معجزه مسعود رجوی چه بود؟
رجوی برای این که صفوف خودش را از معترضین و ناراضیان پاک کند در سال 73 نشست حوض را راه اندازی کرد. یکی از بچه ها که کرد بود از پیش گفته بود من نمی خواهم دیگر در سازمان باقی بمانم. می خواهم دنبال زندگی خودم بروم. مسئولین خیلی با وی صحبت کردند اما او […]
چی می خواستم و چی شد – قسمت دوم
در قسمت قبل توضیح دادم که با چه انگیزه ای وارد مناسبات سازمان شدم و حال دیگر وعده های توخالی رجویها شروع شده بود. روزها به همین منوال می گذشت و هر روز رجوی سعی می کرد اختناق را بیشتر بر مناسباتش حاکم کند تا دیگر کسی جرات نفس کشیدن نداشته باشد و هر روز […]
روش های ضد انسانی فرقه رجوی برای در بند نگهداشتن اعضای خواهان جدایی
چند روز قبل آقای ابراهیم مرادی جدایی خود از فرقه تروریستی رجوی را اعلام نمود. بدنبال این اقدام شجاعانه، سران فرقه رجوی طبق معمول شروع به حمله علیه وی کردند. بر اساس آنچه در سایت های فرقه درج شده ، فرقه مدعی است که ابراهیم مردادی در آذر 1396 اخراج شده است. اما در ادامه […]
خانواده ها در پشت سیاج اشرف با چهره واقعی رجوی ها بهتر آشنا شدند – قسمت دوم
“اظهارات و افشاگری های جداشده ها را که می خواندم، با خود فکر می کردم که این ها از این طریق قصد دارند گناهان گذشته خود را کم رنگ کنند. اما واقعیات امر را زمانی دیدم که خودم به جلوی درب اشرف رفتم و وضعیت همه بچه ها را دیدم که همه آنها در بند […]
رجوی آدم کش و دم از حقوق انسان ها!
بعد از حادثه تلخ قتل ناموسی در اهواز که دل هر انسانی را به درد می آورد، رجوی شیاد هم از فرصت استفاده کرده تا این حادثه را به مسائل سیاسی ربط دهد. در اینجا قصد پرداختن به این حادثه هولناک را ندارم چرا که قطعا بررسی روند رخ دادن قتل های فجیع این چنینی […]
چی می خواستم و چی شد – قسمت اول
با هزاران آرزو در سال 64 وارد عراق شدم و در رابطه تنگاتنگ با تشکیلات سازمان قرار گرفتم و بعد از دیدن آموزش های اولیه وارد یکانها شدم. چون در قسمت دانشگاه چریک شهری بودم از بقیه افراد سازمان جدا بودیم و بعد از مدتی در پایگاه های مختلف در رابطه نزدیک با اعضای سازمان […]
پیام تسلیت انجمن نجات به مناسبت درگذشت مادر محسن شعبانی
انا لله و انا الیه راجعون درگذشت مادر چشم انتظار حاجیه خانم بلقیس سحر خیز مادر محسن شعبانی (اسیر در فرقه رجوی) را به خانواده محترم شعبانی تسلیت عرض می کنیم. خانم شعبانی تا آخرین لحظه حیات دنبال دیدن فرزندی بود که صدام او را در جنگ اسیر کرد. در دوران اسارت او از طریق […]
نشست های پس از عملیات مروارید
به من ماموریت داده شد تا تانکی را به قرارگاه انزلی در شهر جلولا منتقل کنم. راننده کمرشکن که تانک را روی آن سوار کرده بودیم یک مرد عراقی بود. آن موقع تیمی به نام اسکورت نداشتیم و من تنها با یک کیف دستی با راننده عراقی به سمت شهر جلولا حرکت کردیم. وسط راه […]
فرقه رجوی و استفاده از شیوه های جاسوسی اسرائیل
رجوی برای دستیابی به آرزوی دیرینه اش یعنی کسب قدرت در ایران به هر اقدامی دست زده و می زند. از ترور و جاسوسی و خیانت به هم میهنانش گرفته تا مزدوری برای دشمنان همان خلقی که به دروغ سنگشان را به سینه می زند. در این میان مزدوری برای اسرائیل هم بسیار جالب توجه […]
خاطره سفر با خانواده ها به اشرف – قسمت دوم
در قسمت قبل توضیح دادم که در پائیز سال 89 به همراه تعدادی از خانواده های استان مازندران به اشرف رفتم. به درخواست خودم خواستم که به همراه خانواده ها به اشرف بروم، چون طی پروسه چند ساله ای که با خانواده ها برخورد داشتم و در ارتباط بودم مسائل بسیاری برای من روشن شد […]
پیام تسلیت انجمن نجات مازندران به خانواده شعبان پور
انا لله و انا الیه راجعون یکی دیگر از پدران چشم انتظار از میان ما رفت. آقای قنبر علی شعبان پور، پدر حسن شعبان پور بود که در جریان جنگ عراق علیه ایران اسیر و در نهایت گرفتار فرقه رجوی شد. سالیان طولانی بی خبر بودن از فرزند بدلیل ممنوع بودن هر نوع ارتباط اعضای […]
خانواده ها در پشت سیاج اشرف با چهره واقعی رجوی ها بهتر آشنا شدند – قسمت اول
در ماههای پایانی سال 1389 تعدادی از خانواده های استان مازندران برای ملاقات با عزیزان خود به درب قرارگاه اشرف مراجعه کردند. اگر چه آنها بدلیل دشمنی رجوی ها با حقوق بشر، موفق به دیدار با فرزندان خود نشدند، اما این سفر موجب گردید تا آنها خیلی بیشتر از پیش به ماهیت ضد انسانی رجوی […]