در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
رهبر عقیدتی مجاهدین، کابوس یک استراتژی
رهبری مجاهدین همچنان امید واهی به پشتیبانی هژمونی حاکم بر امریکا و نظام سرمایه داری جهانی دارد. او و پیروانش برای سالها در عراق پس از سرنگونی صدام علیرغم آرمان بنیانگذاران مجاهدین خلق که جوهره و شاخص آن مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا بود چکمه های سربازان امریکایی را پاک کردند و از افتخاراتشان این بود و است که سربازان امریکایی حفاظت آنان را بر عهده گیرند
شگردهای رجوی لو رفته است، در دام او نیفتید!
رجوی بدنبال خرید زمان است و حاضر است که هر کاری انجام دهد تا چند صباحی بیشتر اردوگاه اشرف را نگه دارد! چراکه اشرف بواقع شیشه عمر اوست! چراکه اشرف بمانند ظرفی است که او تشکیلات فرقه خود را در آن نگاه داشته است و با انحلال اشرف این ظرف شکسته میشود و چیزی از تشکیلات باقی نخواهد ماند! تمام دل خوشی رجوی به تشکیلاتش است که در اشرف خلاصه میشود. وگرنه او نه دلش برای خاک اشرف نه برای کسانی که بخاطر تحقق رویاهای پوچ و باطل او کشته شدند و درآن مکان بخاک سپرده شده اند و نه بخاطر حتی هزینه ای که برای ساختن این مکان کرده است میسوزد!
نگاهی گذرا به مجموعه کاخهای رجوی در عراق – قسمت اول
رجوی اگر چه به ظاهر فرعون و امپراطور و پادشاه و امیر نبوده و نیست، اما همانند آنان زندگی می کند، خدمه و نوکر و کنیز و سلطان بانو و… دارد، شکنجه گر و زندان و زندانبان دارد، هیچ مخالفتی را علیه خود برنمی تابد و دست به قتل و تهدید مخالفان خود می زند و یا شخصیتشان را تخریب می کند. او همانند پادشاهان ظالم و قلدر نیز به عیش و نوش و قدرت خود می اندیشید و در خانه ها و کاخهای گرانقیمت روزگار می گذراند.
پیرامون صحبت های اخیر مسعود رجوی با اشرفیان
آقای مسعود رجوی در پی فشارهای داخل تشکیلات و هم چنین فشارهای خانواده های بیرون اشرف مجبور به بیرون آمدن از سوراخ موش شد و پیام صوتی داشت. وی در نتیجه عمل نکردن به توافق مجاهدین با سازمان ملل و دولت عراق پیامدهای خونینی را بدنبال خواهد داشت،بعنوان یک جداشده، به تمامی ارگانهای بین المللی نیز هشدار می دهم که رجوی دنبال خونریزی و بامبول درآوردن است وهرگونه عواقب بعدی بعهده شخص رجوی است.
نعل وارونه رجوی در مورد خانواده ها
امروز شیادی رجوی برای خانواده ها بیشتر از هر کس و جریان دیگری روشن گشته است آنها که خود در دو سال گذشته در صحنه بودند می دیدند وقتی که در اطراف سیاج عزیزان خود را شناسایی می کردند و آنان را صدا می زدند چگونه مسئولین فرقه آنها را از محل دور می کردند تا مبادا تحت تاثیر رابطه عاطفی و خانواد گی قرار گیرند و راه فرار را در پیش بگیرند. در این مدت بیش از همه برای خانواده ها مسجل گشته است که چرا رجوی حاضر به حتی یک لحظه دیدار و ملاقات اعضای فرقه با خانواده ها نمی باشد
“نقشه مسیر اشرف”، ترفند جدید رجوی
دیدن صحنه های این برنامه که هیچگاه با دنیای متمدن امروزی همخوانی ندارد و علیرغم صحنه سازیهای پر طمطراق که با استفاده از ساز و آواز و خواندن سرودهای عرفانی و”ملی” پیام رجوی را همراهی میکرد، همچنان روح کهنگی و فرقه گرایی افراطی را در خود داشت. دیدن این صحنه ها نشان میداد که چگونه وی با دجالگریهایی که تنها خاص خود اوست انسانهایی را تحت عنوان مبارزه در اسارت فکری نگه داشته و در مسیر اهداف قدرت طلبانه خویش قربانی میکند.
بازی جدید رجوی: «نقشه مسیر»
تلویزیون رجوی نفرات را در سالنهای غذاخوری نشان میداد که روی میزهای غذاخوری نشسته بودند و مثل دانش آموزان خوب در حالی که یک عضو شورای رهبری به مثال مبصر بالای سرشان ایستاده بود داشتند تعهدنامه هایشان را می نوشتند. تعهد نامه هایی که «از عمق وجودشان» در می آمد!!! این داستان رجوی بی انتهاست بیست و پنج سال است که همین سناریو را تکرار میکند به مصداق ضرب المثل از این ستون تا آن ستون فرج است، هر دو سال یک بار تعهد میگیرد که تا دو سال دیگر همه چیز تمام است
رجوی در سکوتی مرگبار
چطور شده الان خفه خون گرفتی و صدایی از تو در نمی آید؟! مگر تو نبودی که میگفتی اگر کار مجاهدین به نقطه پایانی نزدیک شود من و مریم پیشاپیش همه شما صلیبمان را بر میداریم و آماده شهادت و به صلیب کشیده شدن میشویم!؟مگر تو نبودی که میگفتی که قرارگاه اشرف پایتخت مجاهدین است و اگر روزی پایتخت مجاهدین یعنی اشرف را از دست بدهیم بمثابه از دست دادن همه چیز است. خب چرا خودت و مریم نمیآیید؟ اشرف هم که دیگر نیست!
رجوی در سکوت محض
رجوی حاضر به بیان اشتباه خود نشده است و این اصلا در قاموس رجوی جایی ندارد که به اشتباه خود اعتراف کند. هیتلر که خودخواه ترین فرد تاریخ بشری است و توانسته عامل بیشترین مرگ بشریت باشد بالاخره در آخرین لحظه با زدن تیر خلاص به مغز خود به اشتباه خود اعتراف کرد ولی رجوی این عرضه را هم ندارد که خودش را بکشد و حاضر است سالهای سال دیگر «حیات خفیف خائنانه» خود را ادامه دهد. او اکنون نه سال است که در خفا و دور از انظار زندگی می کند و حاضر نیست حرفی بزند چون آنقدر خجالت زده است که رویی برایش باقی نمانده و بایستی اگر عمری برایش باقیمانده باشد بقیه را نیز در خفا و کنج عزلت بگذراند.
بن بست کامل استراتژی رجوی
اگر موضعگیریها و مکتوبات مجاهدین را طی این سالیان دنبال کرده باشید می بینید که با زبانها و ترفندهای مختلف سعی داشته اند این استراتژی را جور دیگری جلوه دهند و سعی کنند با شیوه های مختلف در انظار جهانیان آنرا زنده بنمایانند. از در آویختن به دامان آمریکا گرفته تا آویزان شدن به «جنبش سبز» و الی آخر که همه آنها هم محکوم به شکست بوده است چون این نوزادی که رجوی از آن صحبت میکند از مادری مثل رجوی و پدری مثل صدام حسین بدنیا آمده که حاصل ترکیب نامیمون و خیانت است.
بهایی که رجوی می خواهد با خون بپردازد
چند سالی است که پدر خوانده رهبری فرقه (صدام) سرنگون شده، هیچ موشکی به پادگان اشرف اثابت نکرد درست در آستانه تعطیلی پادگان اشرف موشک است که به سمت پادگان سرازیر می شود!!! نکته عجیب این داستان این است که تمام شلیکها به نقطه کور اصابت می کنند!!! آنچه که ما میدانیم این است که فرقه رجوی آنقدر در عراق مزدور دارد که حاضرند برای دریافت دلارهای بیشتر دست به هر کاری بزنند حتی حمله ساختگی و قربانی کردن افراد بیگناه!
بحرانی تر شدن وضعیت قرارگاه اشرف و یک دندگی رجوی
یک دندگی و زورگوئی رجوی در این میان کاملا عیان می باشد.در حال حاضر هیچ چشم اندازی که حاکی از حل شدن این مناقشه بصورت مسالمت آمیز باشد وجود ندارد. مسعود رجوی حساب میکند که پای اجرای هر کدام از این طرح ها که وسط بیاید، دیگر نمی تواند روی چیزی به اسم تشکیلات مجاهدین خلق حساب باز کند. یعنی مساله فقط ریزش نیرو در اجرای این طرحها نیست، بلکه کنترل بر هر تعداد نیروی باقی مانده مهمترین دغدغه رجوی است که آنرا حاضر نیست از دست بدهد.

