با انتخاب اولاند هم آبی برای مریم قجر گرم نمی شود
تقریبا در ساعتهای آخر شب بود تازه از نشست عملیات جاری که جز فحش و ناسزا چیز دیگری نداشت برگشته بودیم و فکر می کردیم که می توانیم یک استراحتی بکنیم ولی به یک باره از بلندگوی لشکر پیام داده شد که به سالن عمومی آمده تا پیام خواهر مریم خوانده شود این مسئله برایمان جالب بود که مریم دوباره چه دسته گلی به آب داده که این وقت شب ما را جمع می کنند. بعد از رفتن به سالن و آمدن خواهران شورای رهبری پیام مریم به مناسبت پیروزی آقای اولاند به ریاست جمهوری فرانسه خوانده شد و همه دست زدیم و شادی کردیم و بعد از صرف شیرینی و تبریک گفتن به همدیگر که بله این بار دیگر کار ایران تمام است و این فرد دوست خواهر مریم!!
خانواده ها: ما خواهان ملاقات با فرزندانمان در کمپ ترانزیت هستیم – قسمت دوم
یکی از خانواده ها آقای علی اکبر باباپور برادر اسیر علی اصغر باباپور که برادرش در درگیری 19 فروردین سال 90 در اشرف از ناحیه پا زخمی شده بود، پرسید: آیا در این جابجایی اولویتی به مصدومین و مجروحین داده اند یا نه؟ که مسئول انجمن در جواب سئوال ایشان پاسخ دادند: برای سران فرقه اصلا مهم نیست که چه کسی چه مشکلی دارد برای اینکه افراد در مراحل اول فرار نکنند سعی کردند نفرات مسئول و سر موضع را به کمپ موقت بفرستند. برادر شما را هنوز در اشرف نگهداشتند چون می ترسند که او هم قبل از انتقال بقیه نفرات خود را به عراقی ها تسلیم کند ولی نگران نباشید این به طول نخواهد کشید و در آینده نزدیک همه بچه ها به کمپ جدید در بغداد منتقل خواهند شد.
رجوی یا معنای عدد هزار را نمی داند یا معنای موشک را
سران فرقه در یک اقدام مسخره باز هم دست به شانتاژ زده و در تلویزیون خود در برنامه ای به نام کانون طغیان به مناسبت سالروز بمباران قرارگاه اشرف پخش کردند در این برنامه دو تن از سرکردگان دروغ پرداز فرقه بنام حسن نظام و مرتضی اسماعیلیان (منصور) حضور داشتند و به تکرار دروغ هایی پرداختند که هر شنونده ای با شنیدن حرفهایشان به خنده افتاده که سران فرقه در انجام گفتن دروغ چه مرزهایی را رد کردند و همانند سلف تاریخی شان یعنی گوبلز که هر چه دروغ بزرگتر باشد باورش بیشتر است دست به این کار می زنند تا شاید باز هم بتوانند خط خودشان را پیش ببرنند.
سوز و گذار رجوی جنایت کار در مورد اشرفی و مجاهد ماندن اعضا!!
این نشست برای رجوی مسئله بود و نبود سازمان بود چرا که به خوبی با ماهیت ضد انقلابی خودش دریافته که وضعیت در کمپ موقت ترانزیت بغایت خراب است و با توجه به فرار تعدادی از نیروهای سازمان در آنجا وی سعی کرده به اعضای وارفته خودش روحیه بدهد و عنوان نماید که چه در اشرف باشم چه در زندان لیبرتی!! مجاهد اشرفی باقی می مانم و از شورای رهبری خود کمک بگیرید و این است انقلاب مریم!!.گفتن من اشرفی هستم و مجاهد باقی می مانم و چرندیات دیگر برای کسی مسئله حل کن نیست.
اعتراف رجوی های دیکتاتور به سانسور و خفقان حاکم بر اسیران در اشرف
علاوه بر دستگاه های ارتباط تلفنی می توان به دستگاه ها و تجهیزات صوتی و تصویری نیز اشاره نمود. در اشرف تلویزیون تنها در سالن های غذاخوری و یا اتاق فرماندهان فرقه یافت می شد و بقیه افراد از داشتن آن محروم بودند و وجود آن در بقیه اماکن ممنوع بود. تلویزیون های سالن های عمومی، مدار بسته بوده و فقط در هنگام ناهار یا شام، اخبار و برنامه های مشخص شده از طرف پرسنلی کل قرارگاه اشرف را پخش می کرد. استفاده دیگری که از تلویزیون در اشرف می شد، پخش نوارِ نشست های مغزشویی رجوی ها بود.
خانواده ها: ما خواهان ملاقات با فرزندانمان در کمپ موقت ترانزیت هستیم
آقای نظری در رابطه با دستاوردهای حضور خانواده ها در جلوی قرارگاه برای حاضرین توضیح داد: از دستاوردهای دیگر حضور خانواده ها در عراق دلگرم شدن افراد اسیر در قرارگاه بود آنها خانواده ها را پشتوانه خود در مقابل تشکیلات فرقه ای می دانستند به همین دلیل در دو سال حضور شما در عراق بیش از 70 نفر از اشرف فرار کردند.در تکمیل بحث مسئول نشست آقای عین الله شعبانی یکی از فراریان جدید از اشرف اظهار داشت: وقتی به هر دلیل یک روز بلندگوها خاموش می شد و خانواده ها پیام نمی دادند وقتی افراد در اشرف به هم می رسیدند با نگرانی از هم می پرسیدند”چی شد یعنی رفتند؟”
یاوه گویی های پر تناقض رجوی ها در مورد ترانزیت (لیبرتی)
اخراج از اشرف آنقدر کمرشکن بود که رجوی های پلید را کاملا گیج و منگ کرده و هنوز بعد از گذشت چند ماه از آغاز پروسه اخراج، نتوانسته اند به یک حرف و تحلیل واحد در مورد این قضیه برسند. در این مدت هرگاه آنها درباره کمپ موقت ترانزیت یا همان لیبرتی چیزی گفتند، چند روز بعد به ناچار درست 180 درجه عکس نکته قبلی چیز دیگری گفته اند. یک روز می گویند لیبرتی مساحتش آنقدر کوچک است که ما حاضر نیستیم به آنجا برویم و روز دیگر می گویند چون مسیر بنگال ها تا سالن غذاخوری در لیبرتی زیاد است، برای رفتن به سالن غذاخوری نیاز به خودرو داریم!
از شقاوتِ « خروج ممنوع» تا ذلتِ گدائی « درخواست رفتن به خارج »
کار خدا را ببینید که رجوی ها را به چه ذلتی کشانده تا بعنوان خواسته اصلی بگویند « ما را از لیست در آورده و افراد مان را به خارج ببرید » هر چند این هم یک ترفند کثیف از سوی آنها است تا مانع از آزادی افراد شده و با حفظ تشکیلات، حصارهای ذهنی را با وجود تخریب حصارهای فیزیکی حفظ نمایند، اما نشان از آن دارد که آنان و تشکیلات مخوف شان در حضیض ذلت قرار گرفته و در حال نابودی هستند. در تایید این مدعا همین بس که شعار و عملی که روزی مرز سرخ تشکیلات رجوی محسوب می شد و بابت حفظ آن به شدیدترین نوع سرکوب متوسل شدند، امروز خواسته اصلی آنها است!!!
رجوی جنایت کار جرات موضعگیری علیه آمریکا را ندارد
بعد از سرنگونی صدام رجوی حتی تظاهر به موضعگری ضد غربی گذشته خودش هم نمی تواند بکند و مطمئن هستیم که حتی جنایت های سنگین تری هم چون بمباران اتمی علیه مردم ایران انجام شود رجوی جیره خوار از ترس جرات یک موضعگیری کوچک علیه آنان را ندارد اکنون رجوی پا را فراتر گذاشته و برای اثبات چاکر منشی خود به غرب و اسرائیل، آنان را ترغیب و تشویق حمله به ایران می کند.
رجوی ها و چوب حراج به سرمایه های به غارت رفته مردم عراق
اکنون که زمان فروپاشی اشرف فرا رسیده و رجوی ها مطمئن شدند که دیگر اشرفی باقی نمی ماند به فکر افتادند که اقلام داخل اشرف را فروخته و پولی به جیب بزنند. سرکردگان فرقه با درج اطلاعیه فروش اموال داخل اشرف در یکی از روزنامه های عراقی، سعی دارند اموال به غارت رفته مردم عراق و ایران را به فروش برسانند. واقعا جای سئوال است که چطور سازمانی در طول سی سال گذشته در عراقی که با سه جنگ روبرو شده توانسته این همه امکانات و سرمایه در اشرف جمع آوری کند؟ این در حالی است که در طول این سی سال مردم عراق هر روز با مشکلات عدیده ای روبرو بودند.
کودنی یا پاچه ورمالیدگی هزار خانی
آقای هزارخانی که سالیان با دریافت دلارهای باد آورده مجاهدین به زندگی کثیف خود در اروپا ادامه می دهد بهتر بود به جای پرداختن به نداشتن آزادی و آب آشامیدنی و… نیروهای فرقه در کمپ موقت ترانزیت ابتدا با نیروهای جدا شده از فرقه در اروپا حرف می زد تا متوجه شود که اگر منظورتان آزادی در کمپ جدید می باشد اساسا در سازمان مورد علاقه وی اصلا کلمه آزادی معنایی ندارد و این مسئله را نیروهای جدا شده از سازمان در طی سالیان مطرح کردند و دست به افشاگری زدند بهتر است ایشان دیگر برای اعضای سازمان نسخه آزادی نپیچند که این نسخه پیچیدن شان فقط از روی شکم سیری شما در خارجه می باشد.
زیر بار زور نمی رویم مگر آن که سمبه پر زور باشد
مریم بارها گفته که همیشه به فکر ماست فقط تناقض ما جا ماندگان در اشرف این است که چرا وقتی خواست از اشرف و کلا از عراق بخاطر جنگ بگریزد ما را فراموش کرد و هیچ اطلاعی هم به ما نداد؟ و ما از دنیا بی خبرها، ماه ها بعد آن هم بعد از اینکه خود سازمان چند روز بعد از دستگیر شدن مریم به ما این خبر را داد این سوال از ذهن مان گذشت که مگر مریم در فرانسه است؟ مگر او به ما نگفته بود که در عراق می ماند و در نوک پیکان خواهد بود؟!!