباری و ازهم پاشیدن کانون گرم خانواده مستتراست را به منزله اعدام تلقی کرده وبا ریختن خون اعضای خود آن هم در دیار غربت قصد تطهیر انقلابش را دارد.
فلسفه رجوی دروغ و تظاهر بود نه فدا و صداقت
واقعیت اینست که هر چه زمان میگذرد بر عزت و بزرگی امام حسین و عاشورا افزوده میشود چرا که در تابلوی عاشورا چیزی جز رشادت، رادمردی فداکاری ماندن بر سر اصول و عقاید نمیتوان دید! بهمین دلیل است که هرساله عاشورا با شکوه بیشتری برگزار و گرامی داشته میشود ولی هرچه از داستان رجوی میگذرد ابعاد جدیدی از خیانت و نامردمی و دورغ او برملا میشود
مسعود رجوی و آخرین تابلو
رجوی رهبری فرقه آدمکش مجاهدین، آخرین تابلویی که امروز در حال رو شدن است همان روزها دیده بود و برای همین بود این همه سماجت و سناریوهای عجیب و غریب می ساخت تا ولو چند صباحی رسوایی و پایان غم انگیز هیتلر وار خود را عقب اندازد.این آخرین مهره و ورق در پایان راه فرقه که خود رجوی است اکنون می بایست لاجرم به جای خالی بازی گرفته شود و به طور اجتناب ناپذیری می بایست توسط غیر از فرقه هم که شده پیدا شود و به کار گرفته شود.
فرار برای رهبری آری اما برای بقیه حرام است
رجوی در اوضاع بحرانی و کشت و کشتارها در اشرف و لیبرتی خودش کماکان مجوز فرار و مخفی شدن در سوراخ موش را دارد. اما یک لحظه فکر و عقب نشینی که همانا تصمیم عاقلانه هر انسانی است را بر مریدان خود در عراق حرام و ضد ارزش کرده است. بایستی به افراد و اعضای رده های فرقه رجوی گفت دیگر چگونه می خواهید خیانت رهبری به شما اثبات شود؟
رجوی و عذر بدتر از گناه
وی در این پیام به روشن ترین شکل اعتراف می کند که اعضای سازمان گوشت دم توپ برای حفظ جان او بوده اند. او اعتراف می کند که اگر بخاطر خودش نبود نگه داشتن اشرف ارزشی نداشت و تمام این کشته ها و مجروحان فقط و فقط قربانیان بقای او بودند. او اعتراف می کند که حرف هایش بی اساس و پوچ است و چیزی جز حفظ جان او برایش اهمیت ندارد.
پیام مسعود به مریدان خود بعد از ۱۷ روز؟
قبل از اینکه به متن پیام مسعود وارد شوم باید این جمله را بگویم که مسعود درهمه جا در هر سر فصل خودش را کنار می کشد و بعد از چند روز یا شاید چند ماه موضع گیری می کند این شگرد مسعود و مریم رجوی درتشکیلات فرقه ای می باشد اما چرا مسعود همیشه از حضور لحظه ای فرار می کند؟ به دو علت: گام اول ایشان نمی داند چه موضعی بگیرد منتظر می ماند تا واکنش ها را با هم جمع بندی کرده و به مریدان خودعرضه کند

