خطاب به مسعود رجوی آزموده را آزمودن، خطاست
یا خودش می آید یا خبرش
اگر منصف باشیم باید بپذیریم که شیخ بازنشسته سعودی حق دارد اینطور تلقی کند که مسعود رجوی مرده است چرا که او واقعا طی این سالها هیچگونه علامت حیاتی در دنیای سیاست یا حداقل در میان اعضای فرقه اش از خود نشان نداده است.البته سؤال اصلی از مریم رجوی و دیگر مسئولین فرقه، حالا که خبری از مسعود رجوی نیست، اینست که چه کسی پاسخگوی عملکرد سازمان تحت رهبری مسعود رجوی طی قریب به 40 سال گذشته است و این سازمان طی این مدت با پرداخت بهائی فوق العاده سنگین به چه نتیجه ای رسیده و چه چیزی دارد تا در برابر مردم ایران عرضه نماید
اعطای لقب مرحوم به رجوی توسط ترکی الفیصل
شرکت ترکی الفیصل در جلسه نیز ضمن اینکه هیچ برگ جدیدی نبود و وزن و مقام شخصیتی وی همواره در مقابل حامیان سابقشان خود تنزل و آبرو باختگی دارد، زیرا اولا نه تنها ترکی الفیصل بلکه تمام آل سعود خودشان از دستمال بدستان و نوکران سابق صدام هستند که با تمام ید و بیضایش پدر خوانده مجاهدین و مسعود رجوی بود که از ان جز خیانت هیچ چیز عایدتان نشد تا چه رسد به وزیر سابق دست چندم دولت سعودی.!!!
مرگ رجوی از شایعه تا واقعیت!
حمایت مسئولین سعودی از فرقه مجاهدین٬ اینگونه استنباط میشود که آنها بازی جدیدی را شروع کرده اند و بقول معروف شمشیر را از رو بسته اند! چرا که آنها درست کاری را کردند که صدام خیلی سال پیش انجام داد و دیدیم که سرنوشت او چه شد و با چه خفتی از سوراخی بیرون کشیده شد. ای کاش مسئولین سعودی کمی به تاریخ مراجعه میکردند و اشتباهی که بزرگ آنها که صدام بود مرتکب شد و نتیجه اش را هم دید٬ دیگر تکرار نمیکردند!
چرا مسعود رجوی در اختفاء بسر می برد؟
در کل رجوی آدم ترسوئی است اگر به گذشته دورتر بر گردیم در زندانهای شاه هم نتوانست دوام بیاورد به بنیانگذاران خیانت کرد و پایگاه آنها را با همکاری که با ساواک داشته است لو داد در سال 60 همین که احساس خطر کرد بقیه را قربانی کرده و جان کثیف اش را در برد و ایضا در سال 65 وقتی بو برد ممکن است با سرکار آمدن دست راستی های فرانسه وجه المصالح گردد از فرانسه گریخت و به عراق آمد به قول خودش آمدم تا آتش ها بر فروزم اما دیدیم آتش به جانش خودش افتاد در عراق هم همینکه جان پناهش صدام را از دست داد خودش هم ناپدید شد
مسعود رجوی استاد دروغ گویی
سابقه دروغ گویی و دجالگری رجوی به ده سال و بیست سال گذشته برنمیگردد بلکه به ذات او برمیگردد. درشرایطی که به خاطر خوش رقصی برای صدام٬ بخشی از درآمد فروش نفت عراق را دریافت میکرد٬ ولی با نیروهای قسم خورده آن گونه رفتار میکرد که در بالا نمونه کوچکی از آن را ذکر کردم. حالا در شرایطی که هر روز بما میگفتند که سازمان با مشکل جدی بی پولی روبه رو شده است٬ ولی هر وقت که مریم را در میتینگی یا نشستی در فرانسه نشان میدادند٬با یک مدل لباس و لنز ست شده با رنگ کت و دامنش و… بود!
سی خرداد و خودزنی مسعود رجوی
مسعود رجوی با محاسباتی که از درون نظام جمهوری اسلامی کرده بود تصور می کرد با قیام مسلحانه 30 خرداد، تکلیف نظام هم یک سره خواهد شد، اما به محض روبرو شدن با مقاومت مردم، علت اصلی تظاهرات خونین 30 خرداد را واکنشی در قبال پایان آزادی ها و ورود به مرحله دیکتاتوری و اختناق معرفی نمود. او وانمود کرد که قصد او فقط یک اعتراض ساده بوده است.
مجاهدین خلق – از تقی شهرام تا مسعود رجوی
واقعیت اینست که در سازمان مجاهدین خلق، همچون تمامی فرقه های مخرب کنترل ذهن، تشکیلات به جای اعتقادات اصل قرار گرفته و یک نفر به جای همه فکر میکند و تصمیم میگیرد و در واقع هیچ محتوای ایدئولوژیکی و اعتقادی وجود ندارد. رهبری فرقه، با عنوان رهبر عقیدتی، مشخص میکند که اعضا چه تفکر و چه اعتقادی داشته باشند. عملکرد و سلطه رهبرانی همچون تقی شهرام و مسعود رجوی تنها در چهارچوب مطالعات فرقه ای قابل ارزیابی و بررسی است. تمامی رهبران فرقه ای خصوصیات مشابه داشته و مانند هم عمل میکنند. آنان خود را در هر امری محق دانسته و برتر از انسان های معمولی میدانند که گویا به کشف عظیمی نایل آمده اند.
هم غلو نمایی و هم بی ارتباط با مسعود رجوی!
جان برکف بودن و فدای جان شیرین بخاطر آرمان های انسانی، حدیث شریفی است واین نوع انسان ها همیشه قابل احترام مردم بوده وخواهند بود که متاسفانه سوء استفاده های زیادی مسعود رجوی ویاران با وفایش؟؟!! ازاین مقوله، سبب نقض غرض شده وخواننده ی سطور بالا که سواد وتجربه ی کافی ازتاریخ نداشته و تنها ازمناسبات موجود درتشکیلات رجوی اندکی اطلاع داشته باشند، گزینه ی شک وتردید را در قضاوت در مورد حنیف ویاران سرفراز او انتخاب خواهند کرد!
سخنی با رهبر خالی بند و فراری مجاهدین!
نمی دانم از کجا شروع کنم از قُمپز در کردنت و یا عربده کشیدنت. من کسی هستم که چندین سال در پادگان خراب شده اشرف برای هیچ و پوچ عمر مرا به تباهی کشیدید من نه سیاسی بودم و نه انقلابی. سرباز بودم در دوران جنگ برای دفاع از وطنم به جبهه های جنگ اعزام شده بودم از شانس بد من اسیر فرقه شما شدم.
آنروی سکه رهبری سازی کاذب فرقه مجاهدین
اینک رجوی بعد از 13 سال از گم و گورشدنش کماکان از تاکتیک نوار و عکس برای فریب مریدانش بهره می برد. رجوی مضاف بر این کارها روزی در نشست عمومی فرقه ای گفت مائو رهبر حزب کمونیست چین 8 سال نمی توانست در جمع حاضر شود و از هوادارانش قطع بود و ضرورت داشت که قطع باشد.از همان زمان رجوی زمینه سازی برای پنهان کردن خود بدلیل جنایاتی که کرده بود در چشم انداز داشت.
رجوی به کم قانع نیست
قبل از هر چیز باید گفت رجوی اگر دنبال خدمت کردن برای مردم و خلقی که شعارش را می دهد بود سرش را مثل بچه آدم می انداخت پائین و برای مملکتش خدمت می کرد پس مشکل این نبود.او از همان ابتدای انقلاب فکر می کرد حقش را خوردن وتشنه قدرت طلبی و زیاده خواهی بود شعارها فقط لق لق زبان و بازی با کلمات بود چون در آن دوران خوراک خوبی برای قشر جوان بود
رجوی: رفقا عقب نشینی به دامن امپریالیزم
رجوی با جوسازی و بلوف های خاص خودش داد می زد که آنها هروقت حرف از جنگ و سلاح و خون دادن و پیشتاز بودن وجلودار شدن می شود، خطر را حس می کنند به شعار”رفقا عقب نشینی” به میان توده ها روی می آورند و این مجاهدین هستند که باید خونش را بدهند.اما چه شد یک دفعه رجوی شعار”رفقا عقب نشینی به دامن امپریالیزم” را برگزید؟!

