مریم رجوی

دیکتاتوری نه، ولی رئیس جمهور مادام العمر آری!!

بر کسی پوشیده نیست که دولت مردان غربی فقط برای منافع استعماری خود با بکارگیری انواع حیله ها و سیاست ها و اگر لازم باشد با چرخش های 180 درجه ای هر بار دشمن یا دوست ملتی یا گروه و دسته ای می شوند تا به اهداف خود برسند. امروز هم منافع اروپائیان ایجاب می کند تا در کسادی و ورشکستگی بازار اقتصادی – سیاسی در منطقه خاور میانه از مهره هائی استفاده نمایند که حتی زمانی سالیان در لیست سیاه آنان بعنوان تروریسم قرار داشته اند.
خارج نمودن نام فرقه تروریستی رجوی از لیست سیاه و دادن منع تعقیب قضایی رهبران تروریستها در پاریس نیز می تواند نمونه آن باشد.
امروز دولت فرانسه و اتحادیه اروپا از سر ناچاری مهره های سوخته ای را بکار گرفته اند که سال ها در دست نیروهای آمریکائی در عراق چون پادو مورد استفاده قرار گرفته و در پایان ماموریت خود آنها را بلا استفاده در بیابان های عراق رها نمودند و رفتند.
اما جشن و پایکوبی رجوی های وطن فروش به بهانه منع تعقیب قضایی که آنرا یک پیروزی بزرگ برای مقاومت می خوانند آن هم در شرایطی که بازوی اصلی فرقه در عراق در حال تعیین تکلیف و اخراج است، بسیار جالب و دیدنی است. این روز ها که خانم قجر دجالانه سعی دارد با سر در زیر برف کردن و واقعیت موجود فرقه را به گونه ای دیگر جلوه دهد و این بازی سیاسی را یک پیروزی بزرگ بنامد و برای توجیه عملکرد تروریستی و رسوائی و در آب نمک ماندن چند سال گذشته خود، سردمداران قبلی دولت فرانسه را بعنوان مقصران اصلی معرفی کند و در فضای بوجود آمده به همراهی شرکا باند خود در تلاشند تا عملکرد های گذشته و اقدامات تروریستی فرقه اش را مقاومت در راه برکناری دیکتاتوری در ایران جا بزند.!!
در همین رابطه او طی سخنرانی در کنفرانسی در پاریس برای فرار از عملکردهای تروریستی گذشته می گوید « چطور می خواهند از سرکوب یک مقاومت مشروع که چیزی جز آزادی بیان و آزادی انتخاب نخواسته است و می گوید حاکمیت از آن مردم و رای مردم است دفاع کنند مقاومتی که جرمش فقط و فقط این است که می گوید دیکتاتوری نه.» این حیله گر و فریبکار حرفه ای که با همکاری و حمایت صدام دیکتاتور و برخی از کشورهای غربی و اروپایی دستش به خون صدها هزار نفر از مردم ایران آلوده است توضیح نمی دهد که در کجای دنیا ترور 12 هزار زن و مرد و کودک بی گناه را مقاومت بر حق می دانند.!!!
اگر ترورهای شما در زمان آقای خمینی را مقاومت علیه دیکتاتوری بدانیم، ترور مستشاران آمریکائی در زمان شاه را چه می نامید؟ و اگر مشارکت و خیانت و وطن فروشی در جنگ هشت ساله در کنار صدام علیه مردم ایران را مقاومت در مقابل دیکتاتوری بنامیم،کشتار و ترور زنان و مردان و فرزندان کرد عرب عراقی را چه می نامید؟
خانم قجر که از بی اطلاعی و احساسات مستمعین و حضار در اور سوءاستفاده می کند آن چنان از دیکتاتوری نظام حاکم بر ایران صحبت می کند که انگار خود مبشر مدینه فاضله و آزادی در فردای ایران می باشد و فراموش کرده است که چه مناسبات ظالمانه ای بر تشکیلات اشرف بر قرار نموده است و هرگز اشاره نمی کند هیچ کس حق تماس و ارتباطی با دنیای خارج اشرف را ندارد.
هرگز برای حضار توضیح نمی دهد که تعدادی از مجرمان تحت تعقیب (از جمله محسن رضایی) همانانی هستند که روزی در اشرف سرکوب گران و زندانبانان و شکنجه گران منتقدین و معترضان و مسئله دارانی هستند که او آنها را اشرفیان مقاوم می خواند.
او هیچ حرفی از برخورد فیزیکی و ضرب و شتم فرماندهان باند تروریستی خود با معترضان و مسئله داران در نشست جمعی خود نمی زند.
او هرگز برای کسی توضیح نمی دهد که در حال حاضر چند نفر یا چند صد نفر در آسایشگاه و بنگال های داخل قرارگاه زندانی اند تا مانع فرار آنها از اشرف شوند.
و یا چگونه مسئولین مسئله دار و بریده در قرارگاه را خفه و یا سر به نیست و یا وادار به خودکشی می کنند و از پیکر بی جان او در راه اهداف شوم خود تبلیغ می کنند.
او در این شوی مسخره در قسمتی دیگر از صحبت هایش در یک مظلوم نمائی مکارانه می گوید « مگر ما چه گفتیم؟ آزادی برابری عدالت فقط همین…»
بعنوان یکی از اعضای این فرقه که مزه آزادی و برابری و عدالت خانم قجر را سالیان در اشرف چشیده ام، می گویم آزادی در قاموس رجوی های دیکتاتور یعنی بی اختیاری محض فرد در تشکیلات و ابزاری در دست رهبری فرقه بودن.
آیا قطع هرگونه ارتباط دو نفره – ممنوعیت قدم زدن دو نفره – آیا نداشتن امکانات ارتباطی شامل رادیو، تلویزیون، اینترنت، روزنامه آیا ممنوع بودن نوشتن تماس و نامه به خانواده آیا اجازه خروج از محوطه آسایشگاه نداشتن در طول شبانه و روز و… آزادی وعده داده شده خانم قجر است؟
چگونه خانم رجوی از آزادی پایمال شده در ایران دم می زند که خود بدون رای گیری و بصورت انتصابی از طرف شوهر فراریش رئیس جمهور مادام العمر به اصطلاح مقاومت شده است؟
انتخاب مادام العمر او چه فرقی با دیکتاتوری و حکومت 30 ساله مبارک (دیکتاتور مصر) دارد؟.
آیا منظور خانم قجر از آزادی همان شیوه انتخاب شورای رهبری است که یک شبه نصب و عزل می شوند؟
کی و کجا و با چه سیستم رای گیری این افراد انتخاب می شوند؟ چند نفر به آنان رای می دهند؟
در طول 30 سال گذشته چند بار در مجاهدین رای گیری شد؟ آیا اصلا حق انتخابی در فرقه شما وجود دارد؟
آیا برابری سازمان همان مناسبات کشتن است که رجوی بین زن و مرد در اشرف برقرار نموده و مردان را چون بردگان در اختیار زنان شورای رهبری قرار داده است.
آیا منظور خانم قجر از عدالت گرفتن حق هرگونه زندگی و بخصوص زندگی زناشویی و زن و مرد در اشرف است؟
آیا عدالت یعنی فروختن فرزندان خردسال مجاهدین به اروپائیان و یا سپردن آنها به صومعه های کشورهای اروپائی و… است؟ آیا عدالت یعنی سپر بلا کردن فرزندان فریب خورده خلق در عراق است؟
همان طوری که در تمام پیامها و سخنرانی های رجوی های فریبکار پیداست درد اصلی و نهایی آنان مسئله اشرف و اولتیماتوم و خروج آنان تا پایان سال 2011 است که جمع شدن آن یعنی پایان عمر فرقه تروریستی رجوی که حتی در اوج به ظاهر شادی و جشن به اصلاح پیروزی نمی توانند آن را بپوشانند و مجبور به اعتراف و نالیدن می شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا