بار دیگر فرو ریختن رؤیای بازگشت مجاهدین به قدرت

سازمان مجاهدین خلق به سرکردگی مسعود و مریم رجوی طی دهه‌های گذشته همواره تلاش کرده است با ترسیم چشم‌اندازهای غیرواقعی، نیروهای گرفتار در تشکیلات خود را به ماندن در این تشکیلات ترغیب کند. وعده‌هایی که از سال‌های حضور در عراق تا امروز بارها تکرار شده‌اند؛ وعده‌هایی مبنی بر نزدیک بودن سقوط حکومت ایران و بازگشت […]

سازمان مجاهدین خلق به سرکردگی مسعود و مریم رجوی طی دهه‌های گذشته همواره تلاش کرده است با ترسیم چشم‌اندازهای غیرواقعی، نیروهای گرفتار در تشکیلات خود را به ماندن در این تشکیلات ترغیب کند. وعده‌هایی که از سال‌های حضور در عراق تا امروز بارها تکرار شده‌اند؛ وعده‌هایی مبنی بر نزدیک بودن سقوط حکومت ایران و بازگشت قریب‌الوقوع این سازمان به قدرت.

بسیاری از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین سال‌ها و حتی دهه‌ها از عمر خود را با همین وعده‌ها سپری کرده‌اند. افرادی که برخی از آنان در دوران جنگ، برخی در اردوگاه‌های اسارت رژیم بعث عراق و برخی دیگر از طریق فریب‌های تبلیغاتی جذب این سازمان شدند و سپس در ساختاری بسته و فرقه‌ای قرار گرفتند.

امروز اما تحولات سیاسی و دیپلماتیک منطقه بار دیگر پرسش‌های جدی را در برابر سرکردگان این سازمان قرار داده است. در شرایطی که سخن از کاهش تنش‌ها، مذاکرات و راه‌حل‌های سیاسی برای حل اختلافات مطرح می‌شود، ادعای چندین دهه‌ای مجاهدین خلق مبنی بر اینکه تنها “آلترناتیو” موجود برای آینده ایران هستند، بیش از گذشته با واقعیت‌های سیاسی فاصله پیدا کرده است.

سرکردگان سازمان سال‌ها تلاش کردند به نیروهای گرفتار در اردوگاه‌های خود القا کنند که دولت ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد و با هر تحول منطقه‌ای، زمان بازگشت آنان به تهران فرا رسیده است. اما گذر زمان نشان داده است که این پیش‌بینی‌ها یکی پس از دیگری محقق نشده‌اند.

در این میان، بزرگ‌ترین قربانیان این سیاست‌ها خانواده‌هایی هستند که سال‌ها از دیدار فرزندان خود محروم مانده‌اند. پدران و مادرانی که عمر خود را در انتظار یک تماس تلفنی یا دیدار با عزیزانشان سپری کرده‌اند.

تحولات امروز بار دیگر نشان می‌دهد که ادعاهای سرکردگان مجاهدین درباره آلترناتیو بودن، نزدیک بودن سرنگونی و بازگشت به قدرت، بیش از آنکه بر واقعیت‌های سیاسی استوار باشد، ابزاری برای حفظ انسجام تشکیلاتی و جلوگیری از ریزش نیروها بوده است.

خانواده‌های چشم‌انتظار همچنان یک خواسته ساده و انسانی دارند؛ پایان دادن به حصارهای تشکیلاتی و فراهم شدن امکان ارتباط آزاد اعضا با دنیای خارج. خواسته‌ای که حقی انسانی و طبیعی برای هر فرد به شمار می‌رود.

فریدون ابراهیمی