در سالگرد دستگیری مریم رجوی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، تاریخی نامطلوب برای مجاهدین خلق
نزاع در اپوزیسیون گاردین: نبرد میان مجاهدین و سلطنتطلبان در خیابانهای لندن
مجاهدین خلق به بنبست استراتژیکی رسیده اند
دوران تسلط بر انسانها و به برده گی کشانیدن آنها به پایان رسیده و دیگر با وجود عصر انقلاب اطلاعات و دسترسی همگانی بشریت به وسایل ارتباط جمعی،نمیتوان انسانها را در جهالت نگه داشته و در مسیر اهداف شوم و ضد انسانی به بهره کشی وادار نمود.فرقه رجوی نیز مستثنی از این قاعده نبوده و لذا راه آبرومند و نزدیک به واقعیت برای فرقه رجوی جهت خروج از بنبست استراتژیکی، در مرحله اول برکناری مسعود و مریم رجوی از کادر رهبری این تشکیلات و در مرحله بعدی انحلال رسمی این فرقه میباشد.
بهمن جاویدان و ناقوس مرگ تبار رجوی
اما بهمن ماه برای ما اعضای جدا شده از فرقه رجوی بعد از آزادی، طی سالیان اسارت دراسارتگاه اشرف،معنی خاص خویش را دارد. وقتی بهمن از راه می رسید در اسارت گاه اشرف یاد فداکاریها، جان فشانی ها و رنج و شکنجه هزاران هموطن که جان خود را برای رسیدن به بهار سبز قربانی می کردند در اذهان ما تداعی می شد. یاد خاطرات بهمن 57 و روز و شب هایی که مردم در آن هوای سرد برای رساندن سوخت به دیگر هموطنان از یکدیگر سبقت می گرفتند
خط بازگشت به اشرف و بهانه های فرقه ای مجاهدین خلق
جهت اطلاع ایشان اگر واقعا در جریان نیستند و دیگر کسانی که ممکن است فریب فرقه رجوی را خورده باشند باید اعلام نمود که فرقه رجوی بیشترین ضدیت را تا هم اکنون با هرگونه طرح و پیشنهادی از جانب ملل متحد و دولت آمریکا و اتحادیه اروپا نموده و همه آنان به این نتیجه رسیده اند که فرقه رجوی جز وقت تلف کردن و قضایا را به بن بست رساندن هدف دیگری ندارد و تقاضای نماینده جدید هم در همین راستاست. اولین کسی که به این نتیجه رسید سفیر سابق آمریکا در عراق بعد از شش روز مذاکره با این فرقه بود.
فرقه رجوی در باتلاق لیبرتی گیر کرده است
سازمان با اجبار پذیرفت که نیروها، اشرف این پایگاه استراتژیکی فرقه مجاهدین را ترک کنند و به کمپ موقت لیبرتی منتقل گردند. حال با انتقال نیروها به لیبرتی و شروع مرحله انتقال انها به کشورهای پناهنده پذیر سران فرقه و بطور خاص رجوی ها احساس خطر کرده اند چرا که با خروج نیروها از لیبرتی تشکیلات استالینی رجوی که بصورت فرقه ای اداره می شود بطور کامل از هم می پاشد و بدتر از همه اینکه چهره کریه رجوی در دنیا بیشتر افشاء می گردد و این برای رجوی به مثابه یک کابوس هست و رجوی بهتر از هرکس دیگری از عواقب این کار با خبر هست و بخوبی می داند که چطوری در باتلاق لیبرتی گیر کرده است
قمپز در کردن های رجوی بدلیل فلاکت و دست خالی بودن
یکی از شگردهای کهنه شده این است که خبر را به اطلاع اعضا نرسانده و در امانت خیانت می کنند و با استفاده از ناآگاهی اعضا، آنان را وادار به کاری که به نفع رجوی هاست می نمایند. همانگونه که در فروردین 1390 اینکار را کردند. در آن زمان در حالی که عراقی ها از چند روز قبل به سران فرقه اطلاع داده بودند که می خواهند وارد اشرف شده و زمین های قسمت شمالی را بگیرند، اما به اعتراف نفراتی که بعدا فرار کردند، سران فرقه این موضوع را به اعضا نگفته و در عوض به آنها گفتند که نیروی قدس سپاه همراه با نیروهای عراقی قصد حمله به اشرف و اسیر کردن ما را دارد و ما این اخبار را از درون رژیم بدست آوردیم و بنابراین شما باید مقاومت کنید! که نتیجه آن از دست رفتن جان دهها نفر شد.
عجبا که قافیه بر رجوی بسیار تنگ آمده
در روزهای گذشته فرقه تروریستی رجوی با به راه انداختن موجی کاذب از تبلیغات دروغ و بی پایه و اساس که با نام ورق پاره های پنتاگون شروع کرد و باتمام زد و بندهایی که با لابی هایش کرده بود تا خودش را بی گناه جلوه دهد و اعضا و منتقدینی را که سالیان سال شکنجه و زندان کرده بود گناهکار و مزدورو جاسوس جلوه دهد، هراسان سر کرده فرقه تروریستی را از سوراخ موش بیرون کشیدند
گزارش ساختگی مجاهدین خلق، انزوای فرقه رجوی در واشنگتن را هم افشا کرد
نگاهی که دقیق و آگاه و آشنای با این فرقه باشد بوضوح می بیند که سازمان مجاهدین خلق سالها است که دیگر در صحنه های سیاسی بعنوان یک بازیگر شناخته نمی شود و بوضوح می بیند که آنچه سازمان مجاهدین تبلیغ می کند اساسا برای مصرف داخلی است و هیچ قصدی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران ندارد. طبعا کسی که با این فرقه سر و کار داشته باشد بسرعت به این نتیجه هم رسیده است که توقع شفافیت و عدم تناقض در گفته و کردار مجاهدین خلق مثل این می ماند که از فردی مست بخواهی که در خط مستقیم قدم بردارد.
مجاهدین، شکست پشت شکست، ترفند پشت ترفند
اما واقعیت و قوانین هستی کار خود را خواهند کرد. هنوز چند ماه از رفتن آخرین اکیپ از اشرف به لیبرتی و آن همه ادعای پیروز نگذشته است، که رجوی ها بعد از آنکه متوجه شدند سیاست شان برای حفظ تشکیلات و اسیر نگه داشتن اعضا از طریق تبدیل لیبرتی به کمپ پناهندگی شکست خورده و راه به جایی نمی برد، با ذلت و خواری خواهان بازگشت به اشرف شدند! حال رجوی ها باید جواب بدهند که چه شده آن پیروزی و تکثیر اشرف؟!
سال سقوط شیطان
سایت های اینترنتی یکی از فرقه های مذهبی مملو از تبلیغات و شایعات منفی و کینه توزانه مبنی بر کشف سی هزار جاسوس جمهوری اسلامی در خارج از ایران است و همانطور که در ادامه آمد، کار این جاسوسان تبلیغات است. این هم مورد جدید جاسوسی است. بر خلاف آنهایی که در عراق اطلاعات محرمانه و نظامی ایران را مخفیانه به دشمنان ایران می فروختند و بابتش دلار فراوان کسب می کردند، ولی این سی هزار جاسوس جملگی علنی و علیه رهبران مجاهدین تبلیغ می کنند.
آثار فروپاشی مجاهدین خلق از عراق تا اورسوراواز
در این میان سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن سرآمد افتضاح همه گروه ها و احزاب سیاسی وابسته به غرب در خارج از کشور است.گروهی که به روشنی آفتاب در شراکت با دشمنان رنگارنگ مردم ایران،اسلحه به دست گرفت،از مردم کشت،جاسوسی نموده و اطلاعات جنگی به دشمن فروخت،بمب گذاری کرد،دانشمند هسته ای ترور نمود،تا آنجا که توانست فریب و نیرنگ بکار بست و دست آخر از سال ها پیش بعنوان کارگران یا کارمندان معروف ترین و مهم ترین سازمان های جاسوسی غرب بکار گرفته شد.
درماندگی رجوی و ترفندهای حقیرانه برای برون رفت از بحران
مدتهاست که قداست رجوی با افشاگریهای مستمر جداشدگان در هم شکسته می شود و امروز رجوی حتی در بین اعضای فرقه اش آن هیبت و هیمنه را ندارد و به عنوان شخصیتی فاسد شناخته می شود که در قرن بیست و یکم بزرگترین حرمسرای قاجاری را برپا نموده و هزاران انسان را به عنوان برده بکار گرفته است. چنین فساد و تباهی که امروز سر تا پای رجوی را فرا گرفته، طبیعی است که پایه های قداست او را هدف قرار داده باشد و همین باعث شده که وی عنان از کف بدهد و به هر ترفند حقیرانه ای چنگ بیندازد
مجاهدین از عربده کشی های سرنگونی تا گیر کردن در باتلاق لیبرتی
روزگاری که رجوی به پشتوانه دیکتاتور سابق عراق صدام حسین فریادهایی کر کننده میکشید که مریم را ولو با چنگ و ناخن به تهران میبریم اما اکنون نیروهای فرتوت و از دور خارجش در منجلاب گیر کرده اند و مانده اند که از کدام مسیر خودشان را به اتاق خواهر مسئول برسانند تا عملیات جاری کنند! نیروهای آموزش دیده و جنگ آور رجوی که قرار بود هر کدامشان بجای صد نفر در میدان جنگ رزمندگی کنند الان کارشان بجایی رسیده که از مار و عقرب و شرایط سخت و طاقت فرسای لیبرتی داد شکایت سر داده اند

