خشونت گرایی فرقه رجوی در شکل و در عمل
بعد از پیروزی انقلاب دغدغه اصلی فرقه رجوی رسیدن به نوعی از انواع قدرت سیاسی بود، به هر شکل و به هر صورت. و از طرفی نمی خواست ماهیت خودش را برملا کند چون بخوبی میدانست چنین حرکتی به منزله از دست دادن کسانی بود که گرداگردش جمع شده بودند و فریب برنامه سیاسی البته اگر بشود نام آنرا برنامه گذاشت خورده بودند و به همان میزان فعالیت هم میکردند.
آیا به دروغ میتوان چیزی را اثبات کرد؟
رهبران سازمان از ملاقات خانواده ها با اعضا جلوگیری می کنند چون باور دارند که وجود خانواده ها و ملا قات با آنها باعث بهم ریختگی و ضعف عنصر درونی افراد ثابت قدم!!؟؟ سازمان میشود و علت فرار آنها را از سازمان فراهم میآورد و کاسه تشکیلات سازمان را با سوراخ بوجود آمده خالی میسازد. این موضوع با ادعاهای سازمان و لم یرتابو بودن افراد انقلاب کرده و جهانی شدن ایدئولوژی سازمان مغایرت دارد.
پیام صوتی آقای محمد رزاقی به اسیران در بند فرقه رجوی
ای کاش این امکان وجود داشت که میتوانستم بطورمستقیم با شما حرف بزنم ولی افسوس که سران این فرقه مافیایی سالیان سال که جلو اخبار واقعی را گرفته اند و تنها یک مشت اخبار دروغین را در بولتن چاپ میکنند و در تابلو اعلانات میزنند ؛ ای کاش سران این فرقه مافیایی ذره ای شهامت داشتند و میگذاشتند که شما از طریق ماهواره و اینترنت یا از طریق ملاقات با خانواده ها از اخبار واقعی ایران و جهان با خبر می شدید
بازخوانی بیش از دودهه جنایت وخیانت ومزدوری فرقه رجوی – قسمت اول
نگاهی به برخورد های چندگانه وموضع گیریهای سرکرده این سازمان درمورد رخدادهای آن زمان نشان می دهد که مسعود رجوی گرچه درظاهر تعریف ها وتمجید ها وکاسه لیسی ها و تملق گویی های زیادی نسبت به آقای خمینی می نمود ولی درباطن آنگونه که رخدادهای دهه شصت نشان دادند نه تنها هیچ علاقه ای نسبت به جمهوری اسلامی وشخص ایشان نداشت بلکه با مخفی کردن مقداری اسلحه وسازماندهی گروهی از جوانان دنبال فرصت وبهانه ای بود که ماهیت پلید وتروریستی خودرادنشان داده
اطلاعیه انجمن ایران باستان در رابطه با آزادی شهاب حسینی
ما جدا شدگان و رها شدگان که تمام هست نیست ما طی دهه ها اسارت در اینفرقه توسط سیاستهای غلط و قدرت طلبی محض رهبران اینفرقه نابود شده است و خود سالیان در ان زندان مخوف (اشرف) بوده ایم حالا معنای آزادی خود و شهاب را بخوبی درک و احساس میکنیم
مسعود رجوی درک درستی از واقعیت جامعه بی طبقه توحیدی نداشته و ندارد
طبقات بالا و پایین، غنی و فقیر بودن محصول استثمار است محصول فرعونیت است جامعه بی طبقه توحیدی مسعود رجوی همانند سایر شعارهای او می باشد که عملا به ضد خودش تبدیل شده است و امروز نتیجه ای جز محصور کردن ذهنی و فیزیکی افراد در اسارتگاه اشرف را نداشته است این چه جامعه بی طبقه توحیدی است که با از هم پاشیدن خانواده ها و آواره کردن فرزندان شان بیشترین فاصله را بین انسانها ایجاد می نماید؟
تاکید عراق بر اخراج مجاهدین خلق
مشاور جدید امنیت ملی عراق آقای صفا الشیخ تاکید نمود که دولت جدید عراق به حضور سازمان مجاهدین خلق ایرانی (فرقه رجوی) پایان خواهد داد چرا که سابقه قبلی و فعالیت های کنونی آنها بوضوح منفی است. وی همچنین گفت:”دولت جدید عراق به حضور سازمان مجاهدین خلق در این کشور بخاطر سابقه و نقش منفی این سازمان در گذشته و حال خاتمه خواهد داد”.
فعالیت های شبکه جاسوسی مجاهدین در آلمان
نوع دیگر جاسوسی مجاهدین در مورد ایرانیان آزاده بکار گیری افراد و خبرچین های سازمان درقالب روابط خانوادگی می باشد که این نوع هواداران که در حقیقت آنتن ویا خبر چین های سازمان می باشند درقالب روابط خانوادگی و مهمانی و پیک نیک به افراد مختلف نزدیک شده و مسایل خانوادگی آنان را بطور ریز برای سازمان گزارش می نمایند.
حیات یا ممات سازمان مجاهدین بعد از ۲۹ سال مزدوری
امروز که بعد از 29 سال مسیر طی شده را نگاه می کنیم، تاریخ این گروه برای همگان روشن شده ولی این طور به نظر می رسد که برای رهبران این فرقه هنوز یک سری مسائل مبهم است. به همین خاطر نیاز دانستم که اشاره ای داشته باشم به سو استفاده از جنگ ایران و عراق به عنوان ستون پنجم که باعث شد در زیر پرچم حزب بعث عراق برای خود محلی برای زندان نیروهای خود ایجاد کند که بازوی نظامی شورای ملی مقاومت باشد.
مجاهدین خلق در انکار
نگاه داشتن اعضاء در انزوا به رهبران اجازه می دهد که از مکانیسم انکار به عنوان وسیله شستشوی مغزی اعضاء استفاده کنند. از آنجایی که اعضای مجاهدین تنهـــــا در معرض اخبار محدود و فیلتر شده از سوی سران یا رسانه های خود سازمان قرار دارند، سران کمپ به سادگی قادر به تکذیب واقعیت های جهان بیرون و حوادث درحال رخداد، هستند و در عوض اکاذیب ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغاتی خود را به ذهن افراد القاء می کند.
پیام تسلیت به خانواده گرفمی
این پدرسالیان پیشتردودخترش بنامهای نرگس (فلورا) وفهیمه را بمنظورادامه تحصیل روانه آلمان میکند و بدین منظوردلش خوش بود ولیکن خبرمیرسد که دخترانش با وعده های واهی جذب مجاهدین شده وسرازعراق درآورده ومتعاقبا خبرقربانی شدن نرگس درعملیات موسوم به فروغ جاویدان نیزبگوش پدر میرسد وپس ازآن بود که دیگرپدربشدت مریض وافسرده خاطربخاطرازدست دادن عزیزانش وعدم ارتباط با آنان میشود
جنگ فرمانداران دروغین سراوان در اشرف
عبدالقادر که خواب فرماندار شدن را نمی دید از اینکه یکشبه به چنین مقام مهمی انتخاب شده در خلوت خود سراز پا نمی شناخت.فردا صبح عبدالقادر در سالن غذا خوری پذیرش در حالیکه تعدادی از همشهریهای بلوچش به دورش حلقه زده بودن با آب وتاب تعریف می کرد که از طرف برادر رضا مرادی به فرمانداری سراوان منصوب شده.در همین لحظه صدای نادر بلند شد که می گفت بیخود من فرماندار سراوان هستم ودیشب در نشست برادرسعید نقاش خودش به من گفت که بعد از پیروزی انقلاب فرماندارسراوان می شوم

