وقاحت پیام هفتم آبان 94 رجوی

در پی حمله خمپاره ای به کمپ لیبرتی و کشته شدن 23 تن از اعضای ساکن در اردوگاه حریه بالاخره مسعود رجوی در پیامی مختصر، وقاحت بار و خودخواهانه نسبت به وقوع این حمله موضعگیری کرد. او سعی کرد همچون ابلهی خودشیفته وانمود کند همه چیز این حمله را در یک لحظه کشف کرده و ادامه راهبرد لازم برای اقدامات بعدی را در چنته دارد. مثلا اینکه این حمله عمدا برای ساعت صرف شام پنجشنبه  افراد تنظیم شده بود، در سنگرهایتان بمانید اگر آب نفوذی به آنجا ندارد، قهرمان و لشکر فدایی هستید!!!؟؟، خونسرد باشید و منتظر ادامه کارزار!!؟، ایران منتظر باران و بالا آمدن آب در کف محوطه لیبرتی بود!!!؟؟، ایران می خواست کار را یکسره کند!!!؟؟

می بینید که رجوی چگونه با لفاظی و سفسطه آسمان و زمین را بهم میبافد تا حقیرانه و با منطقی غیر حقیقی بقبولاند که 50 نفر خانواده سالمند و پیر و فرتوت که اخیرا برای دیدار و ملاقات با فرزندان شان رفته بودند نفر اطلاعاتی ایران بودند و شاید کار شناسایی!!! هم توسط آنان انجام شده؟؟؟؟… همه این حرفها برای این هست دهن هر فردی را در تشکیلات که به هوای شنیدن صدای پدر و مادر خود در پشت سیاج لیبرتی  لب پر شده خونمالی کند، ببندد و قلدرمابانه یکه تازی کند… عنصر و رهبری بی شرف که از لای درب مخفیگاه اروپایی اش زمین گیر شدن در سنگر آب گرفته و دو نفره در لیبرتی را می دهد تا بیشتر از این وجاهت نداشته خود را نزد افکار و رسانه های جهانی بروز دهد.

واقعیت اصلی این هست این روزها فشارهای امریکا و عراق و کمیساریای عالی پناهندگان برروی فرقه رجوی  جهت آماده سازی های انتقال افراد به البانی فزونی گرفته هست بطوریکه همین اواخر مسئولین ملل متحد بهانه های مریم رجوی برای توقف کوتاه انتقال ها در ایام عاشورا را به علت برگزاری مراسم به همین مناسبت در لیبرتی را نپذیرفتند!!!..  ولذا بنظر میرسد انتقال هفتگی حداقل 50 نفر بطور هفتگی بدون هیچ مشکلی ادامه یابد. کاری که هیچ به دل رهبری فرقه رجوی خوش نمی آید.  کاهش بدنه اجتماعی جمع 1800 نفره با انتقال ها و نزدیک شده به هسته اصلی و تحت پیگرد و تروریستی این گروه دل شوره های مریم و مسعود رجوی را این روزها دو برابر می کند. افرادی همچون عباس داوری در ملاقات جاسوسی برای عراق و استخبارات آن کشور که فیلم هایش برای همگان آشناست تا فهیمه اروانی و پارسایی که زمانی مسئول اول سازمان بودند و خیلی از قتل و ترورها مربوط به اینهاست.  جالب تر اینکه مریم رجوی در نمایشی سخیف بجای اینکه مجامع بین المللی را به مساعدت در انتقال افراد لیبرتی ترغیب نماید بر شناسایی دائمی کمپ لیبرتی بعنوان کمپ پناهندگی اصرار می ورزید. کاری که نشان از خودخواهی او و همسر بی عرضه فراری اش دارد.  بی شک این موضوع برای همه افراد علاقمند روشن هست که رهبری مجاهدین هیچ علاقه ای به خروج افرادش از لیبرتی ندارد و همچنان سعی دارد دفع الوقت را داشته باشد و بنحوی زمان را برای کشته سازی های بیشتر ساکنین جهت بهره برداری های به اصطلاح حقوق بشری فراهم نماید. کاش میشد در مناظره ای تلویزیونی از مسئولین این سازمان تروریستی پرسید که منظور مسعود رجوی از ادامه کارزارهای پیشرو در لیبرتی چه خواهد بود.

 بدون توجه باین رجز خوانی های پوچ، جایگاه خود را نزد دلهای مردم ایران چگونه ارزیابی می کنید و فکر میکنید در این سالها چقدر فاصله بیشتری را در دوری از صفوف مردم ایران  گرفته اید؟

مسعود تقی پوریان

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.