قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
آزادی، بیرون از حصارهای رجوی لذتبخش است
با درود به هموطنان عزیز و دوستان گرامی در تشکیلات رجوی، هیچچیز جز بدبختی، بیچارگی، دوری از خانواده و محدودیتهای فراوان وجود نداشت. اما در سال ۲۰۱۷ که از این تشکیلات جدا شدم و وارد دنیای آزاد شدم، معنای واقعی زندگی را فهمیدم. امروز هر لحظه از زندگیام را دوست دارم. زندگی با تمامی شادیها […]
برای دوست قدیمی ام ایوب آذری
حسن شرقی هستم. ایوب جان حال تو خوبه. داشتم ورزش صبحگاهی میکردم که یادت افتادم. یاد اون وقت ها که با هم ورزش میکردیم و چقدر در محفل دوستانه مان از خانواده و دنیای آزاد صحبت می کردیم و به ریش رجویها می خندیدیم. دوست گرامی هیچ کجا وطن آدم و کانون گرم خانواده نمیشود. […]
ترس رجوی از ما نجات یافتگان
مجاهدین خلق سازمانی است که پایه، اساس و ساختار آن در تمام زمینه ها ایدئولوژی استبدادی و خط مشی و استراتژی و روابط آن بر مبنای نبود آزادی و بنوعی دیکتاتوری محض و اختناق و فشار و سرکوب نیروها با دنیای خارج از خودش بوده و با مکانیزمها و شگردها و با استفاده از ترس […]
افشاگری مسعود خدابنده در جلسه ۲۹ دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق
مسعود خدابنده، سر تیم حفاظتی مسعود رجوی به عنوان شاهد عینی در جلسه 29 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور پیدا کرد و مشاهدات خود از جنایات سرکردگان گروه را با حضار در میان گذاشت. او که به واسطه مسئولیتش از نزدیک شخصیت مسعود رجوی را می شناسند، در این باره می گوید: […]
خاطراتی از ایام عید نوروز در تشکیلات فرقه رجوی
تا قبل از سال 67 ایام عید نوروز در تشکیلات رجوی بسیار ساده برگزار می گردید، اما بعد از قرارداد آتش بس بین صدام با ایران وقتی رهبری مجاهدین در بن بست آتش بس گیر کرد ، برای این که نیروهای خودش را سرگرم کند یکباره رنگ عوض کرد و به بهانه اعیاد مخصوصاً عید […]
نعمت بزرگ آزادی
پس از سالها زندگی در درون سازمان مجاهدین خلق و تحمل شدیدترین فشارها، محدودیتها و شستشوی مغزی که به طور مداوم بر ذهن و جسم ما اعمال میشد، تصمیم به جدا شدن از این تشکیلات گرفتم. در آن دوران هیچ آزادی فردی نداشتم. همه چیز به من دیکته میشد: از پوشیدن لباس گرفته تا رفت […]
زندگی دوباره در آغوش آزادی
امروز یک روز خاص بود. با دوستی که سالها با هم در ارتباط بودهایم، به یکی از پارکهای جنگلی نزدیک شهر رفتیم. از لحظهای که به دریاچه رسیدیم و اردکها را دیدیم، احساس کردم که هیچوقت نمیتوانستم چنین لحظاتی را در دوران اسارت تجربه کنم. زندگی در آن شرایط، به قدری محدود و تاریک بود […]
پیام حمید آتابای برای رضا حسن زاده در کمپ مانز مجاهدین خلق
حمید آتابای عضو رهایی یافته از سازمان مجاهدین خلق در آلبانی، در پیامی تصویری از دوست قدیمی اش رضا حسن زاده که همچنان در کمپ مانز سازمان به سر می برد، می خواهد تا با تفکر و تأمل راه آزادی و رهایی را در پیش بگیرد. آتابای که بعد از روز کاری و از همان […]
تجربه علی زمانی از زندگی آزاد خارج از تشکیلات فرقه
علی زمانی، عضو نجات یافته از سازمان مجاهدین خلق در آلبانی و عضو کنونی انجمن نجات آلبانی در گفتگو با بیجار رحیمی درباره شرایط کنونی زندگی خودش و دیگر اعضای نجات یافته از فرقه می گوید: خیلی از افرادی که خود را از تشکیلات نجات دادند، حالا تشکیل خانواده داده اند، شغل دارند و مستقل […]
دو سالی که در محله کشار تیرانا بودیم
با انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق به آلبانی، آپارتمان هایی در محله کشار تیرانا از طرف کمیساریا برای اسکان اعضا، کرایه و در اختیار سازمان قرار گرفتند. سازمان سیاج هایی را دور این ساحتمان ها ایجاد کرد و با گذاشتن نگهبانی در مقابل درب های ورود و خروج سعی کرد کنترل بر اعضا را همچنان […]
پیام حسن شرقی برای اعضای حاضر در کمپ مانز
سلام به تمام دوستانم. من حسن شرقی متولد 20 خرداد 1333 هستم. در یکم مهر 1359 در سومار اسیر نیروهای عراقی شدم و با فریب و نیرنگ در خرداد سال 1368 به اردوگاه کار اجباری فرقه تروریستی رجوی منتقل شدم. بعد از 24 سال تحمل مناسبات غیر انسانی تشکیلات رجوی، بالاخره در اواخر سال 1391 […]
زندگی در کمپ مانز و دوران اسارت
علی محمد رحیمی، عضو نجات یافته از تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی در مطلبی درباره دوران سخت اسارتش در مناسبات سازمان می نویسد: زمانی که در کمپ مانز بودم، با محدودیتهای بسیار زیادی مواجه بودم که هر لحظه ذهنم را مشغول میکرد. حتی برای خرید لباس، باید یک ماه قبل از آن اعلام میکردم و […]

