مسعود رجوی

رجوی تمام بی کفایتی خود را تحت نام حرکت عاشورایی می پوشاند؟!

به طور کلی، آقای رجوی در جا خالی دادن و اینکه خود را پاسخگوی کسی نداند و خرابکاری های خود را به گردن دیگران بیندازد مهارت فوق العاده ای دارد. او شخصی است که می تواند افراد را مورد حسابرسی قرار دهد ولی خودش را هیچگاه در معرض بازخواست دیگران قرار نمی دهد.
او ادعا می کند در تمام پروسه سازمانی فرقه مجاهدین چندین بار حرکت عاشورائی داشته است، یک حرکت زمانی که موسی خیابانی و اشرف ربیعی را با تعدادی در خانه های تیمی تنها گذاشت و خودش پا به فرار گذاشت و در ادامه نفع تبلیغاتی و سیاسی این فرار را تا مدت ها از آن خود کرد. همانطور که می دانیم موسی خیابانی در سلسه مراتب تشکیلاتی،  همردیف خود مسعود و در برخی جاها بالاتر و از طرفی هم در بین افراد سازمان از محبوبیت خاصی بر خوردار بود. مسعود با فرار کردن از صحنه و تنها گذاشتن موسی، به نوعی رقیب را از صحنه بدر کرد و  براحتی با  یک تسویه حساب، سبب شد کسی نیز وی را هم مقصر نداند و تردیدی نسبت به وی در دیگران ایجاد نشود. مسعود  در اوج رذالت، این واقعه را عاشورای مجاهدین در 19 بهمن نامید.
مرحله دوم فرستادن نفرات خود در عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) جهت مقابله با رزمندگان ایرانی و در حقیقت تجاوز به خاک کشورش بود. مسعود رجوی در این حرکت احمقانه،  تعداد زیادی را قربانی ندانم کاری خود نمود او قبل از عملیات، در نشست توجیه عمومی اعلام کرد خدایا من تمام دار و ندارم و تمام سرمایه ام طی این سالیان را برای پاسخ دادن به ضرورت تاریخ عاشورا گونه به صحنه می فرستم و نتیجه هرچه باشد به نفع خلق قهرمان و ملت ایران خواهد بود اما پس از شکست در عملیات، خودش را کنار کشید و شکست در عملیات را به گردن افراد انداخت.
 یکی از مشخصه های رهبران فرقه ها این است که خودشان را پاسخگو نمی دانند و درست اشکال را حائلهای ایدئولوژیک دانست و بحث های مربوط به تنگه و توحید را راه انداخت.حرکت سوم را در سال  70 باشروع جنگ عراق و آمریکا که فکر می کرد احتمال آن را دارد از بین برود  یک موضوع  به نام صلیب را مطرح نمود که افراد باید سیته ترین شق را در نظر بگیرند. در همین شرایط از نیروها  خواست که تا کجا همراه وی هستند ودقیقا فرصت را مناسب دید تا فرزندان را از پدر و مادرانشان جدا کند و ریل انقلاب کذائی را اجرا کند و این بحران بهترین زمان برای وی شد. وجالب اینکه آخرکه در هر جلسه ای برای ساکت نگه داشتن افراد زمان سرنگونی معین می کرد اخیرا هم اعلام کرد. من مسئولیت سر نگونی ندارم و من آمدم که شما را آخر و عاقبت بخیر و سعادتمند کنم. این حرف از صد تا فحش بدتر است و به افراد کارد بزنند بهتر بود تا این حرف رابشنوند. در همین  سال 93 باز مجددا بحث عاشورا را به میان آورد صحبت های تکراری و تحت فشار قرار دادن نیروها ای کاش بجای اینهمه تعهد گرفتن از نیروها خود رجوی یک بار هم شده تعهد می داد . در این سالها گرفتن امضاء خون و نفس و انقلاب کذائی و موسسان دوم و انواع و اقسام بند های انقلاب تماما یک هدف بیشتر نداشت آنهم افراد را در هر شرایطی مطیع و سر سپار مطلق خود کند.یک حرکت عاشورائی را باید چند بار انجام داد و تکرار نمود. این اوج دنائت رجوی است که حتی در بحث اعتقادی سعی می کند از افراد سوء استفاده کند. و آدمها را فریب دهد.
اتفاقا باید از رجوی سئوال نمود؟ آیا این حرکتهای عاشورائی فقط باید خاص نیروها باشد و همواره شماباید این جان نا چیز و بی ارزش تان را در ببرید. رجوی در کل این سالها هر گاه ژست این را گرفت که هرکس نخواست می تواند برود بحثی دیگر را علم می کرد به نوعی جلوی افرادسنگ می انداخت بطور مثال بحثهای طعمه خارجه نداریم و امنیت افراد و ورود غیر قانونی به کشور عراق را پیش می کشید. و همیشه تعدادی نخود هر آش هم وجود داشت  که برای خوش خدمتی به میان گود بیایند و بگویند برادر مسعود اگر شما اجازه بدهید ما نمی توانیم اجازه بدهیم کسی این کشتی را سوراخ کند.حال افراد نمی دانستند و آنقدر مجاب شده که متوجه نمی شدند خود رجوی هزاران بار این کشتی را سوراخ کرده آنهم وقتی افراد را با نیرنگ از اعتقاداتشان منحرف کرده و اصولی نبوده که زیر پا نگذاشته است. و با این طرز تفکر که به نفع سازمان و آینده ملت ایران است هر خیانتی را در زیر این ایدئولوژی انجام داده است.
جناب مسعود خان چرا این حرکتها فقط باید خاص افراد زیر دست باشد و تو همسرت از آن مستثناء باشید. دیر نیست که سزای اعمالت را ببینی و درست است که آیندگان خواهند دید که چه کردی.
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا