عاقبت پرونده هفده ژوئن و سی خرداد
دولت فرانسه به این تحلیل رسیده بود که ممکن است این گروه بعد از عراق در اروپا به انجام اقدامات تروریستی روی بیاورد به همین خاطر با تدارکات لازم و بکارگیری نیروی ویژه پلیس به مقر این فرقه در اوور یورش برده و مریم رجوی و تعدادی از مسئولین آنرا دستگیر و اسناد و شواهد و مدارکی را نیز در اثبات طرح عملیاتی خود بدست آوردند و یا دست کم اعلام کردند که بدست آورده اند.
فرقه مجاهدین دنباله رو حوادث ایران
فرقه مجاهدین بخاطر خیانت و اشتباهات فاحش خود در مناسبات داخل ایران هیچ نقشی ندارد و جوانانی که امروز به خاطر نتایج اعلام شده آرا، دست به اعتراض زده اند هیچگونه رابطه ای با این باند وطن فروش ندارند و انعکاس اخبار این اعتراضات توسط نیروی خائنی چون مجاهدین بیشتر برای دستگیر شدگان اسباب زحمت خواهد شد.
توطئه جنایتکارانه رجوی رادر هم بشکنیم
طبق خبرهای موثق دریافتی فرقه جنایتکار رجوی در نظر دارد که همزمان با فرا رسیدن 17 ژوئن دهها عضو سازمان را به منظور اعمال فشارهای سیاسی بر دولت عراق وعقب نشینی این کشور از درخواست اخراج این فرقه از عراق ترغیب به خود سوزی نماید. ما اعضای جدا شده از سازمان ضمن محکوم کردن این اقدام تروریستی از افکار عمومی جهانیان، سازمانهای حقوق می خواهیم که مانع از بروز یک تراژدی انسانی دیگر مشابه 17 ژوئن 2003 گردند.
حقائق پشت پرده ۱۷ ژوئن – قسمت دوم
همزمان با شدت گرفتن دامنه مخاصمات امریکا با عراق وبالا گرفتن احتمال تهاجم نظامی امریکا برعلیه عراق سران سازمان را واداشت تا اقدام به خروج بخش عمده ای از این پول به خارج نماید.بخصوص اینکه مسعود رجوی به دور از چشم اعضای سازمان زمینه های خروج مریم به همراه 50 نفر از بالاترین مسئولین سازمان از عراق را فراهم می ساخت تا در صورت بروز جنگ به پشتوانه همین پولها چند صباح دیگر را در پاریس ودیگر کشور های اروپایی خوش بگذرانند…
سی خرداد، شروع هفت تیرکشی مجاهدین در ایران
گروه مجاهدین ازابتدای فعالیت تازه ازسال 58 دربرابر این رژیم بعنوان یک طلبکار ظاهرشده بودند ولذا طلب سهمی هرچند کوچک از قدرت را خواستار بودند _ بنابراین آنها چون درجذب توده ها ورسیدن به میزانی ازقدرت از راه رای وانتخابات با عدم مقبولیت روبروشده بودند لذا راه درگیری بارژیم را برگزیدند تا با جمع آوری پشتیبان شهید خود رابرای درگیری گسترده تر بارژیم مهیا سازند
اعضای انجمن نجات خوزستان در جمع خانواده ها
روز جمعه مورخ 22/3/1388 هیئتی از اعضای انجمن نجات خوزستان متشکل از آقایان حمید دهدار حسنی و علی اکرامی با خانواده های عضو انجمن در شهرهای اهواز،اندیمشک ودزفول دیدار کردند.در این دیدار که در فضای کاملاً دوستانه و عاطفی صورت گرفت اعضای انجمن نجات بنا به دعوت قبلی در جمع خانواده های علاف پور، بزازان وساجدی حضور پیدا کرده وساعاتی را درکانون گرم وصمیمانه آنها گذراندند.
حقایق پشت پرده ۱۷ ژوئن – قسمت اول
چگونه وبا چه مکانیزمی عده ای در آتش ساده باوری خود سوختند وجرقه اولین خود سوزی ها چگونه وبه دست چه کسانی وبا چه هدفی زده شد؟ اینها واقعیت هایی است که فرقه دروغ پرداز رجوی به عمد قصد دارد که به آنها نپردازد.آنها در اوج دنائت وبیشرمی باز قصد دارند با برگزاری مراسم به اصطلاح بزرگداشت 17 ژوئن به روی واقعیت های پشت پرده آن خاک بپاشند در حالیکه نسل رها شده از اسارت رجوی با بیان وافشای واقعیت های پشت پرده آن بر آنند که دکان های چند نبش عوام فریبی مریم ومسعود را برای همیشه در اذهان عمومی تخته کنند.
اقدام ضد انسانی و تروریستی فرقه مجاهدین
فرقه تروریستی مجاهدین چند روز پیش در یک اقدام ضد انسانی چند تن از تروریست های خود در تهران را به سراغ خانواده اینجانب فرستاده، با این بهانه که افراد مزبور از سوی اینجانب حامل بسته ای برای مادرم هستند. لازم می دانم که در همین جا به کلیه افراد جدا شده از این فرقه منفور یاداوری کنم تا خانواده خود را در جریان این موضوع قرار دهند تا آنان نیز مراقب این مسایل باشند، این فرقه به حدی ضد بشروجنایتکار است که حتی ممکن است با بسته های انفجاری دست به چنین اقدامات تروریستی بزند
اوورسوراواز کانون اتفاقات غیر منتظره
حضور قریب به سه دهه ای سازمان مجاهدین در فرانسه تا این زمان تقریبا در هر سال اتفاقاتی را رقم زده است که در نوع خود کم نظیر و بعضا بی نظیر بوده است و تنها می توان با صفت غافلگیرکننده و منحصر به فرد توصیف کرد. اینها تنها رویه های ظاهری و برملا شده از حضور سه دهه ای سازمان مجاهدین خلق در فرانسه بوده است. والا به اذعان مقامات فرانسوی و دستگاه های امنیتی این کشور سازمان مجاهدین اقدامات ضدمدنی به مراتب سنگین تر و غیرمنتظره ای در طی این مدت مرتکب شده است.
۱۷ ژوئن یادآور تثبیت عدم مشروعیت مجاهدین
17 ژوئن 2003 یک سرفصل تاریخی ضد تروریستی است و ماسک حقوق بشر مجاهدین را از چهره آنها برداشت و آنها را در دنیا بار دیگر به بدنامی ثبت کرد و ثابت کرده است که مجاهدین چه در عراق و چه در غرب به استراتژی خشونت همچنان پایبند هستند و استعداد اقدامات تروریستی را دارا میباشند. سازمان مجاهدین بدلیل محروم کردن عده ای از زندگی و آزادی عمل و به اسارت درآوردن آنها در اردوگاه اشرف کارنامه مثبتی از خود بجا نگذاشته است مضاف بر آن همچنان بر طبل خشونت می کوبند که جز فرو رفتن در انزوای بیشتر در بین ایرانیان و دیگران چیز دیگری برای آنها نداشته است.
مجاهدین و مستمسک پناهندگی در عراق
در تمام پیام 30 صفحه ای و توضیحات و تفسیرهایی که رجوی از دلایل رفتن اش به عراق مطرح می کند حتی یک مورد و حتی به صورت تلویحی اشاره ای به موضوع پناهندگی ندارد، اما تا دل تان بخواهد درباره لزوم رفتن به عراق و استفاده از خاک و امکانات این کشور برای سرنگونی حرف می زند. در آن زمان رجوی کاملا از موضع برتری جویانه و قدرت سیاسی اتخاذ مواضع می کند. چنانچه به مرور استقرار سازمان در عراق روابط تنگاتنگ و تودرتوی رجوی و صدام بیشتر افشا می شود و اساس این جنس تعامل و روابط تحت هیچ شرایطی در چارچوب های بین المللی قبل تعریف و تعمیم نیست.
پرونده ۱۷ ژوئن و سکوت مجاهدین
این شیوه برخورد سازمان با پرونده 17 ژوئن بیش از هر چیز نتیجه طولانی شدن پروسه این پرونده و از طرف دیگر سکوت مقامات و دادگاه فرانسوی درباره وضعیت و مراحل پرونده بوده است. تاخیرهایی که به نظر می رسد بیش از هر چیز مرتبط با روال قانونی و معمولی است که الزاما دستگاه قضایی فرانسه باید آن را پشت سر بگذارد. اما برای مجاهدین این پروسه طولانی بدل به اهرم و ابزاری برای شانتاژ بازی و سوء استفاده های تبلیغاتی و مظلوم نمایی در پرونده 17 ژوئن شده بود.

