خطاب به مسعود رجوی آزموده را آزمودن، خطاست
رجوی ماهیت تروریستی و خشونت طلب خویش را به نمایش می گذارد!
این درخواست که تمامآ خواسته وحرف شخص رجوی زنباره می باشد مبنی بر بر گرداندن ۱۰ درصد از سلاحهایی که موقع خلع سلاح تحویل امریکاییها داده اند بار دیگر ثابت می کند رجوی و سران فرقه دست از سلاح و خشونت بر نداشته اند و در هر فرصتی که پیش بیایید و امکانش باشد دست به کشتار خواهند زد.
مسعود رجوی دستور قتل مخالفانش در سازمان مجاهدین خلق را صادر کرد
جداشدگان از این سازمان در مقاله ها و مصاحبه هایشان تهدیدات توخالی رجوی را به تمسخر گرفته و او را به هفت تیر کشی که جلد خالی تپانچه را برای ترساندن مردم به کمر بسته است تشبیه کردند و در پاسخ به رجوی که به طور دروغین و مضحکی با فراخواندن افرادش به مرگ دسته جمعی از سخنرانی امام حسین تقلید می کرد نوشتند:”امام حسین علیه السلام جدا شدگان از خودش را به قتل تهدید نکرد و یارانش را تحت کنترل قرار نداد تا با همدیگر تماس نگیرند بلکه راه در کربلا پیش پای همه شان باز بود و امام حسین خودش در میدان نبرد کنار یارانش حاضر بود و با آنها هم به شهادت رسید در حالیکه رجوی فرار کرده و مخفی شده است و از مخفیگاه امن خودش سخنرانی می کند و باقی ماندگان را به مرگ فرا می خواند”.
رجوی بازنده میدان؟!
براستی مسعود با تمام ادعاهای کذائی که داشت چه کرد آخر سر، سر در سوراخی نهاد و به فکر حفظ جان ناچیز خودش چند سالی است دیگر ژست و لاف و لوف در کار نیست. باید گفت گر مرد رهی، میان خون باید رفت. ظاهرا تو راه را بیراهه انتخاب کردی و واژه درست کلمه رجوی باختی و بازنده میدان شدی. این روزها اتفاقا بهتر می شود فهمید وقتی آدمها را وادار می کردی شعار بردن مریم به تهران را سر دهند او بهانه بود در واقع خودت می خواستی بروی ولی چه باید همیشه روزگار آهنگی که تو بخواهی برایت نمی نوازد.
اسیران لیبرتی و پیام مسعود رجوی برای ماندگاری در عراق
مسعود رجوی در اخرین پیامش سعی میکند با مقایسه لیبرتی و صحرای کربلای امام حسین نیروهای اسیر لیبرتی را همچنان در ان کشور جنگ زده عراق نگه دارد تا یک موقع نفرات لیبرتی ذهنشان را درگیر خارجه نکنند براستی مسعود رجوی چرا از خروج نفرات از لیبرتی میترسد ایا خروج نفرات از لیبرتی پایانی بر ۳۰ سال خطای استراتژیکی و انقلاب ایدئولوژیکی سازمان نخواهد بود؟ قطعا چنین است.
چراغ خاموش اوج انتخاب آگاهانه یا اوج درماندگی و فلاکت – قسمت دوم
اگر دم و دنبالچه های نیروهای ارتجاعی بر روی جهل و منافع مادی و پول و… سوار هستند و نیروهای انقلابی شما!! در لیبرتی روی از خود گذشتگی و فداکاری و… سوار می باشند. چرا سران فرقه از آنان ترس دارند و هر روز در برنامه هایشان از جدا شده ها می نالند و هر روز تهدید شان می کنند؟ چرا شما به نیروهای تان که اینقدر به آنها اعتماد دارید اجازه ملاقات با خانواده های شان را نمی دهید؟ چرا اجازه نمی دهید با بستگان خود بعد از چند دهه در ایران تماس بگیرند؟ چرا اجازه ندارند به رادیو گوش کنند؟ چرا حتی اجازه دیدن یک مسابقه فوتبال از ایران را ندارند؟
باز هم مسعود رجوی به جای پاسخگویی به شلوغکاری و خاک به پا کردن و تهدید منتقدین پرداخت!!!!
داستان چراغ خاموش در فرقه رجوی اولین و آخرین بار نیست , رجوی هر ساله برای اینکه مثلا نشان بدهد که در فرقه آزادی وجود دارد داستانی به نام چراغ خاموش به راه می اندازد ولی داستان این است که قبل از این چراغ خاموش , رجوی و به اصطلاح فرماندهان بالای فرقه چند ماه تمام نشستهایی را راه می اندازند که افراد را همه جوره تهدید می کنند , مغز شویی می کنند و … تا به هیچ عنوان فکر رفتن از فرقه را نکنند و بعد هم در آخر می گویند حالا چراغها خاموش و اگر کسی جرات دارد از ما جدا بشود!!
رجوی شیاد و دروغگوی تاریخ
تاکتیک و استراتژی محروم کردن اسیران توسط رجوی چیز تازه ای نیست این ایدئولوژی و ساختار و سیاق ثابت رهبری فرقه بوده است دادن آدرس و اطلاعات غلط و محروم کردن از واقعیت ها – نقض حقوق بشر به طور روزمره و لحظه مره بوده است و به عنوان مثال: یک نیرو از سال 57 برای رجوی اعلامیه مجاهد فروخته – بعد در درگیری های 30 خرداد و بعد از آن حضور داشتنه بعد به کردستان اعزام شده و از آنجا به کردستان عراق – سالها برای رجوی جنگیده –بعد به ارتش آزادیبخش رجوی ساخته رفته و درتمامی عملیاتها شرکت کرده –در تمامی نشست ها و سرفصل های تغییر فاز فرقه حضوری فعال داشته
لرزیدن پشت رجوی از ترس خانواده ها
رجوی دزد فرزندان ایران است –او انسانهای زیادی را کشته –نیروهای خود را که فرزندان همین خلق و سرزمین هستند،سربه نیست –شکنجه –اعدام –اجبار به انتحارو منفجرکردن خود-اجبار به خودسوزی و خود زنی-محروم کردن از تمامی حقوق مینیمم انسانی و درته خط انهدام بنیاد خانواده ها و متلاشی کردن آنها و به اسارت فرستادن بچه های آنها و…
از مبارزه تا قهوه خانه – پایان عمر دیکتاتورچه کمیک مسعود رجوی
او دیگر هیچ کنترلی بر آن ندارد، دیگر حتی توان شعار دادن مبنی بر نگهداشتن افراد را نیز ندارد. لذاست که درست در زمان انتقال حدود ۲۵۰ نفر از لیبرتی در حالی که کاملا در جریان ماجرا قرار دارد، هیچ اقدامی برای ممانعت بعمل نمی آورد و برای پوشاندن و تحت تاثیر قرار دادن خبر واقعه، به آن سخنرانی کذایی دست می یازد. سخنرانی که باید آنرا تماما«خالی بندی»نام نهاد. او باز هم بخاطر همان غیر واقعی بودن همه چیز، آن شهامت خودزنی را ندارد و بشکلی مسخره و تهوع آور(از شدت بی پرنسیپی) شروع به تهدید دیگران میکند
نشخوار هزار باره به اصطلاح سرنگونی توسط رجوی ها
رجوی با داشتن یک ایدئولوژی منحط و بغایت قرون وسطایی که برای رسیدن به قدرت حاضر است همه چیز را فدای خود کند اکنون با توجه به آمادگی کمیساریای عالی پناهندگی برای خروج نیروهای فرقه از عراق وی باز هم با کارشکنی می خواهد تعداد دیگری را به کشتن داده تا همسر سوم وی در فرانسه با برپا کردن قاب عکس کشته شدگان عکس یادگاری بگیرد.
رهبر مخفی مقاومت
… سوال اصلی از اقای رجوی این است که جناب اقای رجوی اگر مخفی شدن و از گزند حوادث و بمباران های امریکاهایی و یورش نیروهای عراقی و و و و خوب است پس چرا شما این را فقط و فقط برای شخص خودت و همسر گرامی ات مریم رجوی میخواهی. چرا این را برای بقیه نیروها و اعضای دیگر که به اصطلاح جزئی از ساختار تشکیلات مجاهدین به شمار می ایند
دوباره مسعود رجوی سرش را از قبر بیرون آورد!
تو هر چقدر می خواهی پارس کن، آخر دندانی برایت نمانده که ما جداشده ها ترسی از آن داشته باشیم اگرچه ما را باکی از یاوه گویی های تو نیست. حالا به کوری چشم تو و آن زنک بدبخت که در آرزوی تهران خواهد مرد. ما انقلاب شوم آن زنک را که همه چیز را از ما گرفته بود سوراخ کردیم و شخصاً با همسرم زندگی خوبی را می گذرانم و مریم قجر از سوز دل معلوم نیست رجوی را از کدام قبرستان بیرون آورده تا به خیال خام خودش آرامش زندگی ما را بگیرد.

