برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن مشتاقانه در انتظارت هستیم
پادگان اشرف یک زندان بود گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول
نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟
حضور آقای طاهر محمدزاده در دفتر انجمن نجات
گفته هایی جا مانده دارم که این گفته درد و دل های پسرت است پسرت مجتبی. چرا او نباید پدرش را ببیند چرا باید داغ ندیدن پدر داغ دوری پدر بر دلش بماند او نیز بی صبرانه منتظر تو است پدری که سالها از او دور بوده نه فقط مجتبی بلکه همسرت هم دوریت را تحمل کرده و سختی های زندگی را به جور کشیده. با آمدن تو گرمی زندگی کل خانواده را دو چندان می کنی. امید آن است که نامه ام را بخوانی و نزد خانواده ات بازگردی و مطمئن باش تمام سعی تلاش خود را برای بازگشت به کشورت انجام خواهم داد.
به مناسبت درگذشت آقای قدرت الله شعبانی
با نهایت تاثر و تاسف خبر درگذشت آقای قدرت الله شعبانی پدر آقای عین الله شعبانی از دوستان بازگشته مان را شنیدیم. ایشان در روز 26 آذر بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفت. بیماری که عامل اصلی آن سال ها فراغ و دوری از فرزند و غصه های ناشی از آن بود. اغراق نیست اگر رجوی را قاتل بسیاری از پدران و مادران اعضای اسیر فرقه بنامیم.
رجوی جان برادر دیگرم اسماعیل اسدی را هم به خطر انداخت
خانواده ما برنامه اعتصاب غذایی که به دستور رجوی و همسر خارجه نشینش برای اسیران باقی مانده در لیبرتی تدارک دیده شده را محکوم می کند و یقین داریم که رجوی علاوه بر شستشوی مغزی برادرم حال قصد دارد با سوءاستفاده ازاحساسات برادرانه وعاطفی او نسبت به کشته شدن برادرش دراشرف، وی را هم دربرنامه ی اعتصاب غذا درلیبرتی به کشتن دهد.
مسئول اصلی جان اسرای مستقر در لیبرتی، مسعود رجوی است!
اینهمه اصرار برای تداوم حضور در کشوری که امنیت ساکنان خودش نیز در معرض خطر است، برای چیست؟ از بین رفتن افرادی که دهه ها در اسارت بودند و گنجینه ی اسرار رجوی هستند که باید کشته شده و حفظ اسرار گردد؟ بخصوص اینکه پیر وفرتوت شده و از کارآیی نظامی افتاده اند و بعلت کم سوادی حیرت انگیزشان، مبلغان خوبی برای فرقه نخواهند بود؟ اینها سئوالاتی است که رهبران فرقه باید جواب بدهند و ما بعنوان اعضا و حامی خانواده های این اسرا، همواره سئوالات بیشتر و بیشتری دراین مورد خواهیم داشت و مطرح خواهیم نمود!
رجوی خود بزرگترین گروگانگیر در دنیاست
آقای حدادی که بشدت نگران سرنوشت برادرش بود گفت متاسفانه چند روز پیش با خبر شدیم که برادرم هم جزء نفرات اعتصاب کننده در کمپ لیبرتی است و این مسئله خانواده ما را حسابی نگران سرنوشت برادرمان کرده است. وی اضافه کرد اگر بحث رجوی مفقودی و به گروگان گرقتن چند تن از سرانش است پس خود وی چه جوابی دارد که به ما بدهد، که 26 سال است برادرمان را بعد ازاغفال درکمپ های خود درعراق بدون اینکه کوچکترین خبری از وی به ما بدهد محبوس و به گروگان گرفته؟
خدا ریشه رجوی را بسوزاند که این چنین دل مرا سوزاند
درغم دوری او بودم که پسر دیگرم هم بنام وحید را دریک سانحه تصادف از دست دادم. خودم هم همراه او بودم و به شدت آسیب دیدم وتا چند ماه که بستری بودم به من نگفتند که وحید فوت کرده، بعد ازاین جریان برادر و خواهرم هم رحمت خدا رفتند حالا بعد از این همه مصیبت، تنها آرزویم این است که قبل از مرگم یکبار دیگر اقبال را ببینم. چون قلب من با باطری کارمی کند وامید زیادی برای زنده ماندن ندارم.خدا ریشه رجوی را بسوزاند که این چنین دل مرا سوزانده است.
خانواده بشارت: رجوی از پشت به مردم ما خنجر زد
خانم بشارت و آقای مقدس ضمن تشکر از زحمات اعضای انجمن گفتند بالاخره بخشی از ذهن ما مشکل اسارت برادرمان است و وظیفه داریم که علیرغم هرمشکلی که داریم به مشکل اسارت برادرمان فکرکنیم و هر اقدام و کمکی که لازم باشد انجام می دهیم تا شاید بتوانیم برادرمان را نجات دهیم. و نهادهای بین المللی هم باید همت کنند تا هر چه زودترشر رجوی را از سر عزیزانمان کم کنند.
درخواست عاجل آقای غلامعلی علاف پور از مجامع بین المللی
اکنون مطلع شدیم که سران سازمان مجاهدین بخاطر مفقود شدن 7 تن ازعناصرخود قصد دارند بقیه نفرات را با نمایش مضحک اعتصاب غذا به کشتن دهند که از قرارمعلوم خواهر اینجانب بنام نسرین علاف پور بر اثراعتصاب غذایی که به او تحمیل شده وضعیت وخیمی دارد و این مسئله عمیقا خانواده ما و بخصوص مادر پیرمان را نگران سرنوشت وسلامتی او کرده است.
رجوی حتی در کشور آلبانی آرامش برادرم را از وی گرفته است
الان به مدت هشت ماه است که ما با منصورارتباط داریم وازاین بابت خیلی خوشحال هستیم که بالاخره منصور از شر رجوی راحت شد. منتهای مراتب منصور هنوز نگران هست و میگوید اینجا هم رجوی و افرادی را که درکمپ آلبانی گماشته است آرامش ما را گرفته اند و یک جورهایی میخواهند کماکان دنبال رو آنان باشیم و ماهیانه 250 دلار به ما جداشدگان پول میدهند
رویای مادرانه، نامه خانم ثریا عبداللهی به فرزندش امیر اصلان – قسمت اول
راستی امیرجان حتما” شب یلدا یادته، علی بابا رو که فراموش نکردی؟ چقدر تورو دوست داشت و صدایت میکرد: اصلان بی یال ودم بیا بریم، توهم از خداخواسته با تمام وجودخنده کنان سوار جیپ (ماشین جیپ) میشدی. و وقتی کنارعلی بابا می نشستی خنده کنان نگاه می کردی که انگار همه مهربونیهای دنیا نصیب تو شده.
نامه خانم ثریا عبداللهی به خانواده محترم مرحوم عبدالمناف شعبانی
برادرم شعبانی هرچند تو خسته شدی و چشم به این دنیای ناکسان بستی ولی بدان تا نابودی این فرقه وطن فروش رجوی لحظه ای از پانخواهم نشست تا انتقام مادران و برادران و پدران که حسرت لحظه ای دیدار با عزیزانشان را با خود به منزل ابدیشان بردند، آری شعبانی صدایت خاموش شد ولی بدان صدای ثریا باز گوش عرشیان وفرشیان را کر خواهد کرد واین داد و انتقام این بیدادی را از دادگاه عدل الهی خواهم گرفت.
اعلام انزجار خانواده های خوزستانی نسبت به سیاست های ضد انسانی رجوی
خانواده های خوزستانی در تماسهای خود تاکید کردند که به چه دلیل باید جان فرزندان ما قربانی مفقود شدن 7 نفر از سران این سازمان که اصولا وضعیت آنها مشکوک و نامشخص است بشوند؟ به گفته آنها، سرکردگان فرقه و بخصوص شخص مریم رجوی با استفاده از اهرم شستشوی مغزی و قطع ارتباط اسیران دربند با دنیای آزاد سعی دارند ازجان فرزندانشان در راستای اهداف مشخص سیاسی و از جمله اعمال فشارهای سیاسی بر دولت عراق و ایجاد خلل در روند انتقالشان به کشور ثالث بار دیگر آنها را بعنوان اسیر در خاک عراق در دام تشکیلات مخوف خود نگهدارند.

