آقای مهرداد امیری و حجت رفیعی در جمع خانواده ها

حضور مستمر 8 ماهه خانواده ها در مقابل پادگان فرقه ای اشرف یقینا در رهائی این اسرای فرقه ای بی تأثیر نبوده است. تمامی کسانی که طی چندین ماهه اخیر توانسته اند از پادگان اشرف فرار کنند اذعان داشتند که حضور خانواده ها نور امیدی در دلهای آنها روشن کرد و آنان را به ادامه زندگی در خارج از پادگان اشرف خوش بین نمود.

به مسئولین و فعالان انجمن نجات گیلان خصوصا آقای علی پور احمد مسئول انجمن از اینکه خبر فرار مسرت بخش آقای حجت رفیعی (متأسفانه اشتباها ربیعی قید شده بود) را همچون آقای مرتضی بدن آرا مرزدشتی به خانواده و خصوصا مادر محترم ایشان داده و باز هم دل مادری دردمند و رنج کشیده را شاد کردید از جانب بنیاد خانواده سحر و خانواده های مستقر در برابر پادگان فرقه ای اشرف و خصوصا شخص آقای رفیعی بی اندازه سپاسگزاریم. ما نیز به نوبه خود رهائی فرزندی گم شده را به خانواده و مادر گرامی ایشان تبریک میگوئیم و امیدواریم که این سرآغاز زندگی توأم با عزت و سربلندی برای ایشان باشد. وقتی آقای رفیعی بعد از بیش از یک دهه توانست بصورت تلفنی با خانواده اش صحبت کند غرق در شادی و سرور شدیم. ایشان به مادر گرامی شان اطلاع داد که حالش کاملا خوب است و در کمال آسایش و راحتی به هزینه دولت عراق در هتلی در بغداد مستقر می باشد و امیدوار است که بزودی زود امکان دیدار با خانواده اش فراهم گردد. آقای رفیعی جزئیات فرار خود و دوستش آقای مهرداد امیری را بیان داشته است که شیوه فوق العاده بکری است و به همین دلیل آنرا علنی نمی کنیم چون شاید دیگرانی که با آنان در ارتباط بوده اند بخواهند از این شیوه استفاده نمایند. بر اساس اطلاعات بدست آمده مسئولین فرقه رجوی همچنان سرگرم حل معمای فرار این دو هستند و هنوز سرنخی نیافته اند. لازم به ذکر است که حضور مستمر 8 ماهه خانواده ها در مقابل پادگان فرقه ای اشرف یقینا در رهائی این اسرای فرقه ای بی تأثیر نبوده است. تمامی کسانی که طی چندین ماهه اخیر توانسته اند از پادگان اشرف فرار کنند (که نام برخی به درخواست خودشان اعلام نگردیده است) اذعان داشتند که حضور خانواده ها نور امیدی در دلهای آنها روشن کرد و آنان را به ادامه زندگی در خارج از پادگان اشرف خوش بین نمود. اگر چه بنیاد خانواده سحر تلاش کرده است تا به عنوان یک امکان حقوقی و اجرائی و اطلاع رسانی به وظیفه خود عمل نماید، اما حقا نقش اصلی را خانواده ها ایفا نموده اند و جز آنان کسی نمی توانست باطل السحر فرقه رجوی را خنثی نماید و موجب رهائی این عزیزان گردد. عبور از موانع فرار از اشرف، خصوصا موانع ذهنی و روانی، فوق العاده دشوار است و تمامی ارگان های ضد فرقه ای، مانند بنیاد خانواده آمریکا که برای رهائی اسرای گرفتار در فرقه ها تلاش می کنند، آزاد شدن از چنگال یک فرقه مخرب که با تکنیک های روانی افراد را به اسارت ذهنی می کشاند را بدون یاری خانواده ها از خارج از فرقه امری غیر ممکن می دانند. در اینجا بار دیگر از فعالان خارج از کشوری درخواست میکنیم تا به فعالیت خود شتاب بیشتری بدهند و تا حد امکان صدای خانواده های دردمند را به گوش جهانیان برسانند و نگذارند که فرقه رجوی از شرایط سیاسی موجود و بی عملی ارگان های بین المللی و حقوق بشری از جمله ملل متحد نهایت سوء استفاده را بنماید. عکس های حضور آقایان امیری و رفیعی در جمع خانواده ها: آقایان مهرداد امیری و حجت رفیعی پس از استقرار در هتل در بغداد و طی کردن مراحل قانونی مجددا از بغداد به مقابل دروازه اشرف مراجعت کرده و در جمع خانواده ها حاضر گردیدند. عکس ها از روی فیلم تهیه شده و لذا کیفیت مطلوب را ندارد. آقای امیری دارای عینک است و آقای رفیعی با بلوز آبی و موهای سفید دیده میشود.

blank
blank
blank
blank
blank
blank
 

برچسب ها

سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت پنجم 24 تیر 1405
او را با فریب به اشرف آوردند

سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت پنجم

محمود آسمان پناه در خاطراتی که در چند قسمت درج شد به جوانی کرمانی پرداخت که آز آلمان به اشرف آمده بود… آقای محمودآسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: روز بعد به دوستم زنگ زدم که از او بپرسم که آیا با او هم همین طور است؟ دوستم گفت مگر خودت در […]

درخواست غلامعلی میرزایی از دوستان سابقش در اشرف 23 تیر 1405
رجوی کذاب است

درخواست غلامعلی میرزایی از دوستان سابقش در اشرف

آقای غلامعلی میرزایی که به مدت 30 سال در تشکیلات رجوی اسیر بوده و هم اکنون در کنار خانواده بسر می برد با توجه به تشییع رهبر شهید در ایران و بخصوص در کشور عراق به افشای حرفهای مسعود رجوی مبنی بر حمایت مردم و شیوخ عراق از مجاهدین پرداخته است. او تشییع میلیونی مردم […]

تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی – قسمت پنجم 23 تیر 1405

تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی – قسمت پنجم

زندگی در “انجمن” در این زمان، خانواده‌ هواداری که من پیش آنها بودم، ارتباط نزدیکی با مجاهدین داشتند. مجاهدین در آن زمان یک دفتر داشتند که ما به آن “انجمن” می‌گفتیم. این یک خانه بزرگ سبز رنگ در موربی بود که ما به‌طور مرتب آنجا می‌رفتیم. این خانه خیلی بزرگ و مرموز بود به‌طوری که […]

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.