همکاری رجوی با صدام برای انتقال اسرای جنگی به اشرف
عراقی ها ظاهرا جهت دار فشارها را به اسرا زیاد می کردند تا آنها را وادار به تسلیم کنند و افسران بعثی اردوگاه نیز ضمن پخش کردن برنامه های تلویزیون فرقه که اکثرا برنامه های عملیاتهای آنها بود فضایی را برای ما ایجاد کردند تا همه به این باور برسند که تنها راه نجات رفتن به نزد مجاهدین است و بالاخره در اوایل سال 68 یکبار عراقی ها همه را در وسط اردوگاه جمع کرده و گفتند اگر به اردوگاه اشرف بروید آزاد خواهید شد.
رجوی ها و شتر مرغ
وقتی به مناسبات فرقه در غرب نگاه می کنیم می بینیم در آنجا برای آن که به غربی ها نشان دهند که خیلی مدره شده و به هیچ وجه اصول گرا نیستند، می گویند ما سکولار یم و خواستار آزادی نوع پوشش برای زنان می باشیم. در همین راستا مریم قجر بعنوان سمبل این فرقه هر بار با یک لباس شیک جدید در کنار مردان گوناگون غربی و در میان آنان رفته و با آنان پی در پی عکس و فیلم یادگاری می گیرد و حتی در سال 1383 فیلم دست دادن وی با مردان غربی از تلویزیون فرقه پخش شد.
غلط کردم گویی رجوی در مورد ترور آمریکایی ها در زمان شاه
در این باره سئوالات زیادی وجود دارد و ما فقط خواستیم با نشان دادن یکی از اطلاعیه های سازمان در سال 51 مطرح کنیم که عملیات ادعایی رجوی که عنوان می کند توسط اپورتونیستها در سال 54 انجام گرفته کار سازمان نبوده در حالی که این سند نشان می دهد عملیاتی که سازمان با آب و تاب از آن نام می برد مربوط به سال 51 می باشد و نمی تواند با ربط دادن این گونه عملیات ها به گروه دیگری خودش را از این اتهام مبرا بداند. معمولا دروغگو کم حافظه می باشد و حتما یادش رفته که این قسمت از نشریه را از بین ببرد.
پاسخگویی از نوع رجوی ها
رجوی هیچگاه در این سالیان حاضر نبود نسبت به عملکرد خویش و فرقه اش پاسخگو باشد. چرا که خوب می داند با روشن شدن جواب سوالاتی در مورد ایدئولوژی سازمان، استراتژی سازمان و تغییر پی در پی آن، سیاست سازمان که بر اساس اصل « هدف وسیله را توجیه می کند استوار شده »، تشکیلاتی فرقه ای و ایزوله کردن اعضا از دنیای خارج، رابطه با صدام و مزدوری برای او در جنگ، ترور انبوهی از افراد غیر نظامی در ایران، رابطه با آمریکا و… چهره واقعی او رو می شود.
قمپز در کردن های رجوی بدلیل فلاکت و دست خالی بودن
یکی از شگردهای کهنه شده این است که خبر را به اطلاع اعضا نرسانده و در امانت خیانت می کنند و با استفاده از ناآگاهی اعضا، آنان را وادار به کاری که به نفع رجوی هاست می نمایند. همانگونه که در فروردین 1390 اینکار را کردند. در آن زمان در حالی که عراقی ها از چند روز قبل به سران فرقه اطلاع داده بودند که می خواهند وارد اشرف شده و زمین های قسمت شمالی را بگیرند، اما به اعتراف نفراتی که بعدا فرار کردند، سران فرقه این موضوع را به اعضا نگفته و در عوض به آنها گفتند که نیروی قدس سپاه همراه با نیروهای عراقی قصد حمله به اشرف و اسیر کردن ما را دارد و ما این اخبار را از درون رژیم بدست آوردیم و بنابراین شما باید مقاومت کنید! که نتیجه آن از دست رفتن جان دهها نفر شد.
پیام ۵ دی رجوی، سخنرانی یا انحطاط اخلاقی؟
رجوی در سخنرانی 5 دی 1391 که ابتدا بطور کامل در 59 صفحه در سایت های این فرقه قرار داده شد (و بعدا بدلیل انتقادات گسترده از غیر اخلاقی بودن مطالب تنها 27 صفحه از آن باقی ماند و بقیه از سایت حذف شد) در واکنش به افشاگری های یکی از جدا شدگان از سازمان، بصورت دیوانه وار به وی حمله کرده و او را متهم نمود که مشکل جنسی داشته و همجنس باز بوده و برخی مطالب دیگر که بدلیل رعایت ادب نمی توان آنها را بازگو کرد.
بغض و کینه تمام نشدنی رجوی علیه جداشده ها – قسمت پایانی
مضحک ترین حرفهای مسعود در این پیام در رابطه با منطق و فتوت مجاهدین است ولی آنچه که ما اعضای سابق سازمان سالیان در مناسبات شما در اشرف دیدیم جز درس خشونت و شرارت و کشتار و ترور ندیده ایم آیا منظور شما از فتوت مجاهدین همان ضرب و شتم اعضای معترض و مسئله دار در نشست های طعمه در باقرزاده است؟ آیا منطق شما همان مشت آهنین برای افراد خواهان جدایی می باشد که در نشست های حوض در بغداد که بر روی سلاح کمری خود کوبیده و آنان را تهدید به مرگ می کردید نیست؟
رجوی متوسل به دروغ و فریب می شود
همانطور که مطلع اید رجوی در آخرین سخنان خود در 5 دی 1391 در پاسخ به افشاگری جدا شدگان از جمله افشاگری خانم ها بتول سلطانی و زهرا میرباقری در رابطه با رقص رهایی و اهدای گردنبند طلای منقش به تصویر خود (رجوی) به زنان شورای رهبری برای اعضای فرقه گفته است که «گردنبند ها را مریم بدون اطلاع من بلااستثنا برای برادران و خواهران ما فرستاد ».
مجاهدین، شکست پشت شکست، ترفند پشت ترفند
اما واقعیت و قوانین هستی کار خود را خواهند کرد. هنوز چند ماه از رفتن آخرین اکیپ از اشرف به لیبرتی و آن همه ادعای پیروز نگذشته است، که رجوی ها بعد از آنکه متوجه شدند سیاست شان برای حفظ تشکیلات و اسیر نگه داشتن اعضا از طریق تبدیل لیبرتی به کمپ پناهندگی شکست خورده و راه به جایی نمی برد، با ذلت و خواری خواهان بازگشت به اشرف شدند! حال رجوی ها باید جواب بدهند که چه شده آن پیروزی و تکثیر اشرف؟!
بغض و کینه تمام نشدنی رجوی علیه جدا شده ها – قسمت اول
برای کسانی که در درون سازمان بودند به خوبی یاد دارند که در سال 82 مسئولین فرقه افراد را توجیه کرده که بعد از 20 سال به دروغ از خانواده ها خود پول بگیرند و آنان را سرکسیه کنند حالا چطور شده که وی عنوان می کند که به خانواده ها کمک می کرده است. یا در مورد وجود فیلم های این خانواده ها در اشرف می گوید که بایستی گفت این حقه و کلک دیگر کهنه شده و کسی را نمی تواند بفریبد.
هم نظری صهیونیست ها و رجوی ها در مورد ترور زنان کرد در فرانسه
حال این سئوال پیش می آید که نسبت دادن این ترور به دولت ایران برای رجوی ها چه نفعی دارد؟سردمداران این فرقه سعی دارند همسو با صهیونیستها انگشت اتهام را به سمت ایران نشانه رفته تا رابطه کشورهای غربی با ایران را متشنج کنند. نیت شوم دیگری که رجوی در این اتهام زنی دنبال می کنند خراب کردن رابطه کشورهای منطقه از جمله ترکیه با دولت ایران است.
سخنی با منحرفان از راه محرم
خواهرم, فاطمه ی طهوری, اگر هنوز ذره ای از آن بارقه ی مذهبی در تو باقی مانده , کمی فکر کن به نتیجه می رسی. این را بدان , که خانواده ات مخصوصا مادرت ,در ناراحتی به سر می برد و همیشه خود را ملامت می نماید که ای کاش نمی گذاشتم فرزندانم به سوی توهمات این سازمان گرایش پیدا کنند و عمر خود را تلف نمایند.