30 مهر 1372 در سازمان مجاهدین چه گذشت؟

در ششم شهریور 1372 شورای ملی مقاومت در عراق اجلاسی تشکیل داد در این اجلاس مریم رجوی را به سمت رئیس جمهور آینده ایران معرفی کردند. این انتخاب توسط مسعود رجوی به شورایی ها تحمیل شد. سناریو توسط رجوی از ماهها قبل طراحی شده بود.
در واقع مریم رجوی در یک انتخاب آزاد به این پست نرسیده است زیرا اکثریت اعضای شورای باصطلاح ملی مقاومت از نفرات خود سازمان بودند و سازمان قبل از برگزاری اجلاس شورا که تنها یک نماینده داشت. رجوی زرنگی به خرج داد تعداد بسیار زیادی از اعضای قدیمی سازمان را عضو شورا کرد در واقع با این تزویر هم عده بسیاری را خر کرد و اسماً کرسی شورایی را به آنها داد و هم این که بتواند در شورا رای اکثریت را داشته باشد تا مریم رجوی را به بقیه تحمیل کند. اعضای غیر سازمانی که در شورا عضویت داشتند کسانی بودند که به لحاظ مالی وابسته به سازمان بودند مثل مهدی سامع و غیره به همین دلیل هرگز با پیشنهاد رجوی مخالفت نکردند. البته در آن ایام تنها مخالف جدی آقای متین دفتری و خانمش بودند وقتی به ماهیت کثیف رجوی پی بردند از شورای دست ساز خارج شدند ، ضمن این که در آن اجلاس هزار خانی هم گفت این انتخاب می تواند یک خودکشی سیاسی باشد ، بقیه اعضاء غلام حلقه به گوش رجوی بودند اعلام موافقت نمودند.
البته باید گفت خود مریم رجوی اولش با ناز وارد شد گفت من نمی خواهم این مسئولیت را بپذیرم اما پافشاری مسعود رجوی سبب شد او از حرفش کوتاه آمده و قبول کند. رجوی به وی گفت ابلاغ این مسئولیت الزام آور است از مصوبه شورا است باید بپذیرید. مریم رجوی هم گفت من این مسئولیت را به اتکای شما می پذیرم خلاصه با نان قرض دادن به یکدیگر سناریو را خوب بازی کردند و وی برای مدت نامعلومی رئیس جمهور شورای باسمه ای شد پستی که محتوایی ندارد واضح است این نوع انتخاب خارج از عرف شناخته شده بین المللی و دموکراسی است برای این که نه مدت زمان مشخصی را تعیین کرده و نه رقیبی در کار بود در واقع رقابت آزاد چند گزینه ای در کار نبود ؟ ضمن این که باید پرسید کسانی که آن روز وی را به این پست انتخاب کردند حال کجایند ؟
بنابراین باید گفت این کار مجاهدین شبیه حکومت های دیکاتوری و گروه های فرقه ای که رهبران آن مدام العمر هستند می باشد. رجوی با این انتخاب دو هدف را دنبال می کرد اول این که در پهنه تشکیلات نیاز به این کار داشت تا وانمود کند رو به جلو حرکت می کند در بن بست قرار ندارد دوم هدف این بود در صحنه بین المللی حرکت جدیدی را آغاز کند تا با این حرکت بر شکست های استراتژیک خود در خاک عراق سرپوش بگذارد.
مضاف بر این که در درون تشکیلات رجوی موضوع ریاست جمهوری مریم را به عنوان بندی از انقلاب ایدئولوژیک مطرح کرد که تک تک اعضای فرقه باید مانند بندهای قبلی از آن عبور می کردند تا به قول رهبران مجاهدین بتوانند در دوران جدید بار و مسئولیت بیشتری را بر دوش بکشند ضمن این که این انتخاب کارکردهای دیگری هم داشت. به عنوان یک وسیله سرکوب در داخل تشکیلات از آن استفاده می کردند و دیگر این که به بهانه انتخاب مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور هر سال با بزرگداشت هفته 30 مهر و با برگزاری جشن ها و راه اندازی مسابقات ورزشی جهت روحیه و رفاه آدم ها را مشغول می کردند.
به لحاظ سیاسی فرقه رجوی در باتلاق عراق سخت گیر کرده بود نیاز به حمایت های بین المللی به ویژه اروپا و آمریکا داشت تا بتواند در تعادل قوا دست پر داشته و خود را در صحنه بین المللی به عنوان تنها آلترناتیو مطرح کند از جهت دیگر رجوی اعتقاد داشت مریم رجوی وقتی در پاریس حضور داشته باشد می تواند خارج کشور را متحول کند و پیروزیهای سیاسی را برای سازمان به ارمغان آورد و ضمن این که تا حدودی خلاء نداشتن پایگاه اجتماعی در داخل کشور را هم پر کند. هدف اصلی رجوی از فرستادن مریم رجوی به غرب این بود تا حمایت غرب را بدست آورد اما دست بر قضا مریم دو و سه سالی که در فرانسه حضور داشت پیروزی چندانی به دست نیاورد به همین دلیل دست از پا درازتر در سال 1375 رجوی وی را به عراق بر گرداند در حقیقت این پروژه رجوی سرش در گل فرو رفت و مسئله ای حل نکرد.
در سال 1376 وزارت خارجه آمریکا بر اساس قانون ضد تروریسم مصوبه همان سال ، مجدداً سازمان مجاهدین را یک گروه تروریستی اعلام کرد. آمریکا در اواخر اسفند سال 1381 به عراق حمله و در فروردین 82 صدام حسین را ساقط کرد. مجاهدین در منجلابی که خود آن را بوجود آورده بودند گرفتار شدند در سال 1391 دولت عراق تصمیم گرفت با همکاری سازمان ملل ، مجاهدین را از خاک عراق اخراج کند البته مریم رجوی با انواع فریبکاریها نتوانست کاری از پیش ببرد بنحوی که تا پایان شهریور 92 قرارگاه اشرف را تخلیه و تمامی ساکنان به لیبرتی انتقال داده شدند و نهایتاً در سال 95 اخراج آنها به کشور آلبانی به سرانجام رسید.
اکنون که 26 سال از عمر ریاست جمهوری مریم رجوی می گذرد باید گفت وی قدیمی ترین رئیس جمهور متوهم خود خوانده جهان است که باید این رکورد در کتاب گینس ثبت گردد!!!
گلی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.