حوادث تلخ اخیر در ایران، ابتدا با اعتراض و اعتصاب کسبه و بازاریان در شهرهای مختلف شکل گرفت. تظاهرات مسالمتآمیز و با شعارهای در راستای خواستههای بازاریان پیش رفت تا اینکه اعتراضات بستر و زمینه را برای رسانه های تحت امر اسرائیل و آمریکا مانند اینترنشنال و منوتو آماده کرد تا با خط دادن و […]
حوادث تلخ اخیر در ایران، ابتدا با اعتراض و اعتصاب کسبه و بازاریان در شهرهای مختلف شکل گرفت. تظاهرات مسالمتآمیز و با شعارهای در راستای خواستههای بازاریان پیش رفت تا اینکه اعتراضات بستر و زمینه را برای رسانه های تحت امر اسرائیل و آمریکا مانند اینترنشنال و منوتو آماده کرد تا با خط دادن و فعال نمودن هستههای اغتشاشگر، اعتراضات را به اغتشاش کشاندند.
بدین ترتیب هدف معترضین واقعی تحت الشعاع قرار گرفت و کار را به جایی رساندند که واحدها و تیمهای مسلح و تروریستی وارد عمل شدند و موجب کشته سازی و قتل عام مردم بی گناه و مامورین حافظ امنیت شدند . اقدامات مزدوران پهلوی و گروههای تجزیه طلب به عنوان تاکتیک از قبل پیش بینی و طراحی شده، به گسترش اغتشاشات و کشتار و آنچه که همه دیدیم و شنیدیم انجامید.
اما مجاهدین خلق ناگهان دیدند که از قافله عقب ماندهاند و در رسانهها و فضای مجازی شروع به نشر و انتشار لیست کشتههایشان کردند و همه را با عنوان “شهید راه آزادی” به نام خود زدند.
بدین منظور رسانههای مجاهدین خلق اسامی چند نفر از کشتهها را به عنوان اعضای کانون شورشی مجاهدین با پیشوند “مجاهد خلق” منتشر کردند. اسامی کشته های مصادره شده به شرح زیر است: یاسین میرزایی، رضا قنبری، ماهان رستمی، رضا کدیوریان، رسول کدیوریان.
به عنوان مثال، مجاهدین خلق برادران کدیوریان را که در کرمانشاه کشته شدند، عضو کانون شورشی معرفی کردند اما با توجه به اطلاعات هم محلیها، خانواده و دوستان آنها این دو برادر دارای کاسبی فقیرانه خود بوده و هیچ ربطی به کانون شورشی و مجاهدین نداشتهاند. همچنین، مجاهدین میگویند ماهان رستمی عضو کانون شورشی بوده اما نامبرده نیز که در درگیریهای آشوبگران مورد اصابت گلوله قرار گرفته، طبق اظهارات بستگان و دوستانش هیچ ارتباطی با تشکیلات مجاهدین نداشته است .
دریک کلام مجاهدین در صدد مصادره کشتهها و ثبت به نام خود هستند و به هیچ وجه خسارتها و آتش زدن و سربریدنها را به گردن نمی گیرد. آنها تنها به دنبال موج سواری و ماهی گرفتن از آب گل آلود می باشد.
این خصلت مجاهدین خلق مسبوق به سابقه است. به گفته یکی از اعضای پیشین این تشکیلات، در دهه هشتاد فردی به نام شهروز در کرمانشاه اعدام شد که مجاهدین او را عضو مجاهدین اعلام کردند و “شهادت” او را در رسانههای خود تبلیغ کردند. اما بنا بر اظهارات هم بندی شهروز در زندان، وی متهم به این بود که با زورگیری از زنان آنها را مجبور به تهیه فیلم مبتذل کرده بود و به همان جرم اعدام شده بود. مجاهدین از نام او نیز نگذشته و با قلب واقعیت، به نفع خود او را “مجاهد قهرمان” و “شهید” جا زدند.
رجوی در اغلب نشستهای تاکتیکی مجاهدین یک حرف را به عنوان استراتژی ثابت تکرار می کرد. او میگفت هرگاه یک حیوان وحشی آسیبی به رژیم بزند ولو اینکه آن حیوان وحشی چندین برابر هم به مجاهدین آسیب رسانده باشد ما از عمل آن وحشی استقبال می کنیم و عملکرد آن را به عنوان بیلان خود علیه رژیم میپذیریم . یعنی رجوی صرفأ دنبال انتقام گیری، رزومه سازی و مصادره اعمال دیگران است به صرف اینکه خود را مطرح کند .

