مسعود خدابنده در گفتگو با با کلیدواژه اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست
برگرفته از مصاحبه با آقای بهزاد علیشاهی مروری بر خیانتهای مجاهدین خلق
اولین نامه از پدر در تیف خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتادم
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت یازدهم
از متن واکنش مجاهدین چنین به نظر می رسد که حتی از رسیدن صدای خانواده ها به فرزندانشان هراس دارند و اقدام به نصب بلندگوها قوی و پخش سرود های مجاهدین می کنند تا یک سانسور علنی را به نمایش بگذارند، اگر ممکن است مکانیزم های سانسور در مجاهدین را برای خوانندگان توضیح دهید.
نامه خانم بتول سلطانی به دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در بغداد
تاکید می کنم اعضای این سازمان مستمرا تحت کنترل سلسله مراتب تشکیلاتی هستند و روزانه باید در نشستهای تفتیش عقاید حاضر شده و حتی خصوصی ترین مسائل خود را بازگو کنند. همچنین ا ولیه ترین حقوق انسانی غیر مجاز شمرده شده است و سازمان مدعی است که افراد داوطلبانه اسیر شده و تن به این شرایط داده اند در حالیکه این اسارت به شیوه های مختلف کنترل ذهن و طی دهها سال حکومت صدام حسین صورت گرفته است.
گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت پنجم
به نظرم نشست نقطه مثبت فقط به خاطر فریب دادن بچه های حاضر در اشرف بود تا دل آنها را به دست آورند. به خاطر اینکه قبل از این نشست آمریکائیها دو صفحه مواد حقوق بشر به سازمان داده بودند که توسط مژگان در یک نشست عمومی خوانده شد. قرار این بود بچه ها خودشان در سالن اجتماعات این برگه ها را از آمریکائیها بگیرند و امضاء بکنند به همین دلیل برای اینکه هندوانه زیر بغل بچه ها بگذارند این دوره از نشست ها را برگزار کردند
رهایی علمدار شایگان؛ رهایی از تمام قید و بندهای فرقه رجوی
علمدار مستقیم و بی واسطه به آغوش خانواده ها پرید و این نشان میدهد که سازمان دیگر همه سنگرهایش را از دست داده و تبلیغاتش برای مزدور نمایاندن خانواده ها و ضد ارزش نشان دادن عشق و عاطفه و علاقه دیگر کاملا بی اثر شده و در یک کلام چیزی که انقلاب ایدئولوژیک نامیده میشود دیگر یک مضحکه بیشتر نیست.
علمدار شایگان با فرار از فرقه رجوی خود را به خانواده ها رساند
ظهر روز شنبه بیست و چهارم آوریل 2010، علمدار شایگان اهل شیراز که بیست و دو سال گذشته را در اسارت فرقه رجوی سپری کرده است، توانست با خروج از درب اصلی کمپ خود را نجات دهد. علمدار شایگان در صحنه ای تاثر بر انگیز خودش را به آغوش خانواده ها ی مستقردر مقابل درب کمپ اشرف انداخت.
اولین پیام خانم سلطانی به خانواده ها و قربانیان اسیر در قلعه اشرف
اقدام به کار گذاشتن بلند گو ها توسط این تشکیلات در صد متری درب ورودی و سایر اقدامات ایذائی آنها برای این است که شاید بتوانند واکنش خانواده ها را که در پشت درب هستند را برانگیزند و کار را به خشونت بکشند و با به کشتن دادن اعضا یعنی شما ها کاسه کوزه را بر سر خانواده ها خراب کنند و آنها را دور کنند تا راحت به کارشان مبنی بر بیگاری کشیدن شبانه روز از شما و اسارت شما و ادامه نشستهای تفتیش عقاید و عملیات جاری و غسل و هزار مزخرفات دیگرادامه دهند
پیام تسلیت به آقای محمد رضا پیر نظری
با کمال تأسف و تأثر مطلع شدیم که مادر آقای محمد رضا پیر نظری (از رها یافتگان فرقه رجوی) در سن کهولت و بیماری دار فانی را وداع گفتند. انجمن نجات استان گلستان غم وارده را به آقای محمد رضا پیر نظری و بازماندگان آن مرحومه تسلیت عرض مینماید.
اعلام جدایی مهرداد ساغرچی یکی از قربانیان مجاهدین از فرقه رجوی
من در سال 1370 در عملیات مروارید به اسارت نیروهای مجاهدین در آمدم و بعد از یکسال در زندان بخاطر خلاص شدن از زندان تقاضای پیوستن به مجاهدین را کردم و بلافاصله مرا پذیرفتند. من بدلیل نفرتی که از رژیم داشتم چونکه وضعیت جنگ و همینطور بلایی که بعد از جنگ بر سر خودم آمد تصمیم گرفتم در سازمان بمانم. آنجا مرا فریب دادند و امضا گرفتند که زندگی و خانواده نداریم و بعد از مدتی ورقه دیگری مبنی بر اینکه تا الی الابد نباید ازدواج بکنید و باید همسران خود را طلاق بدهید و هر چه ما گفتیم مجرد هستیم گفتند باید ذهن خودتان را طلاق بدهید
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت دهم
آقای مسعود رجوی ترجیح داده در حالیکه هنوز چند هفته به روزجهانی کارگر باقی مانده، اطلاعیه ای در حمایت از کارگران بنام سازمان مجاهدین خلق منتشر کند. آیا به نظر شما سازمانی که اعضایش را که بیش از بیست سال در این سازمان شبانه روزی از دل و جان کار می کردند، بعد از این مدت نه تنها حق و حقوق مادی آنها را حتی به عنوان یک کارگر نپرداخت بلکه به زندان و تبعیدگاه فرستاد، می توان مدافع کارگر نامید؟
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت نهم
این سخنان هیچ پیامی جز این ندارد که به افراد خودش بگوید که در اشرف بمانید و بمیرید کما اینکه بارها به ما موقعیکه در اشرف بودم می گفت که برای شما که دیگه لازم نیست تعریف بدم و چوب زیر بغلتون بگذارم شماها بمیرید و خار بخورید و بار ببرید و دست نشانده اش مهوش سپهری(نسرین) جلوی خود این دجال بر سر دیگران فریاد می زد: اگر فقط به اندازه سگ وفا دارید برای مسعود پارس کنید.
چرا رجوی ها اعضای فرقه را از بازگشت به ایران می ترسانند – قسمت دوم
مسئولین با فریب این که امسال می رویم و فردا می رویم ایران و… افراد را سرگرم میکردند، آنان تصوری برای افراد ایجاد می کردند که بیرون از سیاج (سیم خاردار) قرارگاه دنیای گرگ هاست و اگر خارج شوید بلافاصله بلعیده می شوید. آنان همه مناسبات اجتماعی بیرون از اشرف را مناسبات کثیف و ضد اخلاقی و استثماری و ضدبشری می دانند. البته رجوی از این شگرد برای نگه داشتن و اسارت زنان نیز بیشتر استفاده می کرد و آنان را از دنیای بیرون می ترساند.
چرا رجوی ها اعضای فرقه را از بازگشت به ایران می ترسانند – قسمت اول
هیچ کس بهتر از رجوی نمی داند که اخراج اعضای مجاهدین از عراق به منزله رهایی آنان از زندان رجوی و افشای هر چه بیشتر چهره واقعی او و فرقه رجوی ها در داخل و خارج کشور است که خود به منزله پایان ایدئولوژی فرقه تروریستی رجوی هاست. به همین دلیل رجوی با هر ترفند و فریب سعی در جلوگیری از منحل شدن قرارگاه اشرف دارد

