چراغ خاموش اوج انتخاب آگاهانه یا اوج درماندگی و فلاکت – قسمت دوم

در این قسمت نیز به مقاله چراغ خاموش که توسط ساسان صمدی نوشته شده می پردازیم تا متوجه شویم که نویسنده مقاله چگونه سعی دارد کار مسعود را مهم جلوه داده و وی را مبرا از هر جنایتی بداند.
وی با وقاحت تمام عنوان می کند که " کار مسعود در مدار و کیفیتی جدید در برابر دوربین و در مقابل میلیونها بیننده به نمایش می گذارد این اوج انتخاب آگاهانه و آزادانه و دموکراتیسم انقلابی در مناسبات مجاهدین طی این سالها بوده و میباشد“
نامبرده عملا این گونه می خواهد نشان دهد که کار رهبر فرقه (نعوذا بالله) از امام حسین (ع) بالاتر است و سرپوشی بر روی جنایت انجام داده شده توسط رجوی بگذارد.اگر این انتخاب اوج انتخاب آگاهانه و آزادانه می باشد چرا قبل از انجام این شو، چند ماه قبل به شستشوی مغزی پرداخته و افراد را آماده کرده تا کسی جرات مخالفت را نداشته باشد.
در جای دیگری به ابلاغیه ای اشاره دارد مبنی بر اینکه با کنار رفتن مالکی اوضاع سیاسی بدون تردید به ضرر ایران و به سود مجاهدین می باشد.
اگر این فرد قدری دارای آگاهی و اطلاع بود می توانست تحلیل کند که اکنون وضعیت اقتصادی ایران بسیار بهتر از دوران آقای مالکی می باشد و با توجه به دخالت داعش در عراق و کمک ایران به ارتش عراق برای نابودی داعش و با توجه به سطح روابط مسئولین ایران و عراق می توان نتیجه گرفت که ایران جایگاه خوبی در عراق بازکرده و همه به این مسئله اشاره نمودند که بدون کمک ایران نمی توان داعش را شکست داد. پس کنار رفتن آقای مالکی نه یک پیروزی بلکه برای فرقه شکست دیگری بود که اکنون سعی دارند با عنوان کردن رفتن مالکی شکست تحلیل های خود را بپوشانند و به نیروهای روحیه باخته خود در لیبرتی به قبولانند که به پیروزی بزرگی دست یافتند. سمت و سوی این ایستادگی و پایداری، فقط و فقط برای“آزادی خلق ومیهن“ نبوده و نیست بلکه رجوی جنایت کار سعی دارد با این حربه تعداد دیگری را به کشتن بدهد تا مریم قجر در کنار قاب عکس هایشان در اور عکس یادگاری بگیرد.
نویسنده مقاله در قسمت دیگری به انقلاب درونی فرقه اشاره می کند و عنوان می نماید که: ریسمان نجات انقلاب ایدئولوژیک درونی و پرچمداری خواهرمریم…که درمرحله جدید با پرچم فروغ و هزار اشرف به تشکیل شورای مرکزی سازمان بالغ شده“ است همه به خوبی به این مسئله اشراف پیدا کردند که انقلاب ایدئولوژیک درونی فرقه فقط سر کاری بوده تا مسعود بتواند روی شکستش در دروغ جاویدان خاک پاشیده و افراد را در عراق نگهدارد و به خوبی اکنون می توان دریافت که اینها بازیهایی بود که رجوی قدرت طلب به این نیاز داشت و در این مسیر از هیچ جنایتی علیه نیروهای خود ابا نداشت.
اگر دم و دنبالچه های نیروهای ارتجاعی بر روی جهل و منافع مادی و پول و… سوار هستند و نیروهای انقلابی شما!! در لیبرتی روی از خود گذشتگی و فداکاری و… سوار می باشند. چرا سران فرقه از آنان ترس دارند و هر روز در برنامه هایشان از جدا شده ها می نالند و هر روز تهدید شان می کنند؟ چرا شما به نیروهای تان که اینقدر به آنها اعتماد دارید اجازه ملاقات با خانواده های شان را نمی دهید؟ چرا اجازه نمی دهید با بستگان خود بعد از چند دهه در ایران تماس بگیرند؟ چرا اجازه ندارند به رادیو گوش کنند؟ چرا حتی اجازه دیدن یک مسابقه فوتبال از ایران را ندارند؟ و… پس می توان نتیجه گرفت که مشکل مسئولین فرقه در لیبرتی از خود گذشتگی افراد نیست بلکه سعی دارند به هر طریقی افراد را در ناآگاهی مطلق نگهدارند پس به زیر کشیدن قیصر پیشکش خودتان، شما نمی توانید مورچه را به زیر بکشید تا چه برسد به قیصر.
در ادامه نویسنده مقاله برای نشان دادن روحیه بالای افراد در لیبرتی چند نمونه از تعهدات افراد در مقابل رجوی را آورده است اگر چنانچه این نویسنده در مورد نوشتن این گونه تعهدات پایش محکم باشد پس اجازه دهد ابتدا همین افراد به ملاقات خانواده خود بروند و دیگر اینکه اجازه دهند افراد از عراق خارج شوند بعدا خواهیم دید که چگونه سر تعهدات خود استوار بوده و گرفتن تعهد در هر مقطع برای همه امری عادی شده است و از بس این مسئله تکراری شده بودکه بصورت جوک به یکدیگر می گفتیم که یک تعهد می دهیم تا شر مناسبات از سر ما کنده شود پس زیاد مسئولین فرقه و شما دلتان را به این گونه تعهدات خوش نکنید.
نویسنده مقاله برای اینکه مسئله فرار کردن و مخفی شدن رهبر فرقه را امری طبیعی جلوه دهد عنوان می کند اگر نیاز و لازم باشد صد پناهنگاه هم باید برایش درست کرد.
وی به این موضوع اشاره نمی کند که وقتی همین رزمندگان مجاهد!! زیر بمباران بودند رجوی راه فرار در پیش گرفته و در سنگر ضد بمب مخفی شده تا بتواند به رقص رهایی خود ادامه دهد.
نامبرده در ادامه به نقل قولی پرداخته و می گوید: کاش فدایی ها هم میتوانستند، مانند شما،بیژن جزنی و حمید اشرف را برای سازمان خودشان حفظ میکردند، تا اپورتونیستهایی خائنی مانند فرخ نگهدارسازمانشان را نابود نکنند.
ولی او به این مسئله اشاره نمی کند که مسعود در زمان شاه باعث لو دادن رهبران سازمان شده و در همکاری با ساواک شاه از اعدام رهایی یافته و به ابد محکوم می شود و در تمام این سالیان مسعود در نشست های اشرف هزاران بار به این مسئله که رهبران سازمان زیر شدیدترین شکنجه ها قرار می گرفتند اشاره می نمود ولی هیچ وقت از شکنجه خودش توسط ساواک حرفی به میان نیاورد و سعی می نمود که از کنارش بگذرد پس می توان نتیجه گرفت که این رفیق فدایی هم که مورد ادعای شما است همان فدایی های اپورتونیستی هستندکه اکنون با دریافت پول به تعریف از رجوی و دارو دسته او می پردازند.
اگر چراغ خاموش خطرناکتر است پس بهتر که همیشه چراغ رجوی خاموش باشد و کسی متوجه نشود که وی چگونه فرار کرده است.
در این جا به گوشه ای از اظهار فضل نویسنده مقاله که دارای اندیشه بسیار دگمی است اشاره نموده تا متوجه شویم که نوشته های وی پشیزی ارزش ندارد.
خواست رجوی فقط کشتن افراد در لیبرتی می باشد تا بتواند از خونشان برای ادامه زندگی نکبت بار خود استفاده کند. توجیه کردن این مسائل و تکرار اراجیف هزار بار تکرار شده نمی تواند مانع مجازات رجوی شود.
هر زمان که طول بکشد ما هم منتظر می مانیم تا رجوی های جنایت کار همانند رهبران خمرهای سرخ به مجازات برسند و پاسخگو جنایت خود باشند.
به امید آن روز
هادی شبانی
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.