در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
سکوت مرگبار رجوی خائن
هر چند که رجوی با دجالیت منحصر به خود در هر بار فرار و جاخالی دادن مبارزاتی آن را رنگ و لعاب سیاسی و ایدئولوژیک داده و بر ضرورت این اعمال ننگین خود نشست های مبسوطی برای اعضای سازمان بر گزار و توجیهاتی را ارائه می دهد.اما این سکوت مرگبار او از 29 بهمن 89 معنای جدیدی به خود گرفته است که با درگیری 19 فروردین و ادامه سکوتش سئوالات زیادی را در اذهان عمومی تداعی می کند.
عقب گرد ارتش آزادیبخش مجاهدین و حرکت به سوی غرب
اصولا اگر یک نگاه گذرا به کارنامه رجوی بیندازیم بخوبی مشاهده میکنیم که ایشان در تمامی سرفصل ها هنگامی که از بیرون خود تحت فشار قرار میگیرد از مواضع خود براحتی عقب نشینی میکند و برای این عقب نشینی هم دهها دلیل میاورد. و این بدلیل بی مایگی و بی اصالت بودن ایشان است. روزگاری امریکا جهانخواربود و سرود نبرد با امریکا میساختند وحتی قبل از پیروزی انقلاب در تهران امریکایی ترور میکردند ولی وقتی تحت فشار ارتش امریکا قرار گرفتند از امریکا بعنوان دوست و متحد استراتزیک خود یاد میکنند.
رجوی خونخوار مسئول ریخته شدن خون اعضا در اشرف
آیا درگیر نمودن اعضا با نیروهای حفاظت عراقی به منظور بقا در اشرف به معنی امضا قتل آنان نمی باشد؟ با گذشت یک سال و اندی از حضور خانواده ها در جلوی درب اشرف برای ملاقات با عزیزانشان، تنها این رجوی فریبکار بوده که اجازه نمی داده این ملاقات انجام شود و با انواع فریبکاری می خواست که اعضای خود را در مقابل خانواده ها قرار دهد و با انواع توهین ها و ناسزا گفتن سعی می کرد که حتی برای یک ساعت هم این ملاقات ها انجام نشود.
خنجر مسعود رجوی را تیز نکنید
گزارش نشست درونی مجاهدین با مسعود رجوی خائن بعد از اولین درگیری در تابستان سال 2009 خوب نشان میدهد که چگونه از یک ماه قبل زمینه چینی ها برای این درگیری و کشته شدن تعدادی را فراهم کرده بودن مثل مانور و ساختن بمبهای دستی موانع فلزی سلاح های سرد و کارگذاری دوربین برای فیلم برداری. در همین نشست درونی بود که مسعود رجوی خائن از فهیمه اروانی بخاطر ادیت کردن فیلم ها و پخش آن به شکلی که فقط ارتش عراق را مقصر بداند تقدیر کرد. و میدانم که الان مسعود رجوی خائن از کشته شدن اسیران اشرف شادی میکند چرا که طرح خائنانه خودش را پیش برده است.
چرا رهبر عقیدتی مجاهدین قربانی می خواهد؟
رهبر عقیدتی مجاهدین و سران فرقه برای حفظ بقاء به هر ترتیبی نیاز به قربانی کردن دارند. هر گاه که از مزدوری و جاسوسی آشکار و بیشرمانه برای سرویس های امنیتی غربی و مقامات کشورهای بیگانه نفعی نصیب شان نمی گردد و یا چندان به بازی گرفته نمی شوند سعی دارند برای حفظ موجودیت اعضا و کادرهای تشکیلاتی فرقه را قربانی کنند. افرادی که در حصارهای تنگ و بسته ی فرقه ای گرفتار آمده اند و از دنیای خارج از مناسبات درون تشکیلاتی و اسارتگاه اشرف هیچگونه خبر و یا اطلاعی ندارند.
دیکتاتوری رجوی محکوم به نابودی است
رجوی جنایت کار که در کاسه لیسی و همکاری نزدیک با صدام جنایت کار سابقه طولانی دارد بعد از سرنگونی وی او را جنایت کار دانسته و در یک عقب نشینی مفتضحانه به سمت غرب رفته تا شاید بتواند چهره دیکتاتور خودش را خوب نشان دهد.او حتی از کشتن هموطنان خود در داخل ایران کم نگذاشته و برای رسیدن به قدرت حاضر شد تن به هر کار کثیفی بدهد و حتی به کشتار مردم بی گناه ایران دست زد و در اوج خیانت به این کار افتخار می کرد.
تو زرد بودن فراخوان چهارشنبه سوری رجوی وطن فروش
رجوی پلید بنابر رسم همیشگی و آنچه از او انتظار می رفت با تکرار اراجیف و دروغ در اطلاعیه های سریالی، سعی نمود این جشن را با وارونه گویی، یک آشوب و قیام علیه جمهوری اسلامی ایران نمایش دهد. این در حالی بود که علیرغم ضدیت خبرگزاری های خارجی همچون بی بی سی، رادیو فردا، صدای آمریکا و… با نظام و سعی همیشگی آنان مبنی بر اینکه خبرها را بصورت منفی جلوه دهند، گزارش نمودند که در جریان چهارشنبه سوری امسال اتفاق خاصی نیافتاده و فقط بصورت پراکنده در برخی نقاط تهران شعارهایی داده شد.
فروپاشی تمام اسطوره های رجوی
گمانه زنی در باره احتمال انتقال مجاهدین به این کشورها بیشتر به دلیل شباهتهای حاکمان آنها با صدام و البته قرابت ایدئولوژیک مجاهدین به آن حاکمیت ها و ای بسا که به دلیل درک شیفتگی رجوی نسبت به این دیکتاتورها و کیش خوردن وی از جباریت آنها بوده است. بگذریم از این که بعد از لشکرکشی جمهوریخواهان به منطقه، برای رجوی، حسنی مبارک بخاطر شجاعتش در دفاع از منافع رژیم صهیونیستی و علی عبدالله صالح بخاطر شیعه کشی اش مثال زدنی شده بودند.
هدف رجوی وطن فروش از نشست های ضد انسانی” طعمه”
وی در حالی که در نشست حکم اعدام برای دانشجویان صادر میکرد و می گفت: دانشجویان سد راه مبارزه مسلحانه شدند، و آنها را باید پای دیوار گذاشت. و در جای دیگر که سلاح را شرف و ناموس می نامید هردو را تحویل امریکا داد. اما امروز چنان زبون و سرخورده به دنبال دانشجویان و جوانان ایرانی می دود که مبادا سبویی بشکند و ماستی بریزد و این کاسه لیسی دجال در غیبت از قافله عقب بماند بدنبال جوانانی که با دست خالی و سینه هایی فراخ که البته گوش شنوایی هم ندارند و شعارها فقط آخر عمر دیکتاتور را طلب میکنند و اینجا و آنجا هم ندارد و هروز پهنه و عرصه جدیدی باز می شود.
نقابی که مسعود رجوی بر چهره زده
کسی که همه چی را برای خودش طیب و طاهر بداند اما برای سایرین (اخ و بد) و بواقع باید این موجود خبیث را در دادگاههای بین المللی محاکمه کرد تا هر آنچه از این سنخ رهبرانی که مدعی اسلام وغیره هستند دستشان رو شود تا با حیله و نیرنگ افراد دیگر را در دام یک چنین باتلاقی گرفتار نکنند
رد پای مسعود رجوی از شهرامان تا جزیره ای درقطب شمال
دولت اسرائیل (ارباب جدید فرقه رجوی) از سال 2009 به دنبال پیداکردن مخفی گاهی جهت این گروه 33 نفره تروریست بوده است که سرانجام درنوامبر 2010 به کمک وهماهنگی آژانس یهودودولت اسرائیل واردن زیر نظر امریکا مسعود التکریتی و32 تن از همراهانش با یک فروند هواپیمای شخصی ملک عبدالله خاک اردن (امان) رابه مقصد” ریکجاویک” مرکز جزیزه ایسلند ترک کرده واز آن تاریخ دراین کشور مخفی گردیده اند
آشنایی با جعلیات باند تروریستی رجوی
داستان رجوی نیز حکایت عجیب و غریبی نیست.تاریخ ملل نمونه های بیشمار از این گونه خرچنگ های پوست کلفت سراغ دارد.اما این یکی را می توان سرآمد و الگویی برای تجربه کردن دانست.تجربیاتی تلخ و گرانبها!چرا که روداری این حضرت زبانزد خاص و عام است.ایشان که ظاهرا بحرالعلوم و نسخه پیچ همه زمینه های متعلق به مردم ایران هستند.خود را نخود هر آشی کرده وهنوز معتقدند در حقشان جفا شده و به کمتر از رهبری قانع نیستند.

