یکشنبه, ۱۴ تیر , ۱۴۰۵
  • سرکرده مجاهدین، با بی شرفی، همیشه جان بدر برده است 13 تیر 1405

    سرکرده مجاهدین، با بی شرفی، همیشه جان بدر برده است

    امروز شروع مراسم دیدار مردم سراسر ایران با رهبری شهید است، رهبری که در میدان ایستاد و به همراه تعدادی از اعضای خانواده ی خود، به دست سفاک ترین قدرت جهانی ، شهادت را در آغوش کشیدند. کمتر رهبری در تاریخ ایران بوده است که از ترس دشمن، فرار را بر قرار ترجیح نداده است، […]

گردنبند و رقص رهایی در فرقه رجوی! 26 مهر 1390

گردنبند و رقص رهایی در فرقه رجوی!

عکسی از جوانی مسعود رجوی بر این گردنبند نقش بسته است. کسی که خود را در هر نشستی سمبل رهایی از «ج» و «ف» (جنسیت و فردیت) و یا به زبان دیگر «عاری از هرگونه خودپرستی و افکار فساد جنسی» می خواند، در درون «حرمسرای» خود، گردنبندی با نگارۀ «خود» را به همسرانش هدیه می کرد! یعنی دقیقاً بر تمامی آنچه مدعی آن بود مهر باطل می زد: رهبری که عاری از فردیت است و بر همه جا نقش خود را عرضه می کند… رهبری که عاری از جنسیت است و حرمسرا تشکیل می دهد!

پیام واو مسعود؛ ای نیروها شما راحت بخوابید مریم بیدار است 26 مهر 1390

پیام واو مسعود؛ ای نیروها شما راحت بخوابید مریم بیدار است

برادر مسعود چرا واو شدی چه چیز باعث شد حالت واوی در نشست ها و پیام هایت برای همه روشن شود. انقلاب کجاست که یک نشست دیگ برای شما بگذارد و از این حالت واوی و صحبت های پرت و پلا بیرون بیایید. در پیام شما چه چیزی بود که بچه های اشرف نشان گوش کنند. به کارهای مریم و یا تلاش خواهران شورای رهبری و هدیه مریم به اشرفی ها، خانم زهره و یا داد و فغان از جامعه بین المللی که باید شما رابه عنوان پناهنده قبول می کردند و نکردند.

از شعارهای ضد امپریالیستی رجوی تا چشمک به امریکا 24 مهر 1390

از شعارهای ضد امپریالیستی رجوی تا چشمک به امریکا

از آنجاییکه آقای رجوی در زیر و رو کشیدن و نامردی و عوض کردن حرف و موضع خود سابقه درخشانی دارد و در دنیا روی خیانتکارترین ها را هم سفید کرده بمجرد اینکه دید اوضاع عراق بهم ریخته و دیگرآبی از صدام برای او گرم نمیشود تمام این صحبتها و بحثهای صورت گرفته توسط خودش را فراموش کرد و تا قبل از اینکه اصل کاریها در عراق گیر بیفتند آنان را بدامان اروپا و امریکا فرستاد و ما بقی را هم در باتلاق اشرف به امان خدا رها کرد! خودش هم که الان نزدیک به یک دهه است که معلوم نیست در کدام سوراخی مخفی شده است!

دیگر حنایت بی رنگ شده مسعود خان رجوی! 20 مهر 1390

دیگر حنایت بی رنگ شده مسعود خان رجوی!

حال از مسعودخان جای سوال دارد که یک جو شرافت و صداقت داشته باش و بگواصلا برای چه منظوری به پیشگاه بقول خودت سیدالرئیس حضور به هم رساندی!؟فرض محال که قبول کردیم که شما با صدام رابطه دولت با دولت داشتید آخه مشنگ جان منفعت سیدالرئیس درچه بود که همه جانبه تحت الحمایه اش بودیم!؟ در دنیای روابط دیپلماتیک هم سران دو دولت که به ملاقات هم میروند سرمنافع طرفین امضاء مشترک دارند وبه تفافق میرسند. انصافا غیرازاین هست!؟

نقدی بر پیام ۲۶ شهریور مسعود رجوی 11 مهر 1390

نقدی بر پیام ۲۶ شهریور مسعود رجوی

بنظر میرسد سازمان در یک سراشیبی نزول و ازهم پاشیدگی تشکیلات سعی دارد با تمام دغلکاری ها اعضای خود را در بستری از ناآگاهی ها در خصوص مسائلی ساده همچون پناهجو شدن بفریبد. ولی شاید فرقه درمقابل اجتماع بیرون از اشرف جرات چنین اظهارنظرهایی نداشته باشد. که بگوید مشکلات ما تمام شد و کیفا و کیفا عراقی ها جرات نه گفتن به شما را بعد از این نخواهند داشت.

رجوی پناهندگی را قبول کرد 11 مهر 1390

رجوی پناهندگی را قبول کرد

در پیام ویدیویی 26 شهریورسال جاری مسعود رجوی به ساکنان کمپ اشرف وی که پیروزیهای پی در پی مریم و خود را به رخ زندانیها و زندانبانان می کشید و مبارک باد می گفت واضافه می کرد که تلاش این 8 سال است که نتیجه داده و دروغ می گفت که همه ما در تلاش هستیم شما را به عنوان پناهنده سیاسی وآن هم به عنوان یک سازمان قبول کنند و پناهندگی بدهند.

این دیوار بالا بلند، قد و قواره برادر مسعود نیست 31 شهریور 1390

این دیوار بالا بلند، قد و قواره برادر مسعود نیست

شخص رجوی درموضع مسئول جلسات مغزشویی ضمن مظلوم نمایی احمقانه ودجالگری مدرن! با بیان اینکه آب ندارم. خانه ندارم ‍. خاک ندارم. قدرت ندارم. سلاح وتجهیزات آنچنانی ندارم وچی وچی های دیگررا ندارم با نشان دادن عکس شخصی که با تقلای زیاد و با جون کندن بی ثمراصرار بر بالا رفتن ازدیواری را داشت که مدام با دو دستانش لبه دیواررا میگرفت وبا دوپایش تلاش میکرد که خودرا بالای دیواربکشاند ولیکن هربار به طرز ناگوار و دلخراشی نقش برزمین میشد

به بهانه چهل و ششمین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین 19 شهریور 1390

به بهانه چهل و ششمین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین

فرصت طلبی به نام مسعود رجوی که از همان بدو ورود به سازمان درصدد از دور خارج نمودن رقبای تشکیلاتی و مسئولین سازمان بود که با لو دادن بنیانگذاران و کادرهای دیگر و نهایتا تیرباران آنها سکان سازمان را بدست گرفت و با تدوین خط و خطوط جدید تلاش نمود تا هژمونی سازمان مجاهدین را بدست بیاورد و به همین منظور با افکار بسیار پیچیده و خزنده، موذیانه درصدد کمرنگ کردن و زیر پا گذاشتن اصول تشکیلاتی سازمان شد

از فدا و صداقت تا دروغ و تظاهر در فرقه رجوی! 16 شهریور 1390

از فدا و صداقت تا دروغ و تظاهر در فرقه رجوی!

بعد از تیرباران بنیانگذاران و مرکزیت سازمان توسط شاه مسئولیت سازمان بطورخاص از فردای 22 بهمن و انقلاب ایران با مسعود رجوی شد.او که به هیچ عنوان صلاحیت بودن در این موضع را نداشت رفته رفته با گرفتن تصمیمات غلط سازمان را بکل از اهداف اولیه اش دور کرد و به منجلابی کشاند که نه را پس دارد و نه را پیش! این تصمیمات اشتباه در تمامی عرصه ها بود. چه بلحاظ سیاسی با جدا کردن خود از حاکمیت و تشکیل شورای ملی مقاومت و جذب نیروهای جدا شده از مردم ایران

در دوران تعیین تکلیف نهایی، رجوی کجاست؟ 13 شهریور 1390

در دوران تعیین تکلیف نهایی، رجوی کجاست؟

استفاده رجوی از این شرایط مشغول نگاه داشتن نیروها و انگیزه دادن به نفرات قرارگاه برای ماندن در عراق و برای نیروهای خارج از کشور هم چه مالی و چه سیاسی خارج کردن سازمان از لیست است. بنابراین شاید رجوی حساب می‌کند که سالی سی چهل نفر را که بایستی در درگیری و فعالیتهای ترور از دست می‌داد الان به نوعی در راه فعالیت سیاسی از دست بدهد، فرقی ندارد. ولی منظور و هدف او از این راه تامین میشود. چون مساله را در بقای خودش می‌بیند.

نگاهی به آخرین پیام مسعود رجوی در مورد سرنگونی هم رزمش قذافی 05 شهریور 1390

نگاهی به آخرین پیام مسعود رجوی در مورد سرنگونی هم رزمش قذافی

باز هم باید بگویم که رجوی دچار اشتباه محاسبه است مثل همیشه نمی خواهد از الاغ استراتژی ورشکسته و تاریخ گذشته اش پائین بیاید او باید بداند که مردم ایران با لیبی تفاوت دارند و این مراحل را گذرانده اند آنها دیگر دنبال خشونت و سلاح و آدمکشی نیستند و برای خواسته هایشان حاضرند کشته شوند اما دست به سلاح نمی برند مگر رجوی در دهه 60 دست به سلاح نبرد و کم کشت از مردم بیگناه کوچه و خیابان مردمی که تازه انقلاب کرده بودند. استراتژی خشونت و سلاح یک استراتژی ورشکسته است.

غار مجاهدین 20 مرداد 1390

غار مجاهدین

رهبری با ساختن غار برای خود و اعضایش، کار را برای خود آسان کرد. پیروانش که در تاریکی نشسته اند، نمی توانند ببینند و بدانند که رهبر در زیر زمین مشغول چه بازی و چه کارهای نامشروعی است. پیروانی که نمی توانند ببینند و بدانند که بیرون از غار، دنیا به کجا رسیده و به کدام سمت در حرکت است. پیروانی ناآگاه و جاهل و عادت کرده به تاریکی، که تنها راه نجات خود را منوط به نجات دیگران می دانند.

blank
blank
blank