فرقه رجوی و استفاده ابزاری از ماه مبارک رمضان

«یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون»
ای کسانیکه ایمان آورده اید روزه برشما مقررگردید کما اینکه برگذشتگان شما مقرر گردیده بود تا تقوا پیشه کنید.

ماه مبارک رمضان ماه ضیافت الهی، ماه نزول قرآن و ماه تقرب و تزکیه نفس از راه رسید. هرساله در چنین ماهی مسلمانان و مومنین خداجو یکبار دیگر فارغ از تمامی دغدغه های دنیوی و مال و کسب کار، خود را آماده شرکت در بزرگترین آزمون سراسری الهی می نمایند. آنها دل وجان وذهن وضمیر خود را از لوث وابستگی به هرگونه آلودگی خود پرستی، و در یک کلام، تمامی مظاهر فریبنده دنیوی می شویند تا به صورت سمبلیک با ترک عادت موقت خوردن و آشامیدن از دنیای حیوانی فاصله، و به کمال خداگونگی انسان ارتقاء یابند.
فرقه ضد اسلامی رجوی طی سالیان به منظور ایجاد وحدت تاکتیکی با اعتقادات مردم و کسب وجهه و مشروعیت مردمی، سعی نموده همانند دیگر شعائر از ماه مبارک رمضان نیز در راستای اهداف و منافع قدرت طلبانه خود استفاده ابزاری نماید. این فرقه که اصولا درمحتوا و بنیاد همانگونه که در موضع گیریهای علنی اعلام نمود هیچ اعتقادی، به بکارگیری سنت و شعائر مذهبی در صحنه عمل اجتماعی ندارد، ولی در پادگان اشرف و دیگر مراکز ستادی خود طی این سالیان، اعضا را موظف به روزه گرفتن می نمود و دراین راه آنقدر افراط و لجاجت بخرج می داد که اعضای تحت اسارت دافعه شدیدی نسبت به این ماه و دیگر شعائر دینی پیدا کرده بودند. گرمای طاقت فرسای عراق، وضعیت نامناسب جغرافیایی پادگان اشرف بدلیل خشکی و لم یزرع بودن محیط آن، ساعات طولانی وحجم سنگین کار روزانه و دست آخر شرکت در نشستهای طاقت فرسا و اعصاب خردکن موسوم به عملیات جاری دیگر رمقی برای روزه گرفتن اعضا باقی نمی گذاشت. مضاف برآن شرکت اجباری در مانورها و عملیات نظامی و آنهم در گرمای طاقت فرسا که اکثرا به گرمازدگی و بیهوش شدن اعضای شرکت کننده منجر میشد نیز دلیل دیگری برای عدم استقبال اعضا از این شعائر عظیم الهی بود. در مناسبات فرقه رجوی از آنجاییکه روزه همانند دیگر شعائر مورد استفاده ابزاری قرار میگرفت خیلی دگم اجرا می گردید و حتی انعطافات و موارد استثناء که در موازین شرعی در مورد بیماران و یا مسافران روی آن تاکید شده بود از طرف سرکردگان این فرقه به بهانه و توجیه کمبود نیرو و یا ضرورت انسجام تشکیلاتی نیروها و رعایت به اصطلاح حال روزه گیران رعایت نمی شد ولی ازطرف دیگر و در شرایط عملیات همین سرکردگان فرقه که آنگونه برای گرفتن روزه براعضا سخت میگرفتند تحت این توجیه که انجام عملیات و مسئله سرنگونی مقدم برهر چیزی است گرفتن روزه و حتی خواندن نماز را تعطیل می کردند. فرماندهان فرقه رجوی استدلال میکردند که با توجه به اینکه نیروهای پاسدار و بسیج مقید به گرفتن روزه هستند در ماه مبارک رمضان توان رزمی و آمادگی بدنی آنها تحلیل می رود. بنابراین بهترین موقعیت برای ماست که ازاین فرصت استفاده نموده و به رژیم ضربه بزنیم. نکته قابل توجه این بود که اکثر مسئولین بالا زن و مرد به بهانه بیماری از روزه گرفتن طفره می رفتند. بدلیل افزایش روزافزون موج مخالفتها با سرکردگان فرقه بخصوص دربدنه تشکیلات ماه مبارک رمضان فرصت خوبی برای ابراز این مخالفت در شکل مبارزه منفی بود برای مثال از ابتدای ماه مبارک که آمار روزه گیران را می گرفتند اکثریت به اتفاق اعلام آمادگی می کردند که می خواهند روزه بگیرند و تشکیلات رجوی و مسئولین ذیربط سیستم و برنامه ریزی غذایی خود را مبنی بر این آمار تنظیم می کردند ولی با گذشت چند روز به یکباره آمار اعضای روزه خوار چند برابر می شد و هرچه به نیمه ماه مبارک نزدیکتر می شدیم تعداد روزه بگیران بیشترآب می رفت و این برخورد اعضا تمامی محاسبات سرکردگان فرقه را بهم می ریخت.
از آنجاییکه بکارگیری اهرم زور و فشار اصلی ترین کارکرد سران فرقه برای کنترل و مهار موج نارضایتی اعضا بود عملا این شیوه دافعه خاص خود را درمیان اعضا به وجود می آورد بطوریکه نیروهای معترض ازهرشیوه ای برای بیان مخالفت خود استفاده می نمودند. درماه مبارک رمضان کیفیت غذایی بشدت پایین بود واصولا هیچگونه مشورتی با پزشکان در زمینه چگونگی بکارگیری مواد حاوی ویتامینهای مختلف و پروتئینها رعایت نمی شد و اعضای روزه گیر از این بابت دچار مشکل می گردیدند. اوج بذل و بخشش سران فرقه در میهمانی های افطاری که توسط مسعود و مریم ترتیب داده میشد خود را نشان میداد و برای اولین بار و بعد از گذشت یکسال در بشقاب افطاری هر یک از اعضا نصف مرغ گذاشته می شد که این خود یک انقلاب و تحول عظیمی در برنامه ریزی غذایی بود که نیروها بعد از یکسال خوردن غذاهای بی کیفیت آب بدون گوشت – سیب زمینی تخم مرغ آب پز با حلوا و بالاخره بادمجان همیشه درصحنه دلی از عزا درمی آورند و به خاطر همین یک پرس زرشک پلو تا مدتها از طرف مسئولین برآنها منت گذاشته می شد که رهبری برای شما ضیافت افطاری داده است. استفاده ابزاری فرقه رجوی از شعائر و اصولا مناسبتها و اعیاد ملی و مذهبی به دلیل دافعه اعضا بود و آنها بدرستی با نشان دادن حرکات اعتراضی ومقاومت در مقابل چنین شیوه ای که به غیرصادقانه ترین شکل خود را به رخ می کشید آرامش سران فرقه را بهم می زدند.
اما واقعیتی که درپشت تمامی سیاستهای ضدمذهبی فرقه رجوی نهفته بود اینکه آنها دراساس به هیچ اصول و پرنسیب و یا ارزشهای مردمی و خدایی معتقد نبوده و نیستند و تنها این شعائر وارزشهای مقدس بمثابه ابزاری در دست آنها برای پیشبرد اهداف و مقاصد ضدانسانی شان به شمار میرود و حال و روز و وضعیت پریشان این فرقه وبن بست فلاکت باری که در آن گرفتار آمده اند بی دلیل با این رویکرد ضد و نقیض و دوگانه نیست.ولی آنچه بمثابه یک حقیقت محض خود را همواره نشان میدهد ارج و قرب و منزلت ابدی این ماه مبارک است. ماهی که خدا بندگان خاص خود را برسر سفره خود فرا میخواند تا با بکار بستن سنت گذشتگان ناخالصی ها و تمامی مظاهر شرک و دوگانگی و منیت را از خود زدوده وتقوای رهایی پیشه کنند. ماهی که در آن قرآن کتاب جاودانه حکمت وبصیرت نازل گردید تا به مثابه راهنمای جاویدان بشریت منجی رستگاری آنها گردد. بی شک دراین میان فرقه رجوی همانند دیگر اسلاف تاریخی خود به دلیل سرکشی و تمرد از قوانین واصل خدشه ناپذیر اراده هستی بخش از گردونه تکامل خارج وبه زباله دان تاریخ پرتاب خواهد شد.
درآستانه این ماه پرفضیلت وبرکت ازخدا می خواهیم که به ما توان برخورداری از این ضیافت بزرگ را اعطا فرماید و نور هدایتش را بر دل وجان و ذهن و ضمیر ما بتاباند.
«ربنا لا تزل قلوبنا بعد ان هدیتنا»
بار پروردگارا قلبهای ما را بعد از آنکه به نور ایمان خود هدایت کردی نلرزان.
علی اکرامی   

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.