تشدید بحران مشروعیت مجاهدین، درخواست سلاح از سوی رجوی

حوادث اخیر ایران بیش از همیشه محکی برای عدم مقبولیت تشکیلات مجاهدین خلق در میان ایرانیان بود. رهبری مجاهدین خلق که شاهد بی اعتنایی کل دنیا به تشکیلاتش است، در پیام‌های متعدد، از مخفیگاه خود، سعی در ابراز وجود و خروج از بن بست دارد. یکی از بحث برانگیرترین پیام‌های مسعود رجوی در مورخ سی […]

حوادث اخیر ایران بیش از همیشه محکی برای عدم مقبولیت تشکیلات مجاهدین خلق در میان ایرانیان بود. رهبری مجاهدین خلق که شاهد بی اعتنایی کل دنیا به تشکیلاتش است، در پیام‌های متعدد، از مخفیگاه خود، سعی در ابراز وجود و خروج از بن بست دارد.

یکی از بحث برانگیرترین پیام‌های مسعود رجوی در مورخ سی دی ماه منتشر شد. او که از قافله معترضین و اپوزیسیون‌ جامانده است، و بر اساس تحلیل‌های موجود در رسانه‌های غربی با بحران مشروعیت در افکار عمومی ایرانیان روبروست، بار دیگر به سلاح متوسل شده است.
رجوی چهار دهه لابی فعال و بریز و بپاش تشکیلاتش برای جلب حمایت جنگ طلبان غربی را انکار می‌کند و مدعی است که “هیچ نیازی به دخالت خارجی و مداخلهٔ نظامی نیست” و در عوض به عنوان تنها گزینه برای پیروزی مخالفان ایران، “سلاح‌های مجاهدین خلق را برگردانید، کفایت است”.

او البته با وقاحت انکار می‌کند که سلاح‌ها اهدایی صدام حسین بودند و وقیحانه ادعا می‌کند که سلاح‌ها را در جنگ ایران و عراق از نیروهای نظامی ایران به غنیمت برده اند و “در واقع متعلق به مردم ایران است”.

به نظر می‌رسد که مسعود رجوی اصل مسئله، یعنی عدم مشروعیت خود و تشکیلاتش در ایران، را به کل نادیده می‌انگارد و می‌خواهد از طریق حمله نظامی مدنظر خویش سلاح‌های کذایی را به مردم ایران بازگرداند! کاری که در همه جریانات اعتراضی در سالهای گذشته، حتی پس از خلع سلاح نیروهایش توسط ارتش آمریکا در سال 2003، انجام داده است. مجاهدین خلق همواره خشونت و آشوب را وارد عرصه مطالبات مردمی کرده است اما هرگز پایگاهی در میان مردم نیافته است و در جامعه ایران هر روز بیش از گذشته طرد شده اند.

در حالی که ملت ایران در هر بزنگاهی نفرت خود به مجاهدین خلق را ابراز می‌کنند، برای آنها مسلح بودن یا نبودن مجاهدین خلق تفاوت چندانی ندارد به جز اینکه اگر این تشکیلات با سوابق تروریستی گسترده‌اش، رسما مسلح شود، در میانه هر آشوبی بسیار محتمل‌تر از همیشه می‌توان مسئولیت ارعاب و خشونت‌ها را متوجه آنها کرد.

همچنین، رهبری ناپدیدشده مجاهدین خلق لازم است که نخست همسر سوم خود مریم رجوی را توجیه کند که سالهاست از “راه حل سوم” و “تغییر مسالمت آمیز رژیم” سخن می‌گوید. کدام گذار مسالمت آمیز از طریق سلاح ممکن می‌شود؟

همه این تناقض‌گویی‌ها گویای یک نکته است: مسعود رجوی این روزها بیش از همه دوران حیات خیانت‌بارش، تنها و سرخورده است.

مزدا پارسی