پیام تجمع مردم عراق: زمان خروج فرقه رجوی از عراق فرا رسیده
روزگاری بود که تا شعاع ده ها کیلومتری قرارگاه اشرف هیچ جنبنده ای حق حرکت نداشت و بلافاصله طرف حساب گشت های مجاهدین و مخابرات صدام می شد. اما حالا روزگار برگشته و دیگر صدامی در کار نیست تا از نوکر خود حمایت کند و در حال حاضر علاوه بر خانواده ها که یک سال است در پشت درب اشرف ایستاده اند، مردم عراق نیز که از این فرقه تروریستی لطمات زیادی دیده اند بطور رسمی و ملموس موضع خود را نسبت به این فرقه به جهانیان نشان دادند.
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت هشتم
… زنی که برای دخترش در یک فرقه کاهنی بین المللی نامه نوشته بود، در عوض و در نهایت تعجب، نامه زیر را از غریبهای دریافت نمود: به طور اتفاقی نامه شما به دستم رسید که در حقیقت برای باربارا فرستاده بودید. در این لحظه محل دقیق او را نمیدانم، ولی خیلی زود خواهم فهمید و مطمئن خواهم شد که نامه تان را دریافت نماید… آخرین باری که از وی خبر داشتم، در نپال ـ که کشوری در همسایگی هندوستان است ـ بود. تا به حال، وی قطعا باید به کشور دیگری رفته باشد. شما میتوانید با من در ارتباط باشید، و من پیگیری میکنم تا شما گهگاه از کار او با خبر شوید.
مسئولیت جان انسان های اسیر در قرارگاه اشرف بعهده کیست؟!!
واقعیت این است که مسئولیت مرگ این افراد و آنگونه که سازمان اعلام و مدعی آن است، پیش از هرکس متوجه خود سازمان است. اگر موضوع و صورت مسئله را ورای تنگ نظری های فرقه ای و تشکیلاتی و امنیتی سازمان نگاه و داوری کنیم، هیچ عقل سلیم و انسان نورمالی به صرف شروطی که سازمان مطرح می کند، نمی تواند شاهد مرگ انسان هایی باشد که با کمی عقلانیت و دوراندیشی و حتی لحاظ منافع و سود و زیان های تشکیلاتی و گروهی، می شود از مرگ آنها جلوگیری و ممانعت کرد.
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت هفتم
انواع تاکتیکها برای سعی در پنهان نگاه داشتن فرقه در برابر خویشان و دوستان کنجکاو یا کسانی که خیلی سؤال میکنند، به کار گرفته میشود. برای مثال، اگرخویشاوندان با دفاتر عمومی یا رسانهها تماس بگیرند، عضو خانواده آنان در فرقه اغلب نسبت به هرگونه تماس بعدی با خانواده منع میگردد. معلوم شده است که اعضای جوانتر فرقه برای والدین یا پدر بزرگ و مادر بزرگ خود با عباراتی همچون: «من متأسفم که میشنوم شما باایستگاه رادیو تماس گرفتهاید، ولی چون چنین کاری را انجام دادهاید، دیگر برایتان نامه نخواهـم نوشت»، نامه ارسال کردهاند.
توهم مفرط رهبر عقیدتی مجاهدین
متاسفانه رهبری مجاهدین به جای درک واقع بینانه ی مسائل، مفاهیم و نیز رویدادهای عینی همچنان سعی دارد با نگاه تک ساحتی و ناراست به مفاهیم بنیادین و تحولات سیاسی آگاهانه یا ناخودآگاه برای”ذهنهای آمادهی کلیشهسازی” افراد مستقر در اسارتگاه اشرف و کادرهای تشکیلاتی فرقه ی مجاهدین پدیده های مسلم سیاسی را به مسلمات ایدئولوِژیک و توهمات ذهنی خویش تعبیر کند.
صحنه جدید از مغز شوئی فرقه رجوی
. آیا این گناه است که به خاطر عزیزان خود به هر دری می زنند و آن رهبر منفور فرقه نام اجیر شدگان به آنها گذاشته است و یا در جلو درب اشرف هنگامی که با صدای بلند نام عزیزان خود را صدا می زنند به آن خانواده مظلوم نام زوزه کش می گذارد و بالا ترین ارزش ایدئولوژیکی خود را که به نفرات اسیر القا می کند نرفتن به ملاقات می داند و نام این را هم تراز جدیدی از مرزهای بالا بلند ایدئولوژیکی و سیاسی مجاهدین می نامند وای بر تو که ارزش ایدئولوژی خود را اینطور نمایان می کنید که در دستگاه فرقه گری به ملاقات نرفتن و دوری جستن از خانواده را ارزش می دانید.
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت ششم
در بعد از ظهر 10 اکتبر 1978، مورانتس به خانه و سراغ صندوق پستی اش رفت، و آنگاه به وسیله یک مار پشت الماسی چهار و نیم فوتی (135 سانتی متر) که در آنجا گذاشته شده بود گزیده شد. اسباب صدای زنگ مار زنگی برداشته شده بود تا اخطاری شنیده نشود. طبق گزارشهای رسیده، او همچنان که با آمبولانس به طرف بیمارستان برده میشد، فریاد میزد «سینانون مرا زد!».
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت پنجم
یک حقوقدان کالیفرنیایی مورد هجوم یک مار زنگی قرار گرفت که توسط اعضای گروه سینانون در صندوق پستی او گذاشته شده بود.این فرقه از برنامه بازسازی افراد پس از ترک مواد مخدر و الکل شروع کرده و به یک فرقه چندین میلیون دلاری ارتقاء یافته و به همین ترتیب از یک بنگاه ظاهرا خیریهای به یک مذهب تغییر کرده بود. پل مورانتس، یک وکیل مدافع حقوقی در پاسیفیک پالیسیدز، با فرقه سینانون در سه کیس مدنی، بعلاوه یک کیس کودک دزدی جنگید که سرانجام قاضی حکم نمود مادر بزرگ میتواند سه نوه خود را از فرقه سینانون پس بگیرد.
فدا و صداقت در فرقه رجوی
نگاهی به زندگی و دغدغه رهبران مجاهدین به ما بیشتر خواهد گفت که آنها دائماً از نفرات شان صداقت و فداکاری می طلبند و هم اکنون فداشدن را به مثابه باز شدن راه تلقی می کنند. که اگر چنین تزی درست باشد و بر اثر فداشدن کسی راهی باز شود، پرسش اینجاست چرا رهبران این جماعت، خود را فدا نمی کنند تا راه بزرگتری باز شود؟ از رهبران این گروه هر چه دیده شود، صداقت و فداکاری دیده نمی شود و آنها با این دو واژه بیگانه اند و اساساً این شعار را در مورد خود قبول ندارند.
مردم عراق دشمنان رجوی های جنایتکار هستند
رجوی ها که بدلیل سابقه سراسر سیاه خود از آینده بسیار بیمناک اند، از هر حرکت مردم عراق رعشه در وجودشان افتاده و به محض اینکه از تحرکی مطلع می شوند داد و فریاد به راه انداخته و می خواهند با شانتاژ و فریب از تاثیرات آن بکاهند.در حالی که مردم و دولت عراق بارها مخالفت شان را با حضور فرقه تروریستی رجوی در عراق اعلام کرده اند
رجوی؛ جرثومه فساد اشرف به زباله دان تاریخ خواهد رفت
رجوی خود فروخته که از مقاومت و استقامت خانواده ها در جلوی درب اشرف به رعشه افتاده است هر روز با عناوینی سعی می کند که با شانتاژ و دروغ نیروهای خود را در مقابل خانواده ها قرار دهد ولی خانواده ها که خود به اشرف رفته و شاهد وضعیت اسفبار عزیزان خود شدند به خوبی متوجه آن گشته اند که او در صدد به تقابل کشاندن اسیران اشرف با آنان است و کوس رسوایی رجوی جلاد در مورد خانواده ها رو شده است و به همین دلیل بر تداوم حضور خود در جلوی درب اشرف اصرار دارند.
دیدار با خانواده های اعزامی از استان فارس به اردوگاه اشرف
اعزام خانواده های دردمند استان فارس به اردوگاه اشرف و جنگ و تلاش برای رهایی فرزندان اسیر در اردوگاه اشرف از طریق انجمن نجات شیراز مطلع شدم که تعدادی از خانواده ها عازم درب اردوگاه اشرف هستند. از آن جا که همگی را می شناختم لذا تصمیم گرفتم در آخرین لحظات رفتن شان با آن ها صحبت کرده و آن ها را ببینم. خانواده هایی که آمده بودند از من سئوال می کردند که فلانی را می شناسی؟ و و قتی که می گفتم بله – چنان خوشحال می شدند که گریه شان می گرفت – و بعضی هم با چنان ذوق و شوقی گوش می دادند که خودم هم چشمم را اشک می گرفت.