چهارشنبه, ۲۹ بهمن , ۱۴۰۴
  • نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی 29 بهمن 1404

    مادرت سالها در حسرت دیدن توست
    نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی

    فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟ مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه […]

تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار 26 بهمن 1404

مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام 19 بهمن 1404

به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام

پیام تسلیت به خانواده احمدپورلختکی 17 اردیبهشت 1387

پیام تسلیت به خانواده احمدپورلختکی

خبردرگذشت مرحوم حسین احمدپورلختکی یکی ازاعضای مرتبط با انجمن نجات گیلان، بشدت مارا متاثرکرد وبدینوسیله برای آن مرحوم علودرجات وبرای خانواده گرامی وداغداروهمچنین برای آقای خسرو احمد پور لختکی یکی ازاعضای دربند فرقه رجوی، آرزوی سلامتی ورهایی و صبرعظیم مسئلت داریم.

رهبران مجاهدین و سرکوب احساسات عاشقانه 20 فروردین 1387

رهبران مجاهدین و سرکوب احساسات عاشقانه

خانم لیلا صمدی در نامه ی خویش کوشیده است با ارائه ی تصویری واقعی از دنیای مجاهدین، اشتباه ادراک تروریست ها را از واقعیت های پیرامونی تصحیح کند. در واقع ایشان سعی دارد با بیان ابعاد فاجعه ی حیرت آوری که در مناسبات مجاهدین در جریان است، به نامزدش اکبر تصریح کند تا هر چه زودتر به دنیای آزاد و خارج از حصارهای ذهنی و فیزیکی مجاهدین بازگردد.

سمیه در دادگاه می گوید که زیر ۱۸ سال بوده که به عراق آمده است 18 فروردین 1387

سمیه در دادگاه می گوید که زیر ۱۸ سال بوده که به عراق آمده است

بابا با مافیا طرف هستیم. هر کسی جرئت نمی کند با مافیا طرف بشه ما شده ایم. مجاهدین چیزی در حدود یک میلیارد دلار سهام و شرکت در سراسر دنیا منجمله ۴ شرکت که حتی یک ایرانی هم در آن نیست در عراق دارند. از هزینه کردت واهمه ای ندارند.

مراجعه خانواده ختار به قرارگاه اشرف برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان 18 فروردین 1387

مراجعه خانواده ختار به قرارگاه اشرف برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان

من همانجا در حضور حدود 50 نفر با صدای بلند اعلام کردم که آمده ام تا جسد فرزندم، حتی اگر چند تکه استخوان از آن مانده باشد، بعلاوه متعلقات وی را تحویل گرفته و با خود ببرم. در ضمن همانجا گفتم که از نظر من سازمان مجاهدین خلق فرزند مرا کشته است و برای اثبات این امر دلیل و شاهد کافی در اختیار دارم. اسدالله مثنی به من گفت که تو حرف رژیم را میزنی و بعد هم وقتی بحث بالا کشید عصبانی شد و گفت که شما را رژیم فرستاده است. من همانجا به همه گفتم که سازمان تابحال چندین حرف مختلف در خصوص کشته شدن فرزند من زده است که هیچکدام درست نبوده است. واقعیت اینست که پسر من ناراضی بوده و میخواسته جدا شود ولی جدا شدن از یک فرقه جرم است که مجازات آنهم مرگ است.

مادر کامبیز باقر زاده به دیدار حق شتافت 15 فروردین 1387

مادر کامبیز باقر زاده به دیدار حق شتافت

مطلع شدیم مادر چشم انتظار دیگری از خانواده بزرگ انجمن نجات سرکار خانم زهرا امیر دوانی(باقرزاده) مادر جناب آقای کامبیز باقرزاده دار فانی را وداع گفته و به دیار ابدی شتافتند. انجمن نجات این مصیبت بزرگ را به بازماندگان خانواده باقرزاده و بخصوص آقای کامبیز باقرزاده تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان صبر جمیل و برای آن مرحوم طلب آمرزش و مغفرت از خدای رحمان را دارد.

از فراغت پیر شدیم کی میایی 08 فروردین 1387

از فراغت پیر شدیم کی میایی

بلکه در خواب می گوییم 20 سال فراغ دوری تو. برادر خوب و با غیرتم برادر جان مهدی اگر یاد می کنم محبت هایی که به بچه هایم وحید، رحیم، سمیه و همسرم می کردید فراموش نمی کنم و از صمیم قلب می گویم که برادر دوستت داریم و تو ما را ترک کردی. مگر چه بدی از ما دیدی حتماً برادرجان اگر اجازه می دهند و دست خودت می باشد، به وطن برگرد تا دوباره مثل گذشته با هم یکی و یکرنگ و یکدل باشیم.

نامه به مهدی فدایی از اسیران فرقه رجوی 08 فروردین 1387

نامه به مهدی فدایی از اسیران فرقه رجوی

خدمت برادر عزیز مهدی جان : سلام محمد فدایی ضمن عرض سلام و سلامتی شما را خواستارم.از حال برادر محمد بخواهی به لطف خدا بد نیستم و به دعاگویی شما مشغول بوده و هستم. برادر جان دوری از شما ما را پیر و غمگین کرده. دوری گفتن با زبان است نه 1 سال، نه دو […]

عیدی پدرانه 28 اسفند 1386

عیدی پدرانه

او اظهار می داشت برای بار دوم نیز فقط بخاطر مادر مرحومش به اشرف رفته بودم که او هم مثل من همه این گرفتاریهای ملاقات در قرارگاه اشرف را کشید و او هم بعد از 20 سال فقط 4 ساعت ملاقات داشت که همین هم باعث مرگ مادرش شد. او در ادامه اظهار داشت:در کجای دنیا رسم بر این است که اسیری برای تماس با مادر در حال احتزار در بیمارستان بایستی چند صد دلار (فقط 3 دقیقه) هزینه ارتباط آن را بپردازد.

سمیه ۲۰۰۴ یا سمیه ۲۰۰۷ کدامیک واقعی و انسانی تر است 28 اسفند 1386

سمیه ۲۰۰۴ یا سمیه ۲۰۰۷ کدامیک واقعی و انسانی تر است

بابا – مامان –من چی میگیم. سمیه را به یک منطقه ازاد ببرید خودش تصمیم بگیره. وقتی با ما بود شدیدا می خواست به کانادا بر گرده چی شد ه که از 2004 به مرور که تماسهایش با ما قطع می شه و منبع خبری وی سیمین بورچی جاسوسه رجوی در کانادا میشود. سمیه که مدارک قانونی اش توسط مجاهدین گرفته شده است و از روی عمد آنها تمدید نشده تا امکان برگشتن سمیه بسوزد. یک شیوه بسیار نامردانه توسط مجاهدین که بطور عادی برای همه اجرا می شد..

تلاش بی نتیجه برای دیدار با عزیزان در کمپ اشرف 27 اسفند 1386

تلاش بی نتیجه برای دیدار با عزیزان در کمپ اشرف

خانواده آقای حسین مرادی که در کمپ اشرف مجاهدین در عراق حضور دارد سعی داشتند که با او ملاقاتی داشته باشند ؛ اما مجاهدین که به شدت از هرگونه تماس نیروهای خودشان با جهان خارج واهمه دارند به اشکال مختلف مانع از این ملاقات شدند. با آقای اکبر مرادی برادر و نیز آقای صفائیان داماد ایشان که برای دیدن

بجای پول دادن به وکیل مفت خور، این پول را خرج مردم ایران بکنید 23 اسفند 1386

بجای پول دادن به وکیل مفت خور، این پول را خرج مردم ایران بکنید

اگر سمیه 18 ساله بوده است پس آن ورقه رضایت نامه به امضای پدرمان چیست که به دادگاه عراق ارائه کرده اید؟ از یکطرف در تلویزیون دستگاه قضائی عراق را مسخر ه می کنند از طرف دیگر چند تا وکیل استخدام می کنند تا حکم سه تا ضد بشر را بر گردانند. البته دراین مورد به روی خودشان و به اطلاع هوادارنشان هم نمی آورند. زیرا ادعاهای آنان را باطل می کند.

چشم انتظاری تا کی 23 اسفند 1386

چشم انتظاری تا کی

دردیداربا خانواده های چشم انتظار، همواره می شنوم: چشم انتظاری تا کی؟ واین جمله وآرزوی به آغوش کشیدن عزیزان دربند اسارتشان که همواره از آن ها می شنوم و رنجی که خانواده ها از دوری عزیزانشان می برند، دردی است مضاعف بر روحم و البته انگیزه ام را چند برابرمی کند که از تلاش برای رهایی دوستانمان از فرقه رجوی که مهم ترین وظیفه انجمن است، تا آزادی کامل این عزیزان فروگذار نکنم.

blank
blank
blank