مرا فریب دادید چند کلامی با مسعود رجوی
رجوی نیرویی می خواست که بی شبهه ترور کند آنان که فریب فتوای رجوی را خوردند
پنج دلیل برای طلاق اجباری اعضای مجاهدین خلق چرا مسعود رجوی طلاق را برای مجاهدین خلق اجباری کرد؟
عربده کشی های یک قمه کش یا پیام یک رهبر سیاسی
اگر اعضاء جدا شده و مخالفین و منتقدین این سازمان که ماهیت واقعی این فرقه را افشاء می کنند، به قول شما چرند بافان هستند، پس ترس و هراس شخص شما و مریم قجر از چی است که شمشیر را از رو بسته اید و حکم اعدام و کشتار ماها را صادر می کنید. شما که ادعا می کنید چرند باف هستیم، در هر کشوری هم از تعداد انگشتان یک دست که بیشتر نیستم.
درباره هوش و درایت سیاسی ایشان
حدود بیست سال پیش اولین دیدار حضوری ام با ایشان را به خاطر میآورم که به رسم صوفیان قدیم یا نمیدانم مرتاضان یا هر چیزی که شما اسمش را میگذارید، برای غسل تعمید دادن تک به تک اعضا و نفرات سازمان و به خاطر اینکه با نفس و نگاه خودش افراد را نمک گیر یک روبوسی و احوالپرسی کند و با درست کردن هاله ای از نور به دور خودش و چرخاندن بیست یا سی …
چرا از مسعود رجوی متنفرم؟ – قسمت اول
باید اعتراف کرد بعد ازشکست رجوی در برابر عزم راسخ خانواده ها که به ملاقات نفرات در اشرف آمدند و توانستند ما را که از دنیای خارج از فرقه رجوی بی اطلاع بودیم آگاه کنند تا ماهیت پلید رهبرعقیدتی را هر چه بیشتر بشناسیم و بدانیم که سالهای طولانی فریب یاوه گویی های او و سران مجاهدین را خورده ایم و وادار شدیم تا بستگان و اعضای پر عاطفه ی خانواده هایمان را مزدور خطاب کنیم در حالیکه اینکه اعضای خانواده های ما در ایران در کمال آسایش و رفاه مشغول زندگی خود هستند
آقای رجوی! خود شکن، آیینه شکستن خطاست
رجوی مثل ترفند های همیشگی خود بطور سمبلیک فردی که بر روی وی خیمه زده است را رژیم و حکومت اسلامی قلمداد کرده است. غافل از اینکه بر طبق گفته خود مسعود رجوی حکومت اسلامی که از سی سال قبل دشمن مجاهدین بوده اند. پس آنکس که رجوی را در یک دهه اخیر به زانو در آورده است در یک کلام اعضای جداشده از مجاهدین خلق و سایر منتقدین این فرقه تروریستی می باشند.
مسعود رجوی را بیشتر بشناسیم – قسمت دوم
این عجز ودرماندگی و تهدید این تروریست البته از سر ضعف ودشمنی با مردم ایران بود که در انتخابات ها او وگروهک اورا تحویل نگرفته وعددی محسوب ننمودند _ مسعود رجوی دیوانه تشنه قدرتی بود که مصصم شده بود تابن واستخوان به ایران وایرانی خیانت کند وچنین شد که بعد از مدتی ازایران به فرانسه واز انجا به اغوش ارباب خود صدام (دشمن شماره یک ایران) پناه برد
رجوی موجودی خیال باف و خود محور
وی که کشته های اشرف تا لیبرتی را کهکشانی برای پیروزی می داند اعتصاب غذا در لیبرتی را هم یک قدرت نمائی و نمایش ایدئولوژیک به حساب می آورد هر چند از نظر افراد بیرونی این به یک حرکت احمقانه بیشتر شبیه بود. او که همواره تحلیل هایش غلط از آب در آمده و نتیجه ای نگرفته باز مثل همیشه تکرار شعار”کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من” را سر داده است.
مقر ۴۹ مکانی برای فرماندهی یا…!؟
در شرایطی که نیروهای فرقه رجوی از هر نظر تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی بودند و درشرایطی که بدستور مهوش سپهری با نام مستعار نسرین بدنه سازمان بایستی به معنی واقعی کلمه صبح تا شام بیگاری بدهند، مقر 49 که با محمل مقر فرماندهی سازمان ساخته شد به مکانی برای عیش و نوش رجوی تبدیل شده بود!
بندبازی رجوی با بند ف (انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق)
درز کردن اخبار از درون اردوگاه لیبرتی حاکی از آن است که اخیرآ در یکی از نشست هائی که رجوی برای تحریک کردن و مغزشوئی افراد برقرار کرده دوباره به بند ف انقلاب کذائی مریم بند کرده و در این میان عکسی را به نمایش گذاشته که دو نفر را در حال کشتی گرفتن نشان می دهد، و اعلام کرده آن نفری که در زیر است من هستم و به کمک شما نیازمندم
مسعود رجوی به منتقدانش اعلان جنگ داد!
پس از تهدید های علنی منتقدان توسط مریم رجوی در یک جلسه درون تشکیلاتی که عنوان پرطمطراق « کنوانسیون سراسری ایرانیان برای دموکراسی » را یدک می کشید، پیام اصلی مسعود رجوی تحریک به جنگ،کشتار بیشتر و بریدن زبان منتقدان،جداشدگان و قربانیان اش می باشد.
مسعود رجوی را بیشتر بشناسیم – از عامل نفوذی ساواک در سازمان تا رهبری فرقه ترور
شعبانعلی اردکانی از دیگر همبندان مسعود رجوی درباره او گفته است: مسعود رجوی بسیار ترسو بود بطوریکه پس از دستگیری دربازجویی ها گفته بود که همه گونه حاضر به همکاری خواهد بود _ او همچنین خط ومشی سازمان را چپ روی بچه گانه بدون هدف می شمرد و از اینکه سران اصلی سازمان حاضر به پذیرش شکست نشده بودند آنها راخیالباف قلمداد می کرد.
پناهگاه ضد اتمی و زندگی لوکس رجوی در کنار شعار برابری , ساده زیستن , فدا و صداقتش
پناهگاه آقای رجوی که بیشتر شبیه یک پناهگاه ضد اتمی میباشد و در کنار آن محل زندگی لوکسی که برای خودش فراهم کرده بود واقعا با شعارهایی که رجوی برای ما سر میداد چقدر هم همخوانی داشت!!! شعارهایی از جمله برابری!! مساوات!!! ساده زیستن!!! نداشتن تجملات و زندگی لوکس در سازمان نسبت به بقیه افراد!!! در سازمان مستمر تکرار می شد که تمام افراد سازمان از امکانات مساوی برخوردارند و این از اصول مبارزاتی سازمان است.
رجوی از چه واژه هایی برای سرکوب ما استفاده می کرد
همانگونه که عضدی شکنجه گر سواک بفکر منافع شخصی خودش بود رجوی هم همین روش را داشت برای ارضای غرایز جنسی خودش همه افراد قبیله را وادار کرد زن ومرد متاهل از هم طلاق بگیرند و بعد خودش آنها را عقد به خودش در بیاورد و با رده های شورای رهبری دست ساز خودش روابط جنسی برقرار بکند.همیشه کار های خودش را بزرگ نمایی می کرد فکر کنم این مورد را دیگر در این روزها همه عالم وآدم می داند جز خواجه حافظ شیرازی.

