آقای رجوی “نقطه آغاز” را بگو!

در نشستهای معروف به عملیات جاری که در قرارگاه های فرقه رجوی برگزار میشد همیشه بچه هایی که سوژه نشست بودند را تحت فشار قرار میدادند که بایستی نقطه آغاز کاری که کرده ای را بگویی! یعنی علت اینکه مثلا لحظات زندگی طلبی داری یا خط و خطوط  سازمان را قبول نداری را بیان کنی! این را گفتم که این را بگویم آقای رجوی که مدتی است مدام میگویی برگردیم اشرف علت یا بقول خودت نقطه آغاز این حرفت را بگو!
واقعیت اینست که بعد از عقب نشینی مفتضحانه فرقه رجوی از اشرف به لیبرتی سازمان با تعداد بسیار زیادی فرار نیروها از آن مقر روبه رو شده است و تعداد بسیاری هم که هنوز دست به فرار نزده اند منتظرند که توسط کشورهای غربی بعنوان پناهنده مورد قبول واقع شوند! بطوریکه شاید در زمانیکه تصمیم خروج از اشرف را گرفتند فکر نمیکردند که با چنین شرایطی مواجه شوند. بعد از خمپاره باران لیبرتی که خود بحث خاص خودش راهم دارد فرصت را غنیمت شمرده اند که با فشار بروی مقامات سازمان ملل یا مسولین عراقی کاری کنند که آنها را دوباره به اشرف بازگردانند. چرا که انها در قرارگاه اشرف بدلیل وسعت قرارگاه دست بازتری برای سر به نیست کردن نیروهای ناراضی دارند. از این گذشته آنها در قرارگاه اشرف بهتر میتوانند مانع ریزش نیروها و جمع و جور نگه داشتن تشکیلات رو به زوالشان باشند. اما چیزی که رجوی بدان توجه ندارد یا اینکه تلاش دارد بدان توجه نکند اینست که رژیم صدام سرنگون شده است و او دیگر پشتیبان یا بقول خودش متحد استراتژیکش را از دست داده است. آن زمان بدلیل اینکه نیروها حتی اجازه دسترسی به روزنامه ای  بجز بولتن های خبری که دست نوشته خود سازمان بود را نداشتند. او نیروها را  در محیطی مصنوعی بار آورده بود. اما اکنون زمان گذشته است و آن طلسم شکسته است! بسیار واضح است که رجوی برای بازگرداندن نیروها به اشرف حاضر است که دست به هر کاری بزند. برای کسی چون من که سالیان سال در محیط تشکیلاتی سازمان بوده ام  اصلا دور از ذهن نیست که همین خمپاره باران اخیر هم به دستور سازمان  انجام شده  تا شرایط را طوری نشان دهند که به لحاظ امنیتی در شرایط خوبی نیستیم و جان نیروها در خطر است! بر خلاف اینکه سازمان مرتبا در تلوزیون خود عنوان میکند که خمپاره باران توسط نیروهای دولت ایران انجام شده است! اگر منطقا هم بخواهیم باین مسئله نگاه کنیم دولت ایران در شرایط کنونی نیازی به انجام چنین اقداماتی ندارد. چون بطور واقعی سازمان مجاهدین بدون سلاح و جنگ افزار و با نیروهای پا به سن گذاشته و به لحاظ روحی داقون چه تهدیدی میتواند برای او باشد که او بخواهد با خمپاره بآنها حمله کند!؟ چون حمله خمپاره ای قطعا تبعات سیاسی خاص خود را دارد که در چنین شرایطی بنفع دولت ایران نیست که بخواهد دست به چنین اقدامی بزند!
واقعیت اینست که سران سازمان مجاهدین ذره ای برای جان نیروهایشان اهمیتی قائل نیستند. بهمین دلیلی که در حمله ای که ارتش عراق به قرارگاه اشرف داشته بود بدستور شخص رجوی نیروها را بجلوی تیر مستقیم سربازان عراقی فرستادند که باعث کشته و مجروح شدن بسیاری از آنها بشوند و بتوانند با خون آنها برای مظلوم نشان دادن خودشان تبلیغات کنند!
از اینرو خطاب به آقای رجوی عرض میکنم که نقطه آغاز این همه گریه و زاری برای برگشتن به اشرف را بگو! بگو که تشکیلات به باد رفت. بگو که دیگر کسی دور و بر خود نمیبینی و کفگیر بد جور به ته دیگ خورده است!
مراد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.