فلسفه شعائر در فرقه رجوی

دم زدن از شعائر و رعایت آنها در فرقه ی قرون وسطایی رجوی، مسلما شعاری بیش نیست. تناقض بین سکولاریسم و مذهب، همواره در مناسبات سازمان موج می زند، طرفدار نظام سکولار! باطن سکولار، اما ظاهر دینی! باطن مجذوب به فرهنگ غربی و بورژوازی و قدرتهای مسلط، اما ظاهر دینی و رعایت شعائر! مریم رجوی غرق در جراحی های زیبائی در سوئیس و … و ظواهر و لباس های رنگارنگ غربی، اما زنان در مناسبات با چهره های غبارزده و لباس خاکی و چهره های مردگونه!

در فرقه ی رجوی، شعائر روح و محتوا ندارد، برای در حصار نگه داشتن اعضاء، گاه شعائر به اصول هم نزدیک می شوند، صورت ها هست و باطنها نیست. رهبران فرقه رجوی از همان زمانی که انقلاب درونی را راه انداختند، سعی کردند با حفظ ظواهر و تاکید موکد بر شعائر دینی، افراد را بیشتر به درون قبر تنهایی و بدبختی فرو ببرند و با این شیوه ها، ریاکاری و نفاق در مناسبات را رواج دادند.
در ماه رمضان با افراطی گری های نمادین، بعد از اذان مغرب که نقل شده است، باید در خوردن طعام تاخیر نکرد، تاکید می کردند که اول ادای نماز و بعد خوردن غذا! نمازی که هیچ محتوایی نداشت و به “نمازهای دیجیتالی” در مناسبات مشهور بود.

همه کسانی که تجربه تلخ گرفتاری در مناسبات درونی مجاهدین را دارند، بخوبی می دانند که تبلیغ برای سریع خواندن نماز همیشه وجود دارد، می گویند کسی که نماز را طولانی کند، برای فرار از کار و مسئولیت است.

رجوی رمضان

بطور مثال در قرارگاههای مجاهدین در عراق، هیچ مسجدی که نماد دین و مذهب باشد وجود نداشت، تا اینکه در اواخر عمر رجوی در پادگان اشرف، برای اولین بار و برای مردم فریبی، به دستور مسعود رجوی مسجدی در خیابان 100 اشرف با گنبد و گلدسته ساخته شد که ظاهر مسجد و عبادتگاه را داشت، که آنهم فقط برای فیلم برداری و نشان دادن در سیمای کذاب مجاهدین بود تا جفنگیات خود را با ظاهر دینی به بینندگان قالب کنند، جالب اینکه درب این مسجد همیشه بسته بود و کسی حق نداشت به آنجا آزادانه وارد شود!

در هر قرارگاه در اشرف و یا سایر اسارتگاههای رجوی، محلی به نام نماز خانه وجود داشت که هیچ شباهتی به مساجد نداشت و همیشه عکس های بزرگی از مسعود و مریم رجوی در آن نصب بود.

صراحتا در مناسبات اگر دنبال کتاب قران می گشتی، مسئولین می گفتند این بازیهای آخوندی است که اسلام را در قران خوانی و کتاب قران خلاصه می کنند! ما می گوئیم (منظور از زبان مسئولین مجاهدین): برادر مسعود قرآن ناطق است و زبان او بیان مضامین قرآنی است، ما او را بعنوان رهبر انتخاب کردیم و هرگز از ما سئوالی نخواهد شد و در قیامت هم ما کاری به هیچ چیز نداریم و پشت سر او حرکت خواهیم کرد، او هم تنها شخص رابط ما با خداست و خود جوابگو خواهد بود، پس نیازی به تحقیق و تفحص در قران هم وجود ندارد، این بازیها را جمع کنید!

آیا باور می کنید که : به همراه داشتن کتاب دینی مسلمانان، قرآن مجید، در مناسبات آقای مسعود رجوی در سازمان مجاهدین خلق ممنوع است! اصولا نمی توان کتاب مقدس را در دسترس پیدا کرد! کجای اسلام گفته است که نباید کتاب مقدس قران را خواند؟ البته چنانکه همه می دانند کتاب مقدس مسلمانان در مناسبات مجاهدین هرگز در دسترس نبوده است، به دو دلیل:
نخست اینکه در محتوا مسعود رجوی و عروسک پیرش، هرگز به اسلام و مسلمانی معتقد نیستند. چرا که هرگز در اسلام نگفتند که دیشب با مهدی بخواب ، امشب با مسعود!

دوم هم اینکه در جای جای قرآن مجید، بر حفظ حریم خانواده تاکید شده است. بر حفظ حرمت والدین تاکید شده است. بر ازدواج تاکید شده است و طلاق هم تقبیح شده است. بر بسیاری از شعائر و اصول تاکید شده است که همه بر ضد قوانین اجرا شده در فرقه ی رجوی، می باشد.

اتفاقا مسعود رجوی همیشه در نقطه مقابل اسلام و قرآن قرار داشته است. او می گوید پدر و مادر خود را لعنت کنید، به آنها سنگ و کلوخ بزنید، خانواده شما (با عرض پوزش از خوانندگان) ” الدنگ” است! خانواده ” کانون فساد” است، ” زن و زندگی” یعنی نقطه فساد هر مجاهدخلق! و …

اعتقادات مسعود رجوی، نه ربطی به اسلام دارد، نه ربطی به مسلمانی! او یک موجود وحشی بی منطق است که از انسانیت فقط ظاهرش را دارد، کجای اسلام گفته است که می توان یک عده انسان را برای سالیان به بند کشید و خود را رهبر آنان نامید!؟ مریدانی که هیچ اختیاری ندارند. محصور و زندانی در زندان ها و اسارتگاههایی هستند که تجرد اجباری و قطع از دنیای بیرون، کوچکترین و جزیی ترین ظلم آشکاری است که به آنان روا داشته شده است! در دیدگاه رجوی اگر مکان و جایی برای زندان سازی و شکنجه اعضای ناراضی سازمان پیدا نشد، نمازخانه ها بهترین مکان برای زندانی کردن و شکنجه و قتل و کشتار است. وقتی اینچنین موجودی دم از شعائر و فلسفه شعائر می زند، در حالیکه کارنامه ای سیاه و ننگین از موارد متعدد نقض حقوق بشر و تجاوز به زنان مریدان خود در مناسبات اش موج می زند، انسان یاد نیرنگ “عمرو عاص” در جنگ صفین می افتد که قرآن ها را بر نوک نیزه ها بستند و قرآن بزرگ دمشق را نیز به کمک ده نفر به هوا بردند!

فرید

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا