در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
چرا رجوی سر عقل نمی آید؟
رجوی به همین خاطر حتی یک منتقد را هم در سازمان نمی پذیرفت شاید این شیوه دیکتاتورهایست که سر قدرت هستند اما رجوی در سازمانش ثابت کرد که اگر به قدرت برسد فردی چنین است دستی که بالجبار رو شد. در این میان برای رو شدن دست این دیکتاتور کوچک چه جوانها و خانواده ها که فدای خود خواهی های این فرد شدند واقعا اگر قدرت بدست رجوی میرسید چه بسا بیشتر از این قربانی می شدند به هر حال تاریخ و گذشت زمان و مقاومت و افشاگری جدا شدگان راه را بر خودخواهی و خود محوری این فرد شرور بست
آقای رجوی”نقطه آغاز” را بگو!
در نشستهای معروف به عملیات جاری که در قرارگاه های فرقه رجوی برگزار میشد همیشه بچه هایی که سوژه نشست بودند را تحت فشار قرار میدادند که بایستی نقطه آغاز کاری که کرده ای را بگویی! یعنی علت اینکه مثلا لحظات زندگی طلبی داری یا خط و خطوط سازمان را قبول نداری را بیان کنی! این را گفتم که این را بگویم آقای رجوی که مدتی است مدام میگویی برگردیم اشرف علت یا بقول خودت نقطه آغاز این حرفت را بگو!
هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کِشت
آقای رجوی هیچ اطلاعی نداشتند که در دوران چک امنیتی در عراق و در اشرف افراد سازمان زیر شکنجه و بدترین اهانت ها (و به قولی خواهران شورای رهبری تا فحش خواهر و مادر به افراد می دادند) بوده اند و الا حتما دستور توقف شکنجه را می دادند و اثبات این فرمایش را نیز باید از زبان خود مسعود نقل کنم که گفتند:”همه ی مجاهدین در زندان ها اعدام شده اند و شما که سر و مر و گنده اینجا هستید حتما ریگی به کفش دارید و باید جواب پس بدهید.”
تهمت اخلاقی آخرین حربه رجوی زن باره
رجوی کثیف که خود استاد زن بارگی است سعی دارد همانند شیوه های سازمان های اطلاعاتی کشورهای غربی با تهمت زدن به فرد او را خراب کرده تا بتوانند به امیال خود دست یابند. وی که مانند مار زخمی بعد از افشاگری زنان جدا شده به خودش می پیچد سعی دارد همه پرنسیب های اخلاقی را کنار گذاشته و به تهمت زدن اخلاقی روی بیاورد. تهمت زدن قبلی یعنی مزدور و مهره اطلاعاتی ایران و… کارآیی نداشته و اکنون سعی دارد اینگونه دست به این اعمال بسیار زشت بزند کاری که خود سالیان با زنان درون سازمان انجام می داده است
ردپای رجوی در کشتار اسیران کمپ لیبرتی
درطول حضور رجوی درعراق جان و مال اسیران هیچگاه برای وی درمقابل بقای تشکیلات منحوسش پشیزی ارزشی نداشته و ندارد. و این حمله اخیر هم فقط رجوی راخوشحال کرده است. لذا درهمین رابطه وجدانهای آگاه و مجامع بین المللی هرگز نبایستی فریب مانورهای شیادانه رجوی را بخورند. وهرچه سریعتر می بایست موضع گیری مناسبی در مقابل وقت کشی و ممانعت رجوی از انتقال اعضا به خارج ازعراق در پیش بگیرند.
مسعود رجوی مسئول کشته شدن اعضای فرقه اش می باشد
اخیرا رجوی مجددا نسبت به جنایات و سابقه تروریستی خود به صورت مضاعف افتخار کرده و به شدت تلاش می نماید تا طرف های دیگر را تا جائی که میتواند تحریک کند. آخر او تنها کسی است که از تهاجم به لیبرتی و کشته شدن افرادش سود میبرد. او نیازمند خون است تا به حیات خفیف خائنانه اش ادامه دهد و همچون زالو به مکیدن خون قربانیان خود مشغول باشد.
مرحله بی پایان سرنگونی، نگاهی به سخنرانی ۳۰ دی ۱۳۹۱ مسعود رجوی و اعلام موسسان چهارم
هذیانگویی های اخیر رجوی نشان می دهد که به پایان خط رسیده و در بحران عمیق ناشی از بی مصرف و بی اعتبار و بی آینده ماندن، او را شدیداً به بحران روحی و فراموشی دچار ساخته است. پرخاشگری و فحاشی به منتقدان و تهدید نمودن آنها (به برملا کردن پرونده های جنسی که چیزی جز فرار به جلو نیست) تنها ضعف کسی را آشکار می سازد که با آنهمه اقتدارنمایی پوشالین و دم از سرنگونی زدن و خود را در محوریت کل جهان خواندن و دم از تغییر استانداردهای بین المللی زدن، از حضور چند ده جداشده که هیچ امکانی در اختیار ندارند، تمامی قداست و پایه های تشکیلاتش متزلزل گردیده و به مرز فروپاشی رسیده است.
پاسخگویی از نوع رجوی ها
رجوی هیچگاه در این سالیان حاضر نبود نسبت به عملکرد خویش و فرقه اش پاسخگو باشد. چرا که خوب می داند با روشن شدن جواب سوالاتی در مورد ایدئولوژی سازمان، استراتژی سازمان و تغییر پی در پی آن، سیاست سازمان که بر اساس اصل « هدف وسیله را توجیه می کند استوار شده »، تشکیلاتی فرقه ای و ایزوله کردن اعضا از دنیای خارج، رابطه با صدام و مزدوری برای او در جنگ، ترور انبوهی از افراد غیر نظامی در ایران، رابطه با آمریکا و… چهره واقعی او رو می شود.
پیام ۵ دی رجوی، سخنرانی یا انحطاط اخلاقی؟
رجوی در سخنرانی 5 دی 1391 که ابتدا بطور کامل در 59 صفحه در سایت های این فرقه قرار داده شد (و بعدا بدلیل انتقادات گسترده از غیر اخلاقی بودن مطالب تنها 27 صفحه از آن باقی ماند و بقیه از سایت حذف شد) در واکنش به افشاگری های یکی از جدا شدگان از سازمان، بصورت دیوانه وار به وی حمله کرده و او را متهم نمود که مشکل جنسی داشته و همجنس باز بوده و برخی مطالب دیگر که بدلیل رعایت ادب نمی توان آنها را بازگو کرد.
بغض و کینه تمام نشدنی رجوی علیه جداشده ها – قسمت پایانی
مضحک ترین حرفهای مسعود در این پیام در رابطه با منطق و فتوت مجاهدین است ولی آنچه که ما اعضای سابق سازمان سالیان در مناسبات شما در اشرف دیدیم جز درس خشونت و شرارت و کشتار و ترور ندیده ایم آیا منظور شما از فتوت مجاهدین همان ضرب و شتم اعضای معترض و مسئله دار در نشست های طعمه در باقرزاده است؟ آیا منطق شما همان مشت آهنین برای افراد خواهان جدایی می باشد که در نشست های حوض در بغداد که بر روی سلاح کمری خود کوبیده و آنان را تهدید به مرگ می کردید نیست؟
رجوی متوسل به دروغ و فریب می شود
همانطور که مطلع اید رجوی در آخرین سخنان خود در 5 دی 1391 در پاسخ به افشاگری جدا شدگان از جمله افشاگری خانم ها بتول سلطانی و زهرا میرباقری در رابطه با رقص رهایی و اهدای گردنبند طلای منقش به تصویر خود (رجوی) به زنان شورای رهبری برای اعضای فرقه گفته است که «گردنبند ها را مریم بدون اطلاع من بلااستثنا برای برادران و خواهران ما فرستاد ».
اینبار کوبلر مانع سرنگونی مجاهدین
رهبری فرقه ی مجاهدین بنیاد استراتژی خود مبنی بر احقاق سرنگونی رژیم و اثبات خود به عنوان تنها آلترناتیو جدی از بدو انقلاب ایران برروی قدرت طلبی و تمامیت خواهی بنا نهاده است واین استراتژی ازآنجایی که در یک سیکل تکاملی و قانونمند نبوده و دارای تاکتیک های خروجی از یک ذهن دیکتاتوری و دگماتیسم می باشد لذا هیچ وقت رو به ترقی و جلو نبوده بلکه مثل شیئی سرگردان در معرض هرگونه سو استفاده خارج از خودش است.

