در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
سنگ روی یخ شدگی رهبری مجاهدین
مسعود رجوی در مورخه 19/3/1391 مجدد به میدان آمده و گفت در کارزار موفق قضایی مجاهدین از نبرد هزار برابر سربلند بیرون آمده اند. او ضمن ترسیم سه تابلو نهایتا اظهار داشت وزارت امریکا طبق برآوردها به تبعیت از رای دادگاه، مجاهدین را از لیست بیرون خواهد آورد!!؟. این درحالی بود که در تاریخ 29/3/1391 خانم ویکتوریا نولاند طی اعلام بیانیه وزارت امورخارجه امریکا سران جنایتکار سازمان تروریستی مجاهدین را در بهت و شگفتی فرو برد.
چه کسی امروز شتر حضرت صالح را پی می کند؟
شتر حضرت صالح نیز در تمثیل و به روز شده اش، همان عقل و درایت در سایه اخلاق و اسلام محمدی می تواند باشد. هر چند به ظاهر شعار خوبی می دادی، حال بگو ببینم در مقام عمل، قرار داد کاپیتالاسیون را که سالها پیش، آن زمان که تو بچه بودی و دهانت بوی شیر میداد، چه کسی به منبر رفت ومذمت نمود؟ و حالا چه کسی با پاچه خواری راهگشای احیای آن است؟ چه کسی اخلاق اسلامی را زیر پا نهاد و دختران و زنان عضو فرقه را با انقلاب من در آوردی خود از دست شوهرانشان گرفت وبه عقد خود در آورد؟ و یا در مجالس میهمانی آمریکائیها, با پوشاندن دامن بالای زانو، وادار به پذیرایی از آنها نمود؟
مبارزه مسلحانه، سه دهه خیانت و وطن فروشی رجوی ها
رجوی وطن فروش که تا مدتها با شعار جنگ با امپریالیسم سعی می کرد ماهیت ضد امپریالیستی خودش را به رخ دیگر گروهها بکشاند با آمدن نیروهای غربی به عراق وی به یکباره برای خوش آمد گویی آنها دامن پوشیده تا شاید وی را به خاطر سابقه خیانت و وطن فروشی به بازی بگیرند و با انجام یک سری مهمانی های آنچنانی که مسئولین رده بالای سازمان ترتیب می دادند فکر می کردند که می توانند آنها را فریب دهند و این کار بیشتر جنبه مصرف داخلی داشته چون سازمان سعی می کرد در مناسباتش اینگونه جا بیندازد که نیروهای غربی برای مبارزه با حکومت ایران به ما نیاز دارند
رجوی هیچگاه اهل پرداخت بهاء از جیب خودش نبود
بیاد دارم زمانی رجوی با چه فیس و فوسی در سالن اجتماعات قرارگاه اشرف فریاد میزد که یا ما آخرین نفر رژیم را میکشیم یا آنها آخرین نفر ما را خواهند کشت! در آن روزگاران او سرمست از قدرت پوشالی که بواسطه حمایتهای بی دریغ دیکتاتور سابق عراق از او میشد قرار داشت. بی شک در آخرین لایه های ذهن کثیفش هم فکر نمیکرد روزی برسد که او در سوراخ موش مخفی شود و به زیر زمین برود. اما اکنون که شاید فقط ده سال از آن روزها میگذرد میبینیم که آخرین نفرات فرقه او را باچه افتضاح بازی از قرارگاه اشرف بیرون کردند و آنها دست به دامان کشورهای اروپایی و امریکایی شده اند که آنها را بپذیرند! بیاد حرف قدیمی افتادم که میگوید چوب خدا صدا ندارد اگر بزند علاج ندارد!
یک خاطره از اراجیف گفته شده توسط مسعود رجوی
همه ما هم که در سالن بودیم منتظربودیم که بشنویم بالاخره چی میخواد بگه؟! بعد از کلی خیره شدن به نفرات حاضر در سالن گفت: ای بچه ها واقعیت اینست: که ما وقتی میتوانیم برویم که بتوانیم برویم! بعد چند لحظه صبر کرد و دوباره گفت: بله ما وقتی میتوانیم برویم که بتوانیم برویم! حالا بچه هایی که باهم در سالن بودیم یواشکی نگاهی بهم کردیم که یعنی چی این حرفی که زد؟! سالن هم در سکوت عجیبی فرو رفته بود که توضیحی بده که یعنی چی؟ بعد خودش فکر کنم از این حرفی که زد خنده اش گرفته بود و چون با حالت پوزخند گفت: عجب حرف مهمی زدم ها!
رهبر عالی (مسعود رجوی) تنها تصمیم گیرنده برای جان اعضا است
رجوی مایل است برای تنها 3400 نفر عضو خود دست نیافتنی بنظر برسد. در تمام جلسات رسمی او با حفظ فاصله های رسمی نقش یک مرشد و مراد را بازی می کند اما برای اطلاق رسمی از وی به عنوان برادر یاد می شود. رجوی سر بزنگاه ناپدید می شود! مسعود رجوی در بزنگاه های خطر و زمانه سخت، بخوبی ناپدید می شود. تنها چند روز پس از 30 خرداد و در زمانی که او هواداران را پر از شور و عاری از شعور ساخته بود به فرانسه گریخت.
رهبری سازمان به این سوالات جواب دهید
تا چند روز آینده به سالگرد شروع عملیات مسلحانه فرقه تروریستی مجاهدین نزدیک می شویم. روزیکه سازمان به خشونت”بلی” گفت. و قبول کرد با اتخاذ این استراتژی سالیان سال به بیگانگان متکی باشد. حال بعد از گذشت سالیان و عینیت یافتن این کج راهه باید از آقای مسعود رجوی پرسید که چرا جسارت نداری از خودت انتقاد بکنی و تجربه بگیری. چرا نمی گویی که رفتن به عراق و پیوند زدن سازمان با منافع صدام حسین اشتباه بود و…… ولی باز هم سوالاتی در این زمینه دارم
تاثیر زهر جابجایی و پرت و پلا گویی های اخیر رجوی شیاد
رجوی پلید در این مراسم با آسمان و ریسمان بافتن این مسئله که بله ما در راه مبارزه استوار هستیم و دنیایی اکنون به حمایت از سازمان برخواسته و دور نیست که سرنگونی خیالی وی محقق شود اشاره نموده، ولی از خروج خفت بار سازمان از اشرف چیزی به میان نیاورد و سعی کرد با رندی و شیادی تمام روی شکست سازمان خاک پاشیده تا جوابگوی همگان نباشد.
عدم خاتمه یافتن حرفهای دروغ مسعود رجوی
پرونده قطور این جنایتکار از این مسئله دهها هزار برگ را در خود جای داده است. از بمب گذاری در معابر عمومی و تجمع نمازگزاران جمعه گرفته تا خمپاره زنی به ساختمان آموزش و پرورش در تبریز یا از ترور مسئولین ایرانی تا کشتن کارگران و کارمندان بعنوان سرانگشتان رژیم!! و یا از هواپیما ربایی تا جمع آوری اطلاعات نظامی مملکت در زمان جنگ عراق علیه ایران تا بلوا سازی و انفجار لوله های نفتی ایران
رجوی در اروپا!
حال، او هم اکنون جایگاه و موقعیت مناسبی ندارد. چه در مخفیگاهش و چه احیاناً برای رسیدن به اروپا و یا به زعم خودش با آنچه که تا کنون پشت سر گذاشته، به تهران. همه چیز بسته به مذاکرات و روابط غرب با تهران دارد. کسی که حداقل با خروج از ایران، باز هم می توانست در چنین بازیهایی شرکت نکند و حال او را در مقام کارت بازی شرکت ندهند، ولی او همانگونه که نوکرطلبی را دوست دارد، ارباب طلبی را هم دوست دارد و این دو مکمل همدیگرند.
ضرورت محاکمه مسعود رجوی در دادگاه جنایی لاهه
آیا گروه القاعده و عناصر تشکیلاتی آن که در لیست تروریستی دولت امریکا ثبت شده است همچون مجاهدین امکان فعالیت سیاسی و تبلیغی در شهرهای مختلف امریکا را دارند؟ آیا میبایست بن لادن تحت هر شرایطی و در هر کشوری که باشد بدون اینکه قوانین داخلی و بین المللی چنین اجازه ای را به نیروهای امریکایی بدهد از سوی کماندوهای امریکایی به جرم فعالیت های تروریستی به قتل برسد اما مسعود رجوی که سابقه بیشتری از بن لادن در اعمال غیر انسانی، ترور و کشتار داشته است امکان تنفس و فعالیت داشته باشد؟
الگو برداری رجوی از دیکتاتورهای بزرگ تاریخ
مسعود رجوی هم بمانند دیکتاتور کامبوج به نزدیکترین اعضاء خانواده اش هم رحم نکرد. از جا گذاشتن پدر و مادرش گرفته تا همسر وفرزندش و البته نزدیکترین یارش یعنی موسی خیابانی. او با اینکه میدانست که زندگی مخفی و چریکی دورانش در ایران بسر آمده است و دیر یا زود آنها دستگیر میشوند ولی برای مظلوم جلوه دادن خودش آنها را در ایران گذاشت تا کشته شوند و خود با لباس مبدل شبانه به خارجه گریخت!

