برای عقب راندن پلیس فرانسه ، در عراق خودسوزی کنید!

در خرداد سال 82 چند ماه از سرنگونی صدام در عراق گذشته بود. نیروهای سازمان همه مسئله دار و متناقض از اینکه چرا به سمت مرزهای ایران نرفتیم و باید در اشرف باقی بمانیم. اکنون دیگر خبری از قرارگاههای دیگر نیست و آمریکا ما را در یک قرارگاه جمع کرده تا کنترل بیشتری داشته باشد. علاوه بر این برخوردهای فیزیکی و بی حالی نفرات، کسی تحمل خبر بدی را نداشت تا اینکه در غروب 27 خرداد سال 82 خبری در اشرف پخش شد مبنی بر اینکه پلیس فرانسه با حمله به سیزده پایگاه سازمان در فرانسه تعداد 165 نفر از جمله مریم رجوی را دستگیر و روانه زندان کرده است . این خبر یعنی چه ؟ مگر مریم رجوی در فرانسه حضور داشته ؟ مگر قرار نبود همراه مسعود با ما همراه ارتش باشد ؟ این چه خبری است ؟ آیا واقعاٌ درست است ؟ یعنی کار ارتش به اصطلاح آزادیبخش تمام شد ؟ اگر مریم رجوی دستگیر شده دیگر کارمان دراشرف و مبارزه تمام است ؟ البته این وضعیت در مورد همه از بالاترین مسئول گرفته تا پائین ترین فرد در مناسبات وجود داشت. دیگر دل و دماغی برای کسی نمانده بود و هر کسی به گوشه ای خزیده و درگیر تناقضات خودش بود.

تا اینکه مسئولین زن سازمان نشست گذاشته تا با انجام مغزشویی بتوانند جلوی انبوه تناقضات نفرات را بگیرند اما در این میان مریم رجوی هم برای اینکه کاری انجام دهد بیکار ننشسته و دستور داد برای عقب نشینی دولت فرانسه اقدام به آتش زدن خود بکنند و تعدادی از نفرات سازمان در اروپا دست به خودسوزی زدند. البته این سناریویی بود که توسط مریمرجوی از زندان چیده و در بیرون توسط مسئولین اجرا می شد. برای اینکه مسئله را بیشتر انسانی کنند دستور می داد که فرد مورد نظر در مقابل دوربین این کار را انجام دهد بطور مثال می توان به مورد محسن شریفی اشاره نمود که وی در مناسبات به واقع فردی کاسه لیس و مفت خور معروف بود عنوان می داشت که من وقتی بنزین را روی سرم ریختم کبریت نم کشیده و روشن نشد یعنی اینکه از قبل سناریو را آماده کرده بود من یادم هست وقتی نفرات این حرف محسن را شنیدند گفتند که او در فرانسه هم سعی دارد از زیر کار در برود و به مفت خوری خود ادامه دهد .
از اوضاع و احوال تشکیلات در اشرف بگویم، به دستور مسئولین زن به همه ابلاغ شد که باید در راستای آزادی مریم رجوی اقدامی انجام دهیم تا دولت فرانسه تحت فشار قرار گرفته و مریم رجوی را آزاد کند. دستور این بود که نفرات باید درخواست خودسوزی بنویسند تا در موقع لازم این کار انجام شود .

سئوال این بود که خودسوزی در قرارگاه اشرف که تحت محاصره ارتش آمریکا می باشد چه تاثیری می تواند روی دولت فرانسه داشته باشد ولی از بس کله مسئولین زن و مرد فرقه رجوی خالی از مغز بود به این گونه مسائل توجهی نداشتند و فکر می کردند هر چیزی که گفته می شود باید انجام شود .

این کار با مقاومت اعضای نگون بخت و مسئله دار روبرو شد و به جز تعدادی از مردان و زنان تهی مغز که درخواست خودسوزی نوشتند بقیه حاضر نشدند در دام تشکیلات رجوی بیفتند . دیگر کسی جرات نداشت سئوال کند که چرا مریم رجوی در فرانسه حضور دارد ؟ مگر قرار نبود در اشرف و در کنار ارتش کاغذی خود باشد ؟ البته همه این شامورته بازی چند روز بیشتر طول نکشید و مریم رجوی که در زندان فرانسه حضور داشت آزاد شد و پروژه خودسوزی که در اشرف شکست خورده بود به پایان رسید ولی اعضای فرقه نشان دادند که در هر کاری که سران فرقه بگویند حاضر به انجام آن نیستند و پیشبرد این خط نشان از فاصله گرفتن افراد از حرفهای رجوی بود و این پیام به او داده شد که دوران فریبکاری تو و زن سومت گذشته است .
این قسمتی از داستان دستگیری مریم رجوی در فرانسه بود که در نهایت به افشای ماهیت فریبکارانه رجوی راه برد که آنان فقط به فکر خودشان می باشند و جان دیگران برایشان مهم نیست .
مجید محمدی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.