تغییر چهره در فرقه رجوی
مجاهدین در مناسبات خود دو گانگی خاصی را دارند. برای مثال زنان با برادرانی که گوهر بی بدلیل گفته می شوند نمی توانستند در قرارگاهها بدون حضور شخص سومی با هم ارتباط کلامی داشته باشند ولی همین زنان با کارگران خارجی کار کرده و با خودرو آنان را جابجا می کردند. در همین رابطه اگر به برنامه های سیمای آنها توجه کنیم چه تغییرات چشم گیری می بینیم. مثلا زمانی در مناسبات ترانه و یا رقصیدن ممنوع بود اما در مدت کوتاهی برای اینکه به تماشا گران نشان دهند با موسیقی و برنامه های مفرح بیگانه نیستیند مجموعه ای از رقص بابا کرم و بندری و رقص های محلی دیگری را اجراء می کنند.
مریم قجر، خوره دوربین و خودنمائی؟!
خانم مریم قجر که ضعف دوربین و انعکاس از خودش را دارد ظاهرا در این باتلاق خودش را بدجوری فرو برده است که دیگر حتی متوجه هم نمی شود این همه سوز و گداز و ادعای بی مصرف بازخوردی ندارد. او در هر دو مصاحبه به نکاتی اشاره کرده که خوب است کمی برای ببیندگان توضیح داده شود ایشان مدعی شده که شورای ملی به اصطلاح مقاومت 500عضو دارد منظور وی آن است که در خارج کشور تمامی گروههای مخالف ایران شورایی بنام مقاومت تشکیل دادند
افشاگری جدا شده ها، پا گذاشتن روی راه نفس رجوی
رجوی بارها خودش اقرار کرده ضربه ای که افراد جدا شده می تواند به ما بزنند قابل مقایسه با حمله نظامی که حتی تلفات داشته باشد نیست،چون آنها درست قلب را هدف قرار می دهند. باید به رجوی و مریم قجر گفت اگر این افراد جدا شده دروغ سر هم می کنند از چه وحشت دارید؟! مگر نه اینکه شما راست کردارید. چرا؟ با بدترین الفاظ آنها را خطاب قرار می دهید. وزارتی و مهره سپاه قدس و مزدور خود فروخته آنها راخطاب قرار می دهید؟ گیرم حرفهای شما درست، ولی باز این افراد با هموطنان خودشان دارند همکاری می کنند. ولی شما چه؟ همدستی با صدام دیکتاتور فروختن اطلاعات کشور، کشتن افراد بیگناه، ترور دانشمندان، همکاری با صهیونیست و آمریکا و جار و جنجال در بحث هسته ای چه اسمی دارد؟!
قدرت نمائی پوشالی
رجوی و مریم قجر که دستشان خالی است و ریسمانی و دستاویزی ندارند، با بوق و کرنای فراوان و با هیاهوی تبلیغاتی باز هم از برگزاری گردهمائی چیزی بدست نیاوردند و صرفا فقط هزینه سرسام آوری را متحمل شدند. مریم قجر بعد از اینکه از بحث انرژی هسته ای و توافق آن چیزی بدست نیاورد، درمورد درگیریهای منطقه اتهاماتی به ایران نسبت می دهد، تا از این آب گل آلود کردن نفعی ببرند. از این رو خواستند شانس خود را در این گردهمائی بیازمایند و قدرت نمائی کنند.
پوست کلفتی سیاسی رجویها
باید به خانم قجر گفت این حرف های مشمئزکننده و تهوع آور، حال اطرافیان خودتان را بهم می زند چه برسد به مهمانانی که دعوت می شوند. این پولهای باد آورده را می توانید برای برادر و خواهرانت در لیبرتی خرج نمائید و مشکلات و بیماریشان را حل و فصل کنید. اگر در تمام این سالیان از این همه سخنرانی و میتینگ های خود یک نتیجه بدست آورده باشید و تاثیری می داشت، الان باید شرایط شما چیز دیگری می بود. خیلی تلاش می کنید در بحث های شیعه و سنی و عرب و عجم آبی در هاون بریزید اما بی نتیجه خواهد بود و این همان پوست کلفتی سیاسی شماست.
رجوی در کجای این مظلوم نمائی ها قرار دارد؟!
مسلمان هستند ولی شما از صهیونیست ها حمایت می کنید یا در همین عراق شما جانب داری از کدام قشر کردید؟! ضما حامی مخالفان دولت عراق و بعثی ها و وهابی ها و یک مشت تروریسم داعشی بودید بعد که دیدید آش آنقدر شور است خود را به بی خیالی زدید و با وقاحت ایران را متهم نمودید؟!
عجز و ناتوانی مریم قجر و به صحنه آوردن محمد محدثین
سازمان مجاهدین این روزها با آوردن مهره های خود در سیمای به اصطلاح آزادی تلاش می کند نقش ایران را در نا آرامی های منطقه تاثیر گذار جلوه دهد و اینطور وارونه جلوه دهد که ای آقایان قدرتها و تمام کسانی که خواهان پایان دادن به این وضعیت هستید، سراغ ایران بروید و با حمایت از ما می توانید به این درگیریها خاتمه دهید. این همان اراجیفی است که سالیان سال از زبان سخنگویان این سازمان طوطی وار تکرار شده است.
چگونه یک فرد به اسارت فرقه در می آید؟
جالب این است مریم قجر در همه جا پز این مناسبات و این آزادی عمل را می دهد.حال می بینیم که در این تشکیلات ذره ای افراد اراده و اختیار با خودشان نیست و تماما کلیشه ای و اطاعت کورکورانه هست. مریم قجر در صحبت های خود دم از آن می زند که نیروهای وی با گذر از انقلاب انسانیت و شرف و رهائی خود را در زیر چتر مسعود به عنوان پرچمدار این راه کسب نموده اند و در این راه حاضر شدند از همه چیز خود بگذرند
تغییر در سیاست مریم قجر؟!
مریم قجر به عنوان نماینده و سخنگوی سازمان مجاهدین به راحتی تغییر مسیر و خط و خطوط می دهد. آنها که روزی با صدام هم پیمان و هم قسم بودند دیدیم در مقابله با آمریکا چگونه سر خم نموده و تابع شرایط آنها شدند و کاسه لیسی آمریکائیها را نمودند. در سال 82 و پس از حمله آمریکا به عراق، با دعوت از آمریکایی ها در جمع خودشان و در مقرهایشان و اجراء برنامه های هنری خواستند بگویند ما که تا حالا تروریست بودیم و شما آمریکایی ها ما را به عنوان تروریست می شناختید این روی دیگر سکه ماست که ما کارهای هنری و دلقک بازی هم بلدیم و شما می توانید از این به بعد روی ما تروریست ها به عنوان مدافعان حقوق بشر حساب کنید.
آنگاه که رجوی دوست دارد هرگونه حادثه ای را به پای دولت ایران بنویسد؟
تا حال موارد زیادی بوده که هر جا درگیری بوده و یکی به قتل رسیده دستگاه اطلاعیه پرداز رجوی سریعا به عوامل نظام ایران اعم از امنیتی یا بسیجی و یا… نسبت داده است و دقیقا در حکم اعدام برای ریحانه جباری هم این سازمان هیاهوی زیادی براه انداخت. اعلام کرد فرد کشته شده توسط ریحانه جباری جزء عوامل امنیتی بوده و دقیقا باز با مرگ دختر مهابادی بنام فریناز خسروانی که تمام شاهدان و کارکنان خود همان هتل علت قتل را توضیح داده اند و هیچ ربطی با ارگانهای امنیتی نظام نداشته باز رجوی آنرا به ماموران نظام نسبت داده است.
آنگاه که سرکرده تروریست ها، دلسوز معلمان می شود؟!
باید از مریم قجر پرسید که شما که بطور مستمر داد و فغان سر می دهید در ایران جو اختناق و سرکوب قرار دارد وهیچ کس اجازه کمترین فعالیت و اعتراضی را ندارد ولی باز در اطلاعیه های دیگرتان به طور واضح بیان می کنید که اقشاری در ایران اعتراض کردند. کدام را باید باور کرد آن اظهارات شما که بیان می کنید دولت در ایران مانع هرگونه اعتراضی می شود و یا این اظهارات شما که بیان می کنید در ایران تظاهرات اعتراضی برپا شده است.
سانس آخر؟!
رجوی طی این سالها با طوفان هایی که سر راهش بود توانست خودش را در حاشیه نگه دارد ولی بنظر می آید دیگر وقت آن رسیده که باد وی را در بر بگیرد. پرونده ترور و خیانت وی بر همگان واضح و روشن است ولی بزرگترین خیانت وی، بازی با اعتماد انسانها بود و به نام اسلام عواطف و روح آدمها را در تملک خود در آورد و این موضوع آن عقده بزرگی بود که داشت. حال باید پرسید نقش اول این فیلم چه کسی بود. کسی که آنقدر پرادعا میگفت مائیم که آینده را ترسیم می کنیم و تاثیر گذار بر شرایط.