برادری محروم از آزادی گفتگو با مجتبی نوری برادر حمید رضا نوری اسیر در کمپ آلبانی
مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار
به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام
تبریک و شادباش به خانواده خوش اقبال سید اسماعیل میرزایی
به لطف خدا با کنترل ومدیریت خودم وسایر اعضای خانواده ؛ مادرم توانست طی تماس های مکرر با سیداسماعیل گفت و شنود داشته باشد و لذت ببرد و با لعن ونفرین به رجوی خائن و گور به گورشده ؛ هزاران باره شکرگزارخدای سبحان هستیم.
تسلیت به خانم ثریا عبداللهی
خانواده نجات ضمن عرض تسلیت به این بانوی گرامی و خستگی ناپذیر خود را در غم ایشان شریک دانسته و برای روح آن مرحوم طلب رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر جمیل آرزو می نماید. باشد که با آزادی آقای امیر اصلان حسن زاده و سایر فرزندان اسیر در فرقه رجوی، دل خانم عبداللهی و دیگر مادران دردمند بزودی زود شاد گردد.
تسلیت انجمن نجات شعبه خوزستان به خانم ثریا عبداللهی
خانم ثریا عبداللهی؛ در غم از دست دادن عزیزان به سوگ نشستن صبری میخواهد عظیم، برای شما و خانواده محترمتان صبر و شکیبایی و برای آن عزیز در گذشته غفران و رحمت واسعه الهی را خواستاریم.
تماس تلفنی خانم شهربانو مرندی با مسول انجمن نجات گیلان
من با خودم تعهد نموده بودم که فرزندم را دریابم واکنون فرزندم دریک قدمی آزادی قرارگرفته است ومن حتی اگربشود خودم را به کشورآلبانی خواهم رساند تا همه جوره به فرزند دربندم کمک کنم که از شر رجوی تمام عیار کنده شده و به نزدم برگردد.
تا کی می خواهی آنجا بمانی ذبیح جان؟!
رحمت الله مداح به امید اینکه برادرش ذبیح الله از اسرای فرقه رجوی این نامه را در آلبانی ببیند و برای ادامه زندگی اش تصمیم خوبی بگیرد و از فرقه رجوی جدا شود نوشت:
حرف های تمام نشدنی خانواده ها
آقای مداح در صحبت خود گفت کسانی که باعث گرفتاری و جدائی فرزندش از خانواده شدن (مسعود رجوی و سران فرقه) را هرگز نمی بخشم. ایشان از اینکه می دید افراد جدا شده ای امثال ما و دیگر دوستانمان که بعد از جدائی زندگی خوبی داریم خرسند شد و آرزو نمود روزی پسر ایشان هم از این فرقه جدا شود و به کانون گرم خانواده بازگردد.
مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت چهاردهم
صحبت ازفراق جگرسوز یک مادرمهربان ودرعین حال چشم انتظاراست. بارها ازنزدیک با من درد ودل کرد وازوضعیت فرزندش علی قلی زاده جویا میشد.
تا رهایی کامل خواهرم هاجر از فرقه جهنمی رجوی دست از تلاش بر نمی دارم
نکته ای که در صحبت های آقای یعقوبی وجود داشت اینکه خواهرش هاجر اصلاً سیاسی نبوده و به خاطر اینکه شوهرش هوادار فرقه رجوی بوده گرفتار این فرقه شده است و هنوز فکر می کند که روستای ما همانند گذشته باقی مانده است
دیدار با خانواده ولیرضا اکبری کهنه سری در دفتر انجمن نجات گیلان
آقای مجید اکبری کهنه سری از برادران ولیرضا با حضور در دفتر انجمن نجات گیلان ضن قدردانی از زحمات مسول انجمن و اعضای آن گفتند” خانواده ما ازبابت اسارت ودوری ولیرضا خیلی عذاب کشیدند. 35 سال مدت زمان طولانی است که ما خاصه مادر مرحومم چشم انتظاری کشیدیم.
ابراز ناراحتی خانم محمدی از فراق فرزندش باقر محمدی سرواله
پدرش این چند سال اخیر که در بستر بیماری بود مدام دلتنگی فرزندش را می کرد و بارها فرقه رجوی را نفرین می کرد که چرا نمی گذارند حتی برای یک بار هم که شده فرزندم با من تماس تلفنی داشته باشد
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و هفت
خانم سیده رویه رضایی مادر اصغر محمدی کامیاب می گوید: فرزندم اصغر در سال ۱۳۶۷ به اسارت سازمان مجاهدین خلق درآمد. طی سال های طولانی هیچ گونه خبری از وی نداشتم تا این که در سال ۱۳۸۲ سران سازمان اجازه دادند در زمان خیلی محدود و تحت نظارت و کنترل شدید، یک بار با فرزندم ملاقات کنم
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و شش
خانم بطول سلطانی سال های طولانیست که رنج دوری از فرزندش را به دوش می کشد. اکبر بدون هیچ امکان تماس و یا ارتباط با خانواده اش تحت سلطه ی فرقه رجوی به سر می برد.

